۰
دوشنبه ۹ تير ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۳۰

نگاه امام خمینی به نهضت تنباکو

کل نهضت تنباکو و تاریخ آن منتسب به روحانیت است
نگاه امام خمینی به نهضت تنباکو
یکی از دغدغه های بزرگ فکری و سیاسی حضرت امام خمینی این بود که روحانیت اسلام از نقش بنیادی و محوری خود در امور اجتماعی و سیاسی غفلت کند و دیگر بار دوره فتور و رخوت به حوزه های علمیه باز گردد و فقها و علمای اسلام غرق در مباحث علمی و کلامی شوند و اندیشه های سیاسی اسلام را در محاق فراموشی قرار دهند.

نگرانی امام خمینی همواره در تمام مراحل نهضت و تا پایان عمر استمرار داشت و شاهد گویای آن هشدارها و بیدارباش های مکرر به مراکز حوزوی و فقها و اندیشمندان اسلامی می باشد که هیچ گاه دچار وقفه و فاصله نگردید.

امام خمینی که یک سیاستمدار بزرگ الهی بود و به عمق جریان های سیاسی و رخدادهای تاریخی در جهان معاصر وقوف و احاطه کامل داشت و نهضت ها و حرکت های اجتماعی و سیاسی و خاستگاه آنها را کالبد شکافی و ریشه یابی می نمود از سویی همه موفقیت های ناشی از جنبش ها و حرکت های اسلامی را حاصل و ثمره نهایی حضور روحانیت در عرصه فعالیت های اجتماعی و سیاسی می دانست و از سویی دیگر هرگونه تزلزل و ضعف و شکست را به طور قطع حاصل فقدان دقت ها و مراقبت های لازم روحانیت در انجام مسئولیت های سیاسی تلقی می نمود و طبیعی است که این ضعفها موجب رخنه دشمن در صفوف روحانیت و ایجاد اختلاف و تفرقه درمیان مبارزان روحانی و در نهایت مصادره همه چیز به نفع استعمار خارجی بود. .

در اندیشه های سیاسی امام خمینی نمونه و مصداق پیشرفت و موفقیت روحانیت در عمل دقیق و همراه با مراقبت به مسئولیت های اجتماعی و سیاسی « نهضت تحریم تنباکو » می باشد و نمونه پسرفت و شکست روحانیت در اثر غفلت از انجام وظایف سیاسی و تاثیر پذیری از ترفندهای دشمنان برای ایجاد تشتت و اختلاف بین روحانیون از یکسو و بین مردم و روحانیت از دیگر سو « نهضت مشروطه » است .


امام خمینی به خوبی نشان میدهند که نهضت تحریم تنباکو به رهبری میرزای شیرازی و تلاش و مجاهدت های علمای ایران نتیجه درک صحیح از وظایف اجتماعی و سیاسی و در پی آن قدرت بزرگی که از عمل به آن برای روحانیت به وجود آمد می باشد.

معرفت و شناخت به دست آمده از دیدگاه های امام خمینی درباره تجلی قدرت و توانمندی سیاسی روحانیت در نهضت تحریم تنباکو را پشتوانه ای برای همه مراکز حوزوی میدانیم به ویژه آن که امام خمینی تا پایان عمر ـ و مخصوصا در پیام تاریخی خویش به روحانیت ـ توجه و نظر و عمل دقیق به وظایف و مسئولیت های سیاسی و اجتماعی علما و فقهای اسلامی را بسیار حیاتی و ضروری معرفی می کردند. ضمن آن که علاوه بر مراکز حوزوی و روحانیت اسلام اقشار مختلف مردم جامعه مخصوصا نسل جوان ما نیز باید نسبت به این موضوع شناخت دقیق کسب کنند تا در معرض القائات قدرت های استعماری و ایادی و اذناب داخلی آنان که جریان های مرموز و خطرناک فکری و سیاسی با ادعاهای تامین آزادی و دموکراسی و حقوق بشر در جوامع و کشورهای مسلمان نشین می باشند قرار نگیرند و به صورت ابزار و پل عبور راه بازگشت سیطره استعمار بر ایران را هموار نسازند. و اینک متن رهنمودهای آگاهی بخش امام خمینی و پیام گیری از آن ها :

« به ما آن طور دست های توطئه گر تزریق کردند که ماها هم باورمان آمده است تو چه کار داری به این که چه میگذرد! تو مشغول درست باش ! تو مشغول فقهت باش ! تو مشغول فلسفه ات باش ! تو مشغول عرفانت باش! چه کار داری که چه می گذرد! در آن وقت اوایلی که این مسائل پیش آمد یکی از رفقای ما که بسیار خوب بود بسیار مرد صالحی بود و اهل کار هم بود لکن من وقتی یک قضیه را صحبت کردم که در این قضیه ما باید تحقیق کنیم گفت به ما چه کار دارد حاصل امر سیاسی است به ما چه کار دارد! این طور تزریق شده بود که یک مرد عالم روشنفکر متوجه به مسائل این طور میگوید که به ما چه کار دارد! پیغمبر هم می گفت سیاست به ما چه کار دارد امیرالمومنین هم که حکومت داشت … حکومتی داشت برای ذکر گفتن و برای قرآن خواندن و برای نماز خواندن و همین دیگر ! حکومت بود ولایت بود و تجهیز جیوش بود… همه اش سیاست است این ها.

آنی که میگوید که آخوند چه کار دارد به سیاست آنی که با آخوند خوب نیست این با اسلام بداست می خواهد آخوند را کنار بگذارد که می تواند یک کاری توی مردم انجام بدهدـ و هرکاری دلشان می خواهد بکنند… البته علمای ما در طول تاریخ این طور نبود که منعزل از سیاست باشند … مسئله تحریم تنباکو یک مسئله سیاسی بود و میرزای شیرازی ـ رحمه الله ـ این معنا را انجام داد . » (۱ )

۱ ـ حضرت امام خمینی ابتدا به توطئه عوامل استعمار برای منحصر کردن فعالیت های حوزه های علمیه و علما و روحانیون به مباحث علمی در موضوعات گوناگون همچون فقه و فلسفه و عرفان اشاره می کنند که در اثر آن روحانیت باید از سیاست کناره گیری کند و به انزوای درس و فحص گرفتار شود و از آنچه در گوشه و کنار با عملکردهای پیدا و پنهان قدرتهای استکباری می گذرد و در نهایت به سیطره استعمار فرهنگی استعمار سیاسی و استعمار اقتصادی می انجامد بی اطلاع و بی اعتنا باشند.

در نگاه حضرت امام این القائات به حدی وسیع و موفق بوده و هست که حتی برخی از علما و روحانیون را دچار تفکر مذموم و نکوهیده بودن اطلاع از امور سیاسی می نمود و حوزه های علمیه را در درس و تدریس محصور می کرد! این تفکر که هنوز رسوبات آن در مراکز حوزوی باقیست آگاهی سیاسی و تحلیل و بررسی عملکردهای قدرت ها و حکومت ها را با درس و تدریس و پژوهش های علمی در حوزه ها متضاد و در نقطه مقابل هم تلقی می کند و این عین ناآگاهی از تعالیم جامع اسلام در امور اجتماعی و سیاسی است که به صراحت دخالت در سیاست را ضروری می دانند و فقدان احساس مسئولیت در تبیین و تحقق نظام سیاسی و حکومتی اسلام را موجب رشد اسلام یکسویه و تعطیل قوانین جامع دین حق را که در تمام شئون حیات اجتماعی اقتصادی قضایی نظامی و سیاسی حاضر و ناظر و نقش آفرین است لازم می داند!

۲ ـ یکی از شیوه های حضرت امام خمینی در تبیین مسائل سیاسی و اجتماعی رویکرد تاریخی می باشد. حضرت امام این شیوه را که در واقع استناد به سیره و روش پیامبر اکرم (ص ) و ائمه اطهار (ع ) می باشد و وقایع و رخدادهای تاریخ اسلام را به طور دقیق و مشهود در مقابل دیدگان فکر و جان مخاطب قرار میدهد در فهم مطلب و اقناع ذهنی و نیل به حقیقت بسیار موثر می دانند.

حضرت امام در بیاناتی که از نظر گذشت ضرورت حضور در متن سیاست و عدم افتراق و گسست بین قوانین و تعالیم عبادی و اخلاقی اسلام با قوانین و احکام سیاسی آن را به تاریخ حیات سیاسی پیامبر اکرم (ص ) و امیرمومنان (ع ) استناد مینماید و به این نتیجه گیری میرسد که وقتی رسول خدا(ص ) و حضرت علی (ع ) تشکیل حکومت می دهند و در عرصه های سیاست ـ در مفهوم جامع و مصادیق کامل آن ـ حضور دارند و به اداره جامعه و کشور اهتمام می ورزند چه دلیلی برای نفی پیوند دیانت وسیاست و در پی آن مخالفت با دخالت روحانیت در سیاست باقی می ماند آیا می توان پذیرفت که پیامبر خدا و امیرمومنان برای ذکر و نماز و قرآن خواندن حکومت تشکیل دادند ! و آیا می توان اسلام را فقط در این امور خلاصه کرد و به گوشه گیری و بریدن از اجتماع و سیاست و فعالیتهای مربوط به این دو عرصه متمایل گشت آیا این نوع تفکر و گرایش همان رهبانیت و زهد خشک نمی باشد که باعث به وجود آمدن جمود و تحجر و قشری گری می شود و آیا ترویج کننده صوفی گری در انواع و اقسام آن و عرفان های ساختگی و در خدمت استعمارگران نمی گردد .

اگر روحانیت غفلت کند و به جامعیت اسلام نظر نگسترد و تعالیم و قوانین سیاسی آن را از جنبه های فکری و عملی به تجلی و ظهور در نیاورد تعجبی نخواهد داشت که این نحله های فکری منحط و مغشوش از دل حوزه های علمیه برخیزند و جامعه را مسموم و آلوده سازند! آیا حضرت امام خمینی در پیام تاریخی خویش به روحانیت همین آفت و خطر را گوشزد نمی کند .

۳ ـ حضرت امام خمینی مخالفت با روحانیت را مخالفت با اسلام میداند و کسانی که سامان دهنده تفکر استعماری انحصار حوزه ها به علوم و جدایی و گسست از صحنه های فعالیت های اجتماعی و سیاسی می باشند را در پی به دست آوردن فرصت و فضاهای مناسب برای شرارت علیه دین مبین حق و محقق ساختن برنامه های دیرینه استعمار در اسلام زدایی معرفی می کنند.

در نگاه ژرف امام خمینی این تعالیم و قوانین جامع اسلام است که مورد کینه و عداوت و دشمنی قدرت های استکباری جهان می باشد و اگر دستورالعمل هایی چون جهاد و مبارزه با کفر و شرک و نفاق و تقابل مستمر با ظلم و جور فساد از مجموعه قوانین دین حذف شود مخالف و عداوت استعمارگران و ایادی داخلی آنان علیه اسلام نیز فروکش می کند.

امام خمینی بارها متذکر شده اند که اگر اسلام روحانیت اسلام خلاصه شده در ذکر و نماز باشد نه تنها استعمارگران با آن به مبارزه بر نمی خیزند که از آن حمایت نیز می کنند!

امام خمینی یادآور می شوند که قدرت های استکباری سیطره بر فرهنگ و اقتصاد و منابع ثروت های ملی به ویژه نفت را می طلبند و با این وصف اگر علمای دین دست آنان را در نیل به این هدف باز بگذارند آنان هم دست روحانیت را می بوسند! و در چنین وضعیتی نه اسلام اسلام راستین است و مصداق های عینی اسلام انگلیسی و اسلام آمریکایی به صورت دام های خطرناک بر سر راه توده های مردم به ویژه جوانان رخ می نمایانند و نه روحانیت روحانیتی است که نگاهبان وحی و مرزبان توحید و مروج جامعیت دین مبین حق در گستره زمین باشد و از همین جا علمای درباری و غنوده در آغوش ستمگران و توجیه گر فساد و تعدی و ظلم و جور آنان در گوشه و کنار سرزمین های اسلامی سر برمی آورند همان گونه که امروز سر برآورده اند!

۴ ـ امام خمینی سپس به قدرت روحانیت که در رهبری سیاسی میرزای شیرازی متجلی گشت و استعمار را در جریان امتیاز استعماری تنباکوی ایران به خاک مذلت و شکست کشاند یاد می کند.

در تاریخ ۱۳۰۷ هـ . ق بین دولت ایران که توسط ناصرالدین شاه قاجار و با نظام شاهنشاهی اداره می شد و « ژرژتالبوت انگلیسی » قرار دادی موسوم به « رژی » منعقد گردید که انحصار خرید و فروش تنباکوی ایران را به مدت پنجاه سال به دولت انگلیس واگذار می نمود. این قرار داد که به وضوح منابع ثروت ناشی از استخراج تنباکو را به حلقوم روباه پیر استعمار می ریخت و در پی آن زمینه های استعمار فرهنگی و سیاسی را نیز آماده و مهیا می کرد با مخالفت مرجع تقلید آگاه شیعه که در سامرای عراق می زیست مواجه شد و در پی صدور فتوای تحریم تنباکو به منظور جلوگیری از تحقق این توطئه بزرگ علما و فقهای ایران از جمله فقیه توانا آیت الله شهید شیخ فضل الله نوری و آیت الله میرزا حسن آشتیانی به رهبری و سازماندهی نهضتی بزرگ با حضور مردم مسلمان پرداختند و سرانجام در اثر طوفان سهمگین به وجود آمده در سراسر کشور علیه استعمار انگلیس و دولت قاجار امتیاز انحصار تنباکوی ایران لغو گردید و روحانیت و مردم به پیروزی بزرگ و شکوهمندی دست یافتند.

حضرت امام خمینی در سخنان عمیق و عبرت آموز خود علت اصلی پیروزی نهضت تحریم تنباکو علیه استعمار خارجی و استبداد داخلی را « قدرت روحانیت » نام می برند :

« یکی از قدرت هایی که آنها (استعمارگران ) باز احراز کردند که باید شکسته بشود قدرت روحانیت بود که اینها با تجربه و با عینیت در جاهای مختلف دیدند که قدرت روحانیت می تواند جلوگیری کند از مفاسدی که آنها می خواهند ایجاد کنند از انتفاعاتی که آنها می خواهند از ما ببرند و ما را عقب نگه دارند. این ها می توانند یک چنین کاری بکنند. قضیه تنباکو در زمان مرحوم میرزا به این ها فهماند که با یک فتوای یک آقایی که در یک ده در عراق سکونت دارد یک امپراتوری را شکست داد و سلطان وقت هم با همه کوششی که کرد برای این که حفظ کند آن قرارداد را نتوانست حفظ بکند و مردم ایران قیام کردند و شکستند آن پیمانی که آنها داشتند. این یک تجربه ای شد برای آنها که ببینند یک آقایی در یک ده وقتی یک کلمه می نویسد که « امروز استعمال تنباکو در حکم محاربه با امام زمان است » و این موجش می آید همه ایران را فرامی گیرد به طوری که شاه مستبد با آن قدرت را می کوبد قلم این آقا می کوبد آن سرنیزه های آن روز را این ها فهمیدند باید این قدرت را بگیرند تا این قدرت زنده است نمی گذارد که اینها هر کاری دلشان می خواهد بکنند و دولتها عنان گسیخته شده باشند و هر طوری دلشان می خواهد عمل بکنند. و لهذا با کمال کوشش تبلیغات کردند بر ضد روحانیت و زاید بر اصل تبلیغات عمل خارجی کردند . » (۲ )

حضرت امام خمینی در سخنانی دیگر نیز تاکید دارند که عامل اصلی پیروزی نهضت تنباکو قدرت روحانیت بود که در شخص میرزای شیرازی بزرگ و علمای ایران جمع آمده بود و باعث شد که وحدت و همبستگی بزرگی بین فقها و علمای اسلام و نیز بین روحانیت و مردم به وجود آید و استعمار انگلیس را که در آن زمان به صورت یک امپراتوری بزرگ درآمده بود و به راحتی در کشورها نفوذ می کرد و آنها را مستعمره خویش می ساخت شکست دهد . (۳ )

امام خمینی تجربه ای که استعمارگران از قدرت سیاسی روحانیت کسب می کنند را عامل برنامه ریزی های شیطانی در دو عرصه « فکری و تبلیغاتی » و « عینی و عملی » برای شکست روحانیت معرفی می نمایند.

از جنبه فکری و تبلیغاتی آنچه به وضوح از دیروز تا امروز تداوم داشته است ترویج و گسترش ترفند استعماری جدایی دین از سیاست و به تبع آن ضرورت کناره گیری روحانیت از سیاست می باشد. همچنین تز استعماری « اسلام منهای روحانیت » و جایگزینی رهبری روشنفکران غرب گرا ـ و البته با نام و نشان ظاهری از اسلام ـ برای تحقق اسلام انگلیسی و در تداوم آن اسلام آمریکایی از جمله جلوه های فعالیت های فکری و تبلیغی استعمار می باشد.

از جنبه عملی حضرت امام خمینی نتیجه عملکرد شیطانی استعمارگران علیه قدرت و توانایی خیره کننده روحانیت در نهضت تحریم تنباکو را ایجاد اختلاف و تشتت بین علمای اسلام در نهضت مشروطه و جدا کردن مردم از روحانیت می دانند :

« در مشروطه بعد از اینکه ابتدا پیش رفت دست هایی آمد و تمام مردم ایران را به دو طبقه تقسیم بندی کرد… از روحانیون نجف یک دسته طرفدار مشروطیت یک دسته دشمن مشروطه علمای خود ایران یک دسته طرفدار مشروطه یک دسته مخالف مشروطه … و این یک نقشه ای بود که نقشه هم تاثیر کرد و نگذاشت که مشروطه به آن طوری که علمای بزرگ طرحش را ریخته بودند عملی بشود . » (۴ )

دامنه عملکرد استعمارگران و ایادی و عوامل داخلی آنان برای شکست قدرت روحانیت به دوره مشروطه محدود نشد بلکه در دوره بعد و با روی کار آمدن رضاخان استعمار بیشتر و هتاکانه تر پیشروی نمود چنان که امام خمینی پس از مطرح کردن تجربه استعمارگران از قدرت روحانیت در نهضت تنباکو و تلاش برای انهزام آن در دوره مشروطه به عنوان آغاز این تهاجم عملی به دوره بعد یعنی حکومت دست نشانده پهلوی در ایران اینگونه اشاره می نمایند :

« با دست رضاخان شروع کردند کوبیدن روحانیون را عمامه ها را برداشتن و مدرسه ها را جلویش را گرفتن لباس ها را تغییر دادن با آن شدتی که انسان شرم می کند که چه کردند با این طایفه » (۵ )

امام خمینی پس از این رویکردهای تاریخی و نمایاندن قدرت اجتماعی و سیاسی روحانیت به عنوان عامل اولیه و مبنایی پیروزی در نهضت تنباکو و شکسته شدن این قدرت در نهضت مشروطه در اثر غفلت علمای دین و مردم جامعه و بروز ننگین ترین عملکردها در دوره حکومت پهلوی به انقلاب اسلامی در ایران و بازگشت مجدد قدرت اجتماعی و سیاسی به روحانیت و پیروزی بر استعمار خارجی و استبداد داخلی اشاره می کنند و خطاب به علمای اسلام هشدار می دهند که باید این قدرت بزرگ را پاسداری و صیانت کنیم :

« ما باید بیدار باشیم … توجه داشته باشیم . وقت این نیست که امروز سر افراد دعوا بکنیم وقت این است که امروز همه قوایمان را « متحد » کنیم و این گروه ها « یکی » بشوند همان طوری که با یکی بودن این قدرت (رژیم پهلوی ) را زمین زدیم . حالا متفرقمان کنند و بعد هم یک قدرتی بیاید همه ما را از بین ببرد! الان وقت وحدت کلمه است الان وقت این است که همه ما قدرت هایمان را روی هم بگذاریم . از من که یک طلبه هستم از شما آقایان از این علمای اعلام اصفهان یا جاهای دیگر وقت این است که همه فکرهایشان را متوجه به این بکنند که حالا باید چه کرد … نباید ما مشغول یک چیزی بشویم که هیچ ارزشی پیش اسلام ندارد . » (۶)

این ندای امام خمینی برای همیشه در بستر تاریخ جاری می باشد و در گوش جان طنین می اندازد و راهگشای بیداری حرکت قدرت و عزت « روحانیت و مردم » می گردد.

باید بیندیشیم که آیا فریادهای آگاهی بخش این پیشوای بزرگ الهی را که تجسم گر همه دردها و رنج ها و مبارزات سخت و طاقت فرسای روحانیت اسلام و مردم مسلمان است لبیک می گوئیم .

باید بنگریم که عملکردهای حوزه های علمیه و فقها و علمای اسلام تا چه میزان در مسیر نیل به اهداف و آرمان های والای امام خمینی به ظهور و عینیت درآمده است .

آیا حوزه ها و عالمان دینی در خیمه وحدت به سر می برند و از تشتت می گریزند و به این وسیله قدرت اجتماعی و سیاسی روحانیت را به عنوان سرمایه اصلی و پشتوانه مستحکم اسلام و انقلاب و نظام اسلامی صیانت می کنند .

آیا مراقبند که تفرقه افکنان مجال ابراز وجود و تحرک مخرب علیه قدرت و وحدت علمای دین به دست نیاورند و آب ها را برای صید ماهی های مراد استعمار تیره نسازند .

مباد که حوزه ها در دامان غفلت بیفتند و در سکوت فرو روند و به گودال مخوف بی تفاوتی و عدم احساس مسئولیت در معارضه مستقیم و غیرمستقیم علیه عوامل تفرقه سقوط کنند و قدرت و وحدت روحانیت را در معرض تهاجم و آسیب و زیان متحجران و مقدس مآبان و تنگ نظرانی که امام خمینی بارها به خطر وجود آنها هشدار دادند قرار دهند و کسانی به القای خط مشی و تکلیف به این مراکز مقدس بپردازند که چه در ماهیت و چه در عملکرد با ظهور و بروز قدرت سیاسی روحانیت و تشکیل حکومت مخالفند و همواره در تقابل با نهضت امام خمینی قرار داشته و دارند. بیدار باشیم .

در ادامه به ماجرای دیدار آیت‌الله سید‌رضی شیرازی با امام خمینی درباره فتوای تاریخی تحریم تنباکو می پردازیم

متن زیر پرسش و پاسخ خبر نگار خبر آنلاین از آیت الله سید رضی شیرازی است که باهم می خوانیم.

پس از ترور شما در اوایل انقلاب، شما دیداری با امام خمینی داشتید که در این دیدار صحبت هایی درباره فتوای مرحوم میرزا شده است. امام در این باره به شما چه گفت؟

بله. این ملاقات بیش از یک ساعت طول کشید . امام(ره) احوال مرا پرسیدند و فرمودند: «فلان نشریه نوشته که تحریم تنباکو ربطی به میرزا ندارد، بلکه به دستور خارج بوده، ولی به اسم میرزا تمام شده. اینها می‌خواهند این مسأله را ثابت کنند که روحانیت کاری برای مردم نکرده. با این همه خدماتی که روحانیت از زمان نهضت تنباکو تا به حال کرده، می‌خواهند همه را به نام گروه دیگری تمام کنند، در حالی که کل نهضت تنباکو و تاریخ آن منتسب به روحانیت است.»

پسر مرحوم میرزا حسین نائینی از قول پدرش نقل می‌کرد میرزا خودش گفت که آن تلگراف از ناحیه مبارکه شرف صدور پیدا کرده است و باید مخابره شود. یکی از علما هم می‌گفت که سید محمد فشارکی از میرزا سؤال کرد:«شما که تنباکو را تحریم کردید، آیا این حکم مختص به ایران است یا کشورهای دیگر را هم شامل می‌شود؟ ایشان فرمودند: فقط مختص ایران است.»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاورقی :

۱ ـ صحیفه امام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی جلد ۲۰ ص ۱۱۷

۲ ـ همان مدرک جلد ۸ ص ۴۵۱ و ۴۵۲

۳ ـ مراجعه شود به صحیفه امام جلد ۱۸ ص ۱۷۱

۴ ـ همان مدرک ج ۱۸ ص ۱۷۰

۵ ـ همان مدرک ج ۸ ص ۴۵۲

۶ ـ همان مدرک ص ۴۶۱ و ۴۶۲

در اندیشه های سیاسی امام خمینی نمونه و مصداق پیشرفت و موفقیت روحانیت در عمل دقیق و همراه بامراقبت به مسئولیت های اجتماعی و سیاسی « نهضت تحریم تنباکو » می باشد و نمونه پسرفت و شکست روحانیت در اثر غفلت از انجام وظایف سیاسی و تاثیرپذیری از ترفندهای دشمنان در ایجاد تشتت و اختلاف « نهضت مشروطه » است .

معرفت و شناخت به دست آمده از دیدگاههای امام خمینی درباره تجلی قدرت و توانمندی سیاسی روحانیت در نهضت تحریم تنباکو را پشتوانه ای برای همه مراکز حوزوی می دانیم ضمن آنکه علاوه بر مراکز حوزوی و روحانیت اسلام اقشار مختلف مردم جامعه به ویژه نسل جوان نیز باید نسبت به این موضوع شناخت دقیق کسب کنند تا در معرض القائات قدرت های استعماری و ایادی و اذناب داخلی آنان که جریان های مرموز و خطرناک فکری و سیاسی با ادعاهای تامین آزادی و دموکراسی و حقوق بشر در جوامع اسلامی میباشند قرار نگیرند و به صورت ابزار و پل عبور راه بازگشت سیطره استعمار بر ایران را هموار نسازند .

امام خمینی یک سیاستمدار بزرگ الهی بود و به عمق جریان های سیاسی و رخدادهای تاریخی در جهان معاصر وقوف و احاطه کامل داشت و نهضت ها و حرکت های اجتماعی و سیاسی و خاستگاه آنها را کالبد شکافی و ریشه یابی می نمود .
مرجع : خط امام
کد مطلب : ۳۹۶۲۳۷
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

پیشنهاد ما