اين 3 طرح مورد نظر نتانياهو عبارتند از :
1 ـ تملك و تقسيم اراضي اشغالي جولان بين نظامياني كه در ارتش صهيونيستي فعاليت داشته اند به طور رايگان .
2 ـ اجراي طرح انتقال يك ميليون يهودي مهاجر از كشورهاي اروپاي شرقي اتيوپي آمريكاي لاتين و اروپاي غربي به سرزمين هاي اشغالي
3 ـ تملك اراضي كرانه باختري و شهرك سازي در مناطقي كه در اختيار فلسطيني ها بوده است و قرار است ساكنان فلسطيني آنجا به « كوچ اجباري » وادار شوند.
خوبست به اين سئوال پاسخ داده شود كه مقصود از اين سه طرح جديد صهيونيست ها چيست و آيا اساسا صهيونيستها قادرند چنين طرحهايي را اجرا كنند و مهمتر از آن اينكه در صورت اقدام صهيونيستها در اين زمينه چه مسائلي ممكن است رخ دهد
نبايد از نظر دور داشت كه امروزه نه تنها از مهاجرت يهوديان به سرزمين هاي اشغالي خبري نيست بلكه يهوديان مهاجر قبلي هم تدريجا با تلخكامي احساس مي كنند فريب خورده اند و فلسطين اشغالي آن سرزمين امن و آرامي كه ادعا مي شد نيست و آنها ترجيح مي دهند به سرزمين محل تولدشان باز گردند و خود را از مهلكه نجات بخشند.
« نتانياهو » نخست وزير رژيم صهيونيستي جذب مهاجران جديد را يگانه راه براي تقويت اسرائيل و ايجاد اقتدار دولت معرفي مي كند اما در عين حال اعتراف دارد كه سنگيني بار جنگ هم بردوش مهاجران است و در طول دوران جنگهاي 33 روزه و 22 روزه عليه حزب الله لبنان و غزه در بيمارستانها از مجروحين جنگي اسرائيل بازديد داشته ولي آنها سپس از اسرائيل رفته اند و آرزو كرد كه مجددا به اسرائيل باز گردند! ولي سئوال اصلي اينست مهاجراني كه فريب خورده اند و به اميد دستيابي به ثروت و امكانات بيشتر به فلسطين اشغالي مهاجرت كرده اند پس از مشاهده حوادث 2 جنگ اخير كه شاهد عيني شكست و ناكامي ارتش صهيونيستي بوده اند آيا حاضرند دوباره چنان اشتباهي را تكرار كنند
موضوع مهمتر اينكه اگر نتانياهو مي تواند مانع مهاجرت منفي يهوديان از فلسطين اشغالي شود درصورتيكه وي قادر به اين كار نيست چگونه مي تواند يك ميليون مهاجر جديد را پس از شكست در 2 جنگ به فلسطين اشغالي بكشاند بويژه آنكه اعتراف مي كند بدون حضور مهاجرين جديد شكوفائي اقتصادي غيرممكن و اقتدار رژيم صهيونيستي با دشواريهاي باز هم بيشتري مواجه خواهد بود.
موضوع تملك اراضي جولان و كرانه باختري هم نه تنها كمكي به صهيونيستها نمي كند بلكه انزواي آنها و اعتراضات جهاني عليه رژيم صهيونيستي را تشديد مي نمايد. بويژه آنكه اكنون حتي حاميان اين رژيم و متحدانش هم به طيف معترضين پيوسته اند و عليه سياستهاي توسعه طلبانه اعتراض دارند و تصريح مي كنند. اين اقدامات صهيونيست ها از اساس غيرقانوني و مردود است . هرچند به اين اعتراضات نمي توان دل بست ولي اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه انزواي جهاني صهيونيستها را بيش از پيش جلوه مي دهد.
با اينهمه رفتار تهاجمي صهيونيستها را مي توان از ديدگاه ديگري نيز مورد ارزيابي قرار داد. تاكنون صهيونيستها با توسل به جنگ و تهاجم نظامي سعي داشتند خود را از بن بست خارج كنند.
ولي پس از تحمل شكست خفت بار طي 2 جنگ گذشته عملا صهيونيستها از اين بابت در زير فشارند و در عين حال مايلند به اقداماتي متوسل شوند كه آنچه از طريق جنگ نتوانستند به آن دست يابند دستكم از طريق اقدامات تهاجمي و ايذائي دنبال كنند و يكبار ديگر شانس خود را امتحان كنند.
مشكل بزرگ رژيم صهيونيستي در مقطع كنوني اينست كه حتي متحدانش هم به رژيم تل آويو اعتماد ندارند. از جمله تركيه كه تا اين اواخر داراي روابط نزديكي با صهيونيستها بود اكنون جدي ترين اعتراضات را عليه آنها مطرح مي كند. دولت آنكارا سرگرم ميانجي گري ميان سوريه و رژيم صهيونيستي بود ولي ناگهان صهيونيستها با حمله به غزه جنگ تازه اي را به راه انداختند و تركيه را هم غافلگير كردند. طبعا در ميدان عمل چنين تلقي شد كه گويا ميانجي گري تركيه اقدامي آگاهانه در جهت غافلگيري اعراب بوده تا تلفات فلسطيني ها و موفقيت اسرائيل را بيشتر كند. رژيم صهيونيستي علاوه بر اينكه در اين جنگ شكست خورد همكاري تركيه را نيز از دست داد. طرح تملك و تقسيم اراضي جولان هم بنظر مي رسد اقدامي در جهت تحريك سوريه براي پيوستن به مذاكرات صلح باشد كه چنين وانمود شود گويا زمان به زيان سوريه سپري مي شود حال آنكه شواهد و قرائن موجود نشانگر آنست كه زمان به زيان صهيونيستها به پيش مي رود و تمامي طرحهاي رژيم صهيونيستي به زيان خودش و حاميانش به پايان مي رسد.
طرح هاي جديد نتانياهو دقيقا با همين انگيزه و براي تحقق همين هدف عنوان شده كه يكبار ديگر ابتكار عمل در اختيار صهيونيستها قرار گيرد ولي خشم صهيونيستها از اينست كه از يكطرف اعتراضات گسترده اي را شاهدند و انزواي آنها مرتبا بيشتر مي شود و از طرف ديگر حتي اين طرحهاي جديد هم فاقد كارآئي مورد انتظار هستند و عملا رژيم تل آويو را بيشتر در باتلاق حوادث غرق مي كنند.