۰
دوشنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۴۷

لزوم رصد بازي غرب در سال جديد

لزوم رصد بازي غرب در سال جديد
سال 1394 با تمامي فراز و نشيبهاي خاص خود به پايان رسيد. بديهي است که هرگونه آينده نگري در خصوص نظام بين الملل و تحولات مربوط به آن، در گرو چهره پردازي و توصيفي دقيق از گذشته است. اصلي ترين شاخصه تحولات نظام بين الملل در يک‌سال اخير، بروز شکافهاي تازه در جهان و آغاز دگرديسي بنيادين در مناسبات شرق و غرب است. هرچند اين دگرديسي هنوز به مرحله تکامل خود نرسيده است، اما بروز شکافهاي تازه ميان آمريکا،اتحاديه اروپا و روسيه نشان دهنده خيزي تازه جهت بر هم زدن چارچوبهاي فعلي حاکم بر مناسبات جهان است. در اين خصوص لازم مي دانيم به برخي وقايع مهمي که طي يک‌سال اخير رخ داده است

(با نگاه به آينده ) اشاره کنيم:
توافق هسته اي ميان ايران و اعضاي 5+1 ،يکي از مهم ترين رخدادهاي سال 1394 محسوب مي شد. سرانجام در تيرماه سال 1394 و پس از سالها رايزني فشرده و مستمر، طرفين به جمع بندي مشترکي در خصوص مذاکرات هسته اي رسيدند. پس از آن نيز توافق هسته اي به تصويب کنگره آمريکا و همچنين به تاييد مجلس شوراي اسلامي ايران رسيد و در نهايت اجرايي گرديد. هم اکنون در فاز اجرايي شدن توافق هسته اي قرار داريم. با اين حال کارشکني‌هايي که از سوي ايالات متحده آمريکا در نقض ماده 29 برجام صورت مي گيرد( از جمله وضع محدوديتهاي ويزا و يا تحت فشار قرار دادن بانکهاي اروپايي براي تعامل با ايران ) موضوعاتي نيست که بتوان به سادگي از کنار آن گذشت. اين روند در سال‌جاري نيز ادامه پيدا خواهد کرد. از اين رو آينده پژوهي در قبال واقعه صورت گرفته يا همان توافق نهايي بالقوه با اعضاي 5+1 يک "ضرورت غير قابل انکار" محسوب مي شود.

تاکنون بارها عنوان شده است که اگر ما توافق نهايي احتمالي ميان ايران و اعضاي 5+1 را به عنوان " واقعه‌اي قطعي و غير قابل تغيير" در سياست خارجي، اقتصاد و سياست داخلي خود محسوب کنيم، با هرگونه تغييري در راهبرد،رفتار و حتي گفتار طرف مقابل دچار آشفتگي خواهيم شد. در چنين معادله‌اي ضريب آسيب پذيري ما در برابر آمريکا و حتي ديگر اعضاي 5+1، که به صورت بالقوه توان بر هم زدن توافق نهايي را دارند، افزايش خواهد يافت. اين دقت بايد در حوزه سياست خارجي ما بيشتر خود را هويدا سازد. در حوزه راهبرد پردازي ،تنها نقاطي مي تواند حکم " نقطه ثقل راهبردي" ما را داشته باشند که " غير قابل تغيير" و بسيار محکم باشند.اگرچه توافق هسته اي با اعضاي 5+1 مي تواند يک "نقطه عطف تاکتيکي" در سياست خارجي ما باشد، اما ياد کردن از آن به عنوان يک "نقطه گذار راهبردي" خطايي سخت و جبران ناپذير خواهد بود.از اين رو لازم است نگاه ما در حوزه سياست خارجي نسبت به توافق هسته اي صورت گرفته ميان ايران و اعضاي 5+1 بر مبناي بي اعتمادي به طرف مقابل تنظيم و تعريف گردد و با آينده نگري، عواقب و تبعات ناشي از هرگونه سوء رفتار طرف مقابل را در اين معادله مدنظر قرار دهيم.

موضوع بعدي که بايد نسبت به آن توجه ويژه داشته باشيم، معطوف به بازي خطرناک امنيتي غرب در منطقه و شبه قاره هند است. آنچه مسلم است اينکه غرب در سال جديد، يعني سال 1395 به تلاش خود جهت تاثيرگذاري معکوس بر نهضتهاي اسلامي در خاورميانه ادامه خواهد داد. تقويت گروه‌هاي تروريستي و تکفيري، وارد ساختن دوباره طالبان به معادلات امنيتي وسياسي افغانستان و پاکستان، برنامه ريزي دوباره براي اجراي سياستهاي کلان ناتو در اوکراين، خاورميانه و شبه قاره هند و.....جملگي اقداماتي است که رصد هوشمندانه دستگاه ديپلماسي ایران را مي‌طلبد. به عبارت بهتر، شواهد موجود به خوبي نشان مي دهد که ايالات متحده آمريکا و برخي کشورهاي اروپايي به رويکرد تقابلي و تهديد محور خود نسبت به جمهوري اسلامي ايران و جهان اسلام ادامه خواهند داد. در چنين شرايطي بايد با گاردي بسته در مقابل غرب حرکت کرد. در اين ميان دستگاه ديپلماسي ایران بايد ضمن درک تهديدات ،فرصتها و شکافهايي که در نظام بين الملل به وجود آمده است، بهترين تصميم گيري و اقدام ممکن را در راستاي تقويت استراتژيها و مباني ثابت سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران صورت دهد. در اين خصوص لازم است دستگاه ديپلماسي نسبت ميان جمهوري اسلامي ايران و تحولات بنيادين نظام بين الملل را به طور دقيق محاسبه کرده و هرگونه رفتار،کنش و واکنش خود را بر اساس چنين محاسبه اي صورت دهد.بديهي است که در اين صورت غرب نيز قدرت و جرات ورود به خطوط قرمز ترسيم شده از سوي نظام جمهوري اسلامي ايران را نخواهد داشت.

محمد حيدري
کد مطلب : ۵۳۱۴۲۷
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

منتخب
پیشنهاد ما