۰
سه شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۳۴

جنگ روانی و ترور فکری حربه دیروز و امروز

جنگ روانی و ترور فکری حربه دیروز و امروز
تحلیل امام خمینی از شیوه های جنگ روانی دشمنان برای ترور فکری شخصیت های موثر انقلاب و نظام اسلامی ماهیت « جنگ روانی » بهره برداری از تبلیغات مبتنی بر دروغ تهمت فریبکاری نیرنگ افکنی و فتنه انگیزی برای نفوذ در عواطف و احساسات و جلب و جذب مخاطبان به منظور استفاده از حمایتها و تحرکات آنان در جهت تحقق اهداف و مقاصد خاص جریان ها و احزاب سیاسی است .

و نیز اهمیت و نقش تاثیرگذار جنگ روانی موجب می شود تا در سطح کلان سیاسی توسط نظام های حکومتی سلطه جو و استعماری به بهره برداری های مکرر درآید و از این طریق راه های بسط حاکمیت پیدا و پنهان آنان بر کشورها و ملت ها صاف و هموار گردد و به همین دلیل است که آمریکای جهانخوار همواره « جنگ روانی » را مکمل بسیار مناسبی برای « عملیات نظامی » می داند و از این راه اشغال کشورها را تسهیل می نماید.

هم اینک و در عصر حاضر آمریکا حربه جنگ روانی را در ابعاد گوناگون و به قصد گسترش سیطره فرهنگی سیاسی اقتصادی و نظامی خود در ممالک مورد نظر به بهره برداری می رساند و از طریق عوامل خود در کشورها ـ که جریان های فکری و احزاب سیاسی و عناصر و مهره های دست آموز و پرورش یافته می باشند ـ جای پای خود را محکم می نماید و حکومتهای وابسته و حافظ منافع خود را به وجود می آورد.


شیوه جنگ روانی استعمارگران غربی بخصوص انگلیس و آمریکا در سرزمین های اسلامی به ویژه ایران و از گذشته تا امروز متناسب با محتوا و درون مایه های فرهنگی این ممالک اتخاذ میشود. این محتوا و درون مایه ها در موضوعاتی همچون دیانت اسلام و قوانین و تعالیم دینی مرجعیت رهبری سیاسی و اجتماعی دینی ارزش ها و هنجارهای اسلامی اجتهاد اسلامی و برخاسته از حوزه های علمیه جهاد اسلامی اتحاد و اقتدار مستحکم ملت و روحانیت نفی حاکمیت کفر و شرک و نفاق و طرد حکومت های طاغوتی و وابسته به بیگانه و تشکیل حکومت اسلامی دین باوری صحیح و راستین مردم مسلمان ایران را شکل می دهد.

استعمار گران انگلیسی و آمریکایی برای سیطره بر ایران با مشکل و مانع بزرگی مواجه بودند و هستند که مجموعه مفاهیم و موضوعات مزبور برای آنان به وجود آورده و می آورد. آنها این مشکل و مانع را در نهضت تنباکو نهضت مشروطه نهضت ملی ایران و قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۲ به رهبری روحانیت لمس کردند و اگر چه به تجربه های مبتنی بر پیروزی و شکست ـ و البته بیشتر پیروزی ـ رسیدند لکن همواره در اندیشه رفع این مشکل و مانع بزرگ برای همیشه و به منظور تثبیت کامل سیطره خود بر ایران بوده و هستند.

پیروزی انقلاب اسلامی با رهبری های شگفتی زای چهره شاخص روحانیت حضرت امام خمینی و حضور فعال عالمان برجسته و انقلابی در کادر هدایت و سامان دهی نهضت و پس از آن مدیریت کلان سیاسی کشور ضربه بسیار سخت و زیان باری بر پیکر استعمار غرب به ویژه نظام حکومتی آمریکا که با تلاشهای طولانی ایران را به صورت بزرگترین پایگاه سیاسی و نظامی منطقه برای حفاظت از منافع خود تثبیت نموده بود وارد کرد.

آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام اسلامی در ایران نمی توانست شاهد ساکت قدرت خیره کننده اسلام و انقلاب و برچیده شدن پایگاه های خود و مسدود شدن همه راه های سلطه سیاسی و چپاول اقتصادی خود باشد و به همین دلیل از چند زاویه و با چند شیوه به تقابل با انقلاب و نظام اسلامی پرداخت و « جنگ روانی » علیه چهره های شاخص روحانیت را که از نزدیکان و مشاوران عالی امام خمینی و در راس امور مهم و حیاتی و از اعضای اصلی کادر مدیریت سیاسی کشور محسوب می شدند آغاز کرد.

اگرچه جنگ روانی علیه شخصیت های اصلی انقلاب و نظام را دو تشکیلات سیاسی « دفتر هماهنگی » و « سازمان منافقین » دو عنصر خائن یعنی « بنی صدر » و « رجوی » سازمان دهی می کردند لکن این جریان و تحرک مخرب طیف وسیعی از مخالفان اسلام و حکومت دینی و روحانیت انقلابی را فرا می گرفت که شامل همه جریان های فکری و احزاب و جمعیت های سیاسی وابسته به غرب و آمریکا بودند.

هدف اصلی از این جنگ روانی ایجاد بحران عمومی (۱ ) برای گسستن پیوند ملت و روحانیت و به وجود آوردن تضاد و تعارض بین مردم و حکومت دینی و ساقط کردن تدریجی چهره های شاخص روحانی از مدیریت سیاسی کشور و جایگزینی عناصر وابسته به غرب و آمریکا در نظام حکومتی ایران بود همان گونه که آمریکا در اسناد لانه جاسوسی اعلام می نماید که خواهان روی کار آمدن حکومتی ملی و لیبرال در ایران است که روحانیون هیچ نقشی در آن نداشته باشند . (۲ )

حضرت امام خمینی ـ که در اصل و واقع هدف محوری دشمنان اسلام بود و در اثر شرایط خاص و تقدس شخصیت و محبوبیت وصف ناپذیر در میان ملت امکان تهاجم مستقیم جریان های سامان دهنده جنگ روانی و ترور فکری را از بین برده بود و به طور طبیعی بازوان توانا و مشاوران و صحابیان صادق و خالصش مورد تهاجم دشمنان قرار گرفتند ـ درباره این جنگ روانی و شیوه ها و اهداف آن تحلیل های دقیق و راهگشایی ارائه می دهند که پشتوانه بزرگ امروز و فردای ملت مسلمان ایران است . از این نگرش ها و تحلیل ها پیام گیری می کنیم .

۱ ـ در ادبیات سیاسی معاندان نسبت دادن صفت و روحیه « دیکتاتوری » به افراد و شخصیت های موثر رونق خاصی دارد و از این طریق در جنگ روانی ایجاد شده علیه آنها بهتر به فریب افکار عمومی می پردازند. زیرا این انتساب چنین القا می کند که شخصیت مورد نظر بسیار مستبد و زورگو می باشد و حاضر نیست نظر و دیدگاه دیگران را بشنود و به آن دلیل که دارای استبداد رای می باشد جز خود و تفکر خویش را بر نمی تابد و با سامان دهی یک فضای بسیار وحشت زا و خفقان آمیز به سرکوب افکار و نظرات می پردازد.

شگفت انگیز این است که بازیگران پشت پرده سیاست جنگ روانی خود به دیکتاتوری و استبداد رای مبتلا می باشند و برای از میدان بردن رقیبان و مخالفان همین نسبت را به دیگران می دهند و به این وسیله به اهداف خویش برای مطرح کردن خود و منزوی نمودن رقیب دست می یابند و مردم را به دنبال خود و در مقابل شخصیت سیاسی مورد نظر قرار می دهند و به مخالفت وا می دارند.

در جنگ روانی ایجاد شده توسط جریان های سیاسی وابسته به آمریکا در واقعه هفتم تیر همین نسبت ناشایست ـ که مخالفان اسلام و نظام اسلامی از مصادیق بارز آن بوده و هستند ـ به شخصیت بزرگ روحانی شهید مظلوم آیت الله بهشتی داده شد و متاسفانه در میان مردم تاثیر گذاشت و از عوامل ترور فکری او قبل از ترور فیزیکی آن عالم اندیشمند گردید.

در نگاه حضرت امام خمینی انتساب ستمگری و دیکتاتوری به شهید مظلوم آیت الله بهشتی و هر شخصیت موثر و مفید و کارآمد نظام به منظور منزوی کردن آنان و گرفتن فرصت های خدمت به دین و ملت و کشور از این عناصر اندیشمند و کاردان می باشد و در غیر این صورت هیچ ضرورتی برای تهاجم گسترده علیه این افراد در فکر و مخیله مهاجمان متصور نمی گردد :

« افرادی که بیشتر متعهدند موثرتر در انقلابند آنها را بیشتر مورد هدف قرار داده اند.ایشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگی بود. تهمت های ناگوار به ایشان می زدند. از آقای بهشتی اینها می خواستند موجود « ستمکار دیکتاتور » معرفی کنند در صورتی که من بیش از بیست سال ایشان را می شناسم و بر خلاف آنچه این بی انصاف ها در سرتاسر کشور تبلیغ کردند و « مرگ بر بهشتی » گفتند من او را یک فرد متعهد مجتهد متدین علاقمند به ملت علاقه مند به اسلام و به درد بخور برای جامعه خودمان می دانستم » (۳ )

۲ ـ « پرده دری و هتک حرمت » یکی دیگر از شیوه های جنگ روانی دشمنان برای انزوای روحانیت در واقعه هفتم تیر و پس از آن تا امروز میباشد. این شیوه با سرعت و سهولت در فرهنگ عمومی جامعه راه می یابد و گروه های کثیر مردم را که از ژرفای تعالیم و دستورالعمل های نظام اخلاقی اسلام بی اطلاع می باشند و چه بسا تعریف صحیحی از دروغ غیبت تهمت سخن چینی خدعه و فتنه ندارند و تفاوت آنها را از هم تشخیص نمی دهند ـ به دام می اندازد و واژه ها و عباراتی بر زبانشان جاری می کند و آنان را از این مکان به آن مکان و نزد این شخص و آن شخص به آمد و شد در می آورد و به هتاکی و پرده دری علیه شخصیت های فکور و خدومی که گناهی جز عشق به اسلام و خدمت به مسلمین ندارند وا می دارد.

در واقعه هفتم تیر و در جریان کودتای خزنده ای که عوامل آمریکا برای اضمحلال نظام اسلامی تدارک دیده بودند و خون پاک و مطهر شهید مظلوم آیت الله بهشتی و ۷۲ تن از یاوران اسلام مانع تحقق آن گردید حربه « پرده دری و هتک حرمت » در بالاترین مراتب و با سخیف ترین شیوه ها به منصه ظهور در آمد.

حضرت امام خمینی به جلوه ای از تحرکات مبتنی بر به کارگیری روش پرده دری و هتک حرمت در جنگ روانی دشمنان علیه انقلاب و نظام اسلامی و شخصیت والایی چون شهید مظلوم آیت الله بهشتی اینگونه اشاره می نماید :

« این جریان در کار بود که مردم را از شما جدا کند… این آقای بهشتی مسلمان متعهد مجتهد این چه کرده بود که توی تاکسی می نشستی می دیدی که دو نفر آدم به هم می رسند یک حرفشان فحش به اوست ! تو اجتماعات یک دسته ای مرگ برکی « طالقانی را تو کشتی » (می گفتند) خوب شما ببینید چه ظلمی به یک همچو موجود فعالی که مثل یک ملت بود برای این ملت ما با چه حیله هایی این را می خواستند بیرون کنند! » (۴ )

پس از شهادت مظلومانه متفکر شهید آیت الله بهشتی و آگاه شدن مردم از نقشه هاو حیله های دشمنان حربه حرمت شکنی شخصیتهای موثر و کارآمد نظام رنگ باخت لکن پس از چند سال دوباره در فرهنگ عمومی وارد شد و آفت و آسیب آفرید و امروز نیز شاهد تحرک افرادو گروه هایی هستیم که با همین حربه و روش به سلامت جامعه اسلامی ضربه می زنند و سعی در ایجاد تنش و تنازع و از بین بردن وحدت و همبستگی میان ملت و روحانیت دارند!

۳ ـ دادن نسبت « انحصارطلبی » به یاران امام و به این وسیله سعی در ترور فکری شخصیت های موثر نظام نمودن از جمله شیوه های دیگری است که همواره توسط جریان های فکری و سیاسی آمریکایی برای ضربه زدن به انقلاب و منزوی کردن این عناصر توانمند و مدیر و مدبر مورد استفاده قرار گرفته و می گیرد.

این ترفند یاران و مدیران ارشد نظام حکومتی ایران از جمله شهید مظلوم آیت الله بهشتی را متهم به تلاش عملی به منظور در انحصار در آوردن مقامات و ریاست ها و اهرم های حکومتی می کردند و در جامعه و در میان مردم چنین تبلیغ می کردند که متفکر شهید آیت الله بهشتی حضرت آیت الله خامنه ای و آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل داشتن صفت و عملکرد مبتنی بر انحصارطلبی مانع فعالیت های عناصری همچون بنی صدر و طیف لیبرال و غرب گرای رخنه کرده در تشکیلات حکومتی می شوند و در مسیر فعالیت آنها مانع تراشی و سنگ اندازی می کنند و همه این امور برخاسته از خوی مقام پرستی و قدرت طلبی و تمایل به در انحصار در آوردن همه مناصب به خود می باشد!

برای اهل فکر و صاحبان هوش از همان ابتدای تحقق این جنگ روانی علیه شخصیتهای موثر نظام مشخص بود که انحصارطلبان واقعی بنی صدر و طیف فکری و اجرایی وابسته به او هستند و در واقع انتساب این خوی و رفتار به شهید بهشتی و همفکرانش نوعی « فرافکنی » می باشد و آنان آنچه خود دارند به دیگران نسبت می دهند تا به این وسیله افکار عمومی را از حقایق و واقعیت ها منحرف کنند و مردم را علیه محورهای اساسی مدیریت کلان سیاسی کشور به مخالفت و شورش وادارند.

در نگاه ژرف حضرت امام خمینی شخصیت های روحانی اندیشمند و موثر نظام اسلامی کسانی نبودند که از کمبود مقام رنج ببرند و برای تصاحب آن به جنگ قدرت روی بیاورند که آنان در حوزه های علمیه و در میان مردم همواره معزز و مکرم بوده و هستند و رویکردشان به مسئولیتهای سیاسی و اجرایی به دلیل ضرورت و برای مدیریت کشور و خدمت به ملت است و این ضرورت حیاتی وقتی بیشتر چهره نمایاند که لیبرال های غرب گرا در عمل نشان دادند که دلباخته غرب و بیگانه با دیانت و ملت می باشند.

ببینیم حضرت امام خمینی چه زیبا و دقیق به بی نیازی اندیشمندان و شخصیت های موثر نظام به مقام و ریاست و پذیرش آن براساس ضرورت و نیز فرافکنی عناصر دلباخته قدرت و انتساب صفات و روحیات بیمار خود به شهید بهشتی و همفکرانش تصریح می نماید :

« شما گمان نکنید که این آقایان که وارد شدند در این شغل های دولتی این ها یک اشخاصی بودند یا هستند که راهی برای استفاده جز این مقام ندارند. اینها هر کدام اشخاص متعهدی بودند که در پیش مردم مقام داشتند در پیش روحانیت مقام بزرگ داشتند و این طور نبود که واخورده باشند که بخواهند بیایند اینجا انحصار طلب باشند. خدا انصاف بدهد به آنهایی که انحصارطلب بودند و می خواستند بهشتی و خامنه ای و رفسنجانی و امثال اینها را از صحنه خارج کنند » (۵ )

به این ترتیب سه شیوه مهم و موثر از مجموعه روش هایی که در ایجاد « جنگ روانی » برای « ترور فکری» شخصیت های موثر انقلاب و نظام اسلامی در واقعه هفتم تیر و توسط جریان های فکری و سیاسی متظاهر به اسلام گرایی و خدمت به مردم ـ و در اصل متعامل با غرب و آمریکا و تابع و گوش به فرمان کاخ سفید ـ برای انهدام نظام تازه پای جمهوری اسلامی ایران در سرتاسر کشور به ظهور و عینیت درآمد و اگر چه هر سه اندیشمند و شخصیت مدیر و کارآمد نظام اسلامی آماج حملات سخت و طوفان های سهمگین دروغ و تهمت و فریب و نیرنگ دشمنان قرار گرفتند و آبرو و حیثیت خویش را مشتاقانه در راه خدا در معرض تهاجم این جریان های مخوف قرار دادند و از قربانی جان و هستی خود در این مسیر دریغ نورزیدند لکن از این میان شهید مظلوم آیت الله بهشتی در آتش نفاق و فتنه سوخت و روح پاک و مطهرش از جسم خاکی اش به سوی ماوای افلاکی اش به پرواز و عروج درآمد و در جوار قرب و رحمت حضرت محبوب به آرامش رسید.

هم حربه جنگ روانی جریان های فکری و سیاسی معاند با اسلام و انقلاب به منظور ترور فکری شخصیت های موثر نظام و ایجاد بحران عمومی با فریب افکار مردم منحصر به واقعه هفتم تیر نشد و هم قربانیان این تحرکات ناجوانمردانه و ضد انسانی به شهید مظلوم آیت الله بهشتی محدود نگشت بلکه پس از این واقعه جانگداز در مقاطع مختلف تاریخ انقلاب و از جمله امروز این ترفند و حیله و نیرنگ برای منزوی کردن شخصیت های صالح و کارآمد و موثر نظام اسلامی تداوم داشته است . این استمرار و امتداد باشدت و ضعف و کاستی و فزونی همراه بوده است لکن باید اذعان و اعتراف نمود که امروز و در شرایط کنونی سیاسی جامعه شاهد شدت و فزونی و سیر صعودی مراتب این تحرکات مرموز و خلاف شرع می باشیم .

این تحرکات ـ که از چشمان تیزبین اهل بصیرت و شناخت و صاحبان تجربه های تلخ از گذشته تاریخ معاصر ایران پوشیده نیست ـ افکار عمومی را نشانه رفته است یعنی همان هدفی که در مقاطع پیشین تاریخ انقلاب به ویژه واقعه هفتم تیر مورد نظر جریان های مرموز فکری و سیاسی قرار داشت امروز نیز دنبال می شود. کار کرد این هدف و مقصد ترور فکری شخصیتهای مورد نظر با شیوه های شایعه سازی دروغ پردازی پرده دری و هتک حرمت دادن نسبت های ناروای استبداد رای و دیکتاتوری انحصارطلبی و امثال آن می باشد و پیروزی در به کارگیری حربه جنگ روانی و ترور شخصیت با روش های مزبور زمینه ها را برای سرکوب شدن و منزوی گردیدن عناصر صالح و اندیشمند مهیا و مساعد می کند و پس از آن جریان فکری و جناح سیاسی مقابل خود را یکه تاز میدانی می داند که به زعم آنان خالی از « مزاحم » ! است .

اگر تجربه های تلخ گذشته را زاد راه و پشتوانه مسیر امروز خویش سازیم به « بیداری » و « بینش » در ابعاد « فکری » و « سیاسی » می رسیم و نه تنها فریب نمی خوریم که در صدد تلاش های مسئولانه و آگاهی بخش در مسیر صیانت از جامعیت اسلام و سلامت انقلاب و نظام اسلامی و کوتاه کردن دست عناصر و گروه های فتنه انگیز و وحدت ستیز برخواهیم آمد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقی :

۱ ـ یکی از عناصر رسمی و موثر « دفتر هماهنگی » در اظهارات خود ـ در شرایطی که پیشرفت های قابل ملاحظه ای در تقابل و تعارض بانظام اسلامی و شهید مظلوم آیت الله بهشتی و همفکرانش به دست آورده بودند ـ اعلام نمود : « همه چیز در یک بحران عمومی حل خواهد گردید! »

۲ ـ مراجعه شود به اسناد منتشر شده از لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام

۳ ـ صحیفه امام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ج ۱۴ ص ۵۱۸ و ۵۱۹

۴ ـ همان منبع ج ۱۵ ص ۱۸

۵ ـ همان منبع ج ۱۴ ص ۵۱۹

اهمیت و نقش تاثیرگذار « جنگ روانی » موجب می شود تا در سطح کلان سیاسی توسط نظام های سلطه جو و استعماری به بهره برداری های مکرر درآید و از این طریق راه های بسط حاکمیت پیدا و پنهان آنان بر کشورها و ملت ها صاف و هموار گردد و به همین دلیل است که آمریکای جهانخوار همواره « جنگ روانی » را مکمل بسیار مناسبی برای « عملیات نظامی » می داند و از این راه اشغال کشورها را تسهیل می نماید
هدف اصلی از جنگ روانی ایجاد بحران عمومی برای گسترش پیوند ملت و روحانیت و ایجاد تضاد و تعارض بین مردم و حکومت دینی و ساقط کردن تدریجی چهره های شاخص روحانی از مدیریت سیاسی کشور و جایگزینی عناصر وابسته به غرب و آمریکا می باشد همچنان که آمریکائیان در اسناد لانه جاسوسی اعلام می کنند خواهان روی کار آمدن حکومتی در ایران متشکل از عناصر لیبرال می باشند که روحانیون در آن هیچ نقشی نداشته باشند
هم استراتژی و خط مشی جنگ روانی و هم تاکتیک ها و روش های آن به صورت مهم ترین و بارزترین مصداق و نمونه در واقعه هفتم تیر و در تحرکات جریان های فکری و سیاسی غرب زده و آمریکایی به ظهور و بروز درآمد .

هم حربه جنگ روانی جریان های معاند با اسلام و انقلاب به منظور ترور فکری شخصیت های موثر نظام منحصر به واقعه هفتم تیر نشد و هم قربانیان این تحرکات ضد انسانی به شهید مظلوم آیت الله بهشتی محدود نگشت بلکه پس از این واقعه جانگداز در مقاطع مختلف تاریخ انقلاب و از جمله امروز این ترفند و نیرنگ برای منزوی کردن شخصیت های صالح و کارآمد نظام اسلامی تداوم داشته است
مرجع : خط امام
کد مطلب : ۳۹۶۵۲۱
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

منتخب
کدخدا بی کدخدا
۳۱ شهريور ۱۴۰۰
سرود پیروزی در مدیترانه
۲۷ شهريور ۱۴۰۰
پیشنهاد ما