اين نشريه فرانسوي نوشت: اوباما به محض بازگشت از كپنهاگ، نتايج كنفرانس سران درباره محيط زيست را نااميدكننده توصيف كرد. آنجا كه كاخ سفيد درباره پرونده هاي مهم ديگر چون جنگ افغانستان، ايجاد شهرك هاي اسرائيلي نشين در سرزمين هاي فلسطيني، وضعيت هندوراس و... از سياست خارجي جديد سخن مي گويد، در گذار از حرف به عمل بيش از آن كه قانع كننده باشد، به پرگويي مي ماند. با نگاهي به نخستين سال زمامداري اوباما به نظر مي رسد وي به چند كلاس تقويتي و آموزش اضافي نياز دارد.
لوموند ديپلماتيك در ادامه تحليل خود مي نويسد: در بررسي نخستين سال حكومت اوباما بايد به ياد بياوريم كه هيچ يك از سران آمريكا در بدو حكومت خود با موقعيتي چنين زوال يافته و رو به سقوط روبرو نبوده اند. 8 سال پيش هنگامي كه بوش رئيس جمهور شد، ايالات متحده از اقتصادي استوار و ارتشي به ظاهر پرتوان برخوردار بود و حريف جدي پيش رو نداشت. اوضاعي چنان مطلوب، اكنون از بين رفته است. تهاجم به عراق و افغانستان، همدردي و شور برآمده از 11سپتامبر را كه آمريكا برخوردار شده به هدر داد. به درازا كشيدن اين مداخلات، آن را به شكست و ناكامي فاجعه بار و پرهزينه تبديل كرده و روحيه ارتش را متزلزل ساخته است. در همان حال، دولت به مقررات مالي پشت پا زده تا وام هاي نسنجيده اي اعطا كند كه نهايتا به فروپاشي اقتصاد اين كشور انجاميده است. مبادرت به جلوگيري از زوال بيشتر، محتواي اصلي سياست دولت اوباما را تشكيل مي دهد.
لوموند با برشمردن فهرست گرفتاري ها و بحران هاي آمريكا در قبال روسيه، چين، افغانستان و عراق نوشت: شايد زماني هنوز ممكن بود كه موضوع برقراري دموكراسي در افغانستان و بهبود وضعيت زندگي مردم آن كشور را پيش كشيد. اما اكنون به نظر مي رسد كه چنين امري، دست كم با هزينه اي كه آمريكا بتواند تحمل كند، ديگر از دسترس واشنگتن بيرون باشد. ناگزير گزينه موجود ميان پيروزي ممكن طالبان و انجام عملياتي به قصد دادن فرصتي ديگر به رئيس جمهور حامد كرزاي براي جبران اشتباهات گذشته خلاصه مي شد. تشويش ديگر آن است كه نكند پيروزي طالبان در افغانستان به نيروهاي طالبان در پاكستان دل و جرئت بيشتري بخشد.
اين نشريه فرانسوي مي افزايد: وضعيت ايران نيز مبارزه طلبي دردسرساز و دست و پاگيري است. ترجيح آقاي اوباما روشن است. وي خواستار طرح ريزي شيوه برون رفتي از كشمكش بر سر تغليظ اورانيوم بر پايه مذاكره و گفتگوست. اوباما براي تحقق خواسته خويش كوشيد تا ايرانيان را به پاي ميز مذاكره بكشاند و در همان حال لزوم اعمال مجازات ها در صورت شكست اين روش را به روس ها بقبولاند. احتمال اندكي مي رود كه مجازات هاي تازه ايرانيان را به زانو درآورد.