۰
چهارشنبه ۲ تير ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۵۷

فساد اخلاقی، سیاست‌زدگی و سلطه صهیونیسم در هالیوود

فساد اخلاقی، سیاست‌زدگی و سلطه صهیونیسم در هالیوود
به گزارش اسلام تایمز، هالیوود ماشین عظیم تبلیغ فرهنگ غربی و آمریکایی که میلیاردها دلار سالانه صرف آن می شود امروزه در برابر موج خود انگیخته فساد و سیاست زدگی و صهیونیزم تسلیم است.

***فساد اخلاقی در هالیوود:


آمریکایی‌ها بارها در کتاب‌ها و حتی فیلم‌هایشان به معضل فساد اخلاقی، سیاست‌زدگی و سیطره صهیونیسم بر هالیوود اعتراف کرده‌اند تا آنجا که «هنری فورد»، بنیان گذار کارخانه خوردو سازی «فورد»، هشتاد سال پیش از این، یعنی در حالی که تنها قریب به دو دهه از تاسیس هالیوود گذشته بود، در روزنامه «دیربون ایندیپندنت»، از جریان سازماندهی شده و نظام‌مندی سخن گفت که تدریجاً با ترویج لیبرالیسم اخلاقی و تساهل اعتقادی، جامعه آن روز آمریکا را به سمت فساد و تباهی سوق می‌داد.

البته «هنری فورد» معتقد بود که این جریان که در راس آن یهودیان هستند، تنها به اقتصاد محدود نشده و ساحت فرهنگ و هنر و رسانه‌های جمعی را نیز در بر می‌گیرد.

«فورد»، سینمای آمریکا (هالیوود) را ماهیتاً یهودی می‌دانست و آن را مهم‌ترین و مؤثرترین ابزار تبلیغی یهودیان برمی‌شمرد. او بر این باور بود که یهودیان از طریق سینما سعی در تخریب و انهدام ارزش‌های اخلاقی و مبانی اعتقادی جامعه آن روز آمریکا دارند.

او بارها متذکر شده بود که این نه یک انحطاط ، بلکه یک توطئه حساب شده و ویرانگر است که جامعه آمریکا را احاطه کرده است.

«فورد» در کتاب معروف خود تحت عنوان «زندگی و کار من» نیز می‌نویسد: در این کشور جریان‌های مشخص و صاحب نفوذی مشاهده می‌شوند که به نحو محسوس در ادبیات، سرگرمی‌ها و رفتار اجتماعی، کاستی و فساد به بار می‌آورند. تجارت از سلامت ذاتی خویش دور مانده و کوچک شمردن معیارها و اصول اخلاقی به نحو فراگیر در همه جا احساس می‌شود.

«کنث انگر»، نویسنده و کارگردان آوانگارد سینمای آمریکا نیز در کتابی تحت عنوان «بابیلون هالیوود»، پرده از زندگی تاسف‌بار بسیاری از مشاهیر هالیوود برداشته است.

او در این کتاب به فساد اخلاقی هالیوودی‌ها، رواج بی‌حد و حصر اعتیاد و قاچاق مواد مخدر و وقوع قتل و جنایت و اقدام به خودکشی برخی از چهره‌های مطرح این صنعت سینمایی اشاره می‌نماید و کم‌رنگ شدن ارزش‌های اخلاقی در هالیوود را عامل تمامی این بدبختی‌ها می‌داند.

اگرچه برخی از ادعاهای او در این کتاب مورد تردید واقع شد، ولی کتاب او طی سال‌های بعد نیز با تیراژ بالا چندین بار تجدید چاپ شد.

در فیلمی‌های چون «کوکب سیاه»، «هشت میلی‌متری»،«جاده مالهالند»، «فساد اخلاقی: هالیوود» ساخته «مارکوس اونس» و چندین فیلم دیگر نیز به گوشه‌هایی از فساد در هالیوود اشاره شده است.

این مسئله تا به آنجا پیش رفته است که اهالی سینمای هالیوود و همچنین رسانه‌های آمریکایی نیز بارها به این مسئله اعتراف کرده‌اند.

«گوئینت پالترو»، بازیگر هالیوودی، ضمن اشاره به کم‌رنگ‌ شدن ارزش‌ها در هالیوود، متذکر می‌شود که زنان در هالیوود تنها ابزاری تجاری برای هرچه بیشتر به قدرت رسیدن روسای این صنعت سینمایی هستند.

شبکه سی‌بی‌اس آمریکا نیز در یکی از برنامه‌های سال گذشته خود، شکست‌های مکرر گیشه هالیوود را ناشی از ابتذال جنسی رایج در این صنعت سینمایی دانسته و از وجود ابتذال جنسی فراوان در هالیوود و فرهنگ این کشور ابراز تاسف کرد.

*** نمونه‌هایی رسانه‌ای از فساد در هالیوود:


از جمله شخصیت‌های مشهور به فساد اخلاقی در هالیوود که «کنث انگر» در کتاب خود نام آنها را آورده است می‌توان به «کارول لندیس»، «مرلین مونرو»، «جوآنتینا هانسن»، «باربارا لامار»، «ماری نولان»، «توماس فلین»، «ایرول لسلی»، «رامون ناوارو»،«مرلین مونرو» و «الیزابت شورت» اشاره کرد.

_ «کارول لندیس»:

او اولم ژانویه سال 1919 در آمریکا متولد شد، دوران کودکی او با فقر و تجاوزات جنسی متعدد همراه بود، او در سن 15 سالگی ازدواج کرد که تنها پس از چند ماه به دلیل رابطه با فردی جدید، از همسر خود طلاق گرفت، ولی ازدواج بعدی او نیز تنها چند سال به طول انجامید.

«لندیس» در 15 سالگی مدرسه را رها کرد و به خاطر زیبایی خدادی که داشت در چند شوی تلویزیونی مشغول به کار شد و همزمان در یک کلوب شبانه به عنوان خواننده کار مشغول به کار شد تا آنکه سرانجام در سال 1937 توسط «ویلیام ای ولمن»، کارگردان هالیوودی برای بازی در فیلم «یک ستاره متولد می‌شود»، بازی کرد، او در این فیلم در نقش «جانت گینور» دختر جوانی بازی می‌کند که با آرزوی بازیگری به هالیوود سفر می‌‌نماید.

همزمان با به شهرت رسیدن «لندیس» شایعاتی درباره فساد اخلافی او بر سر زبان‌ها می‌افتد که باعث می‌شود تا او از آن زمان به بعد موهایش را بلوند کند و نام خود را از «فرانسیس لیلیان ماری» به «کارول لندیس» تغییر دهد.

«لندیس» در دهه 40 همچنان در چند فیلم سینمایی درخشید، البته درخشش او در عرصه سینما همزمان بود با روابط غیراخلاقی او با «داریل فرانیس زانوک»، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده برنده اسکار هالیوود، زوانوک در سیستم استودیویی هالیوود در آن برهه از زمان نقش مهمی داشت.

زمانیکه «لندیس» به رابطه خود با «زانوک» خاتمه داد، دردسرهای شغلی او نیز شروع شد و درخشش وی در عرصه سینما به اتمام رسید و از آن پس او تنها در فیلم‌های درجه 2 و3 دیده شده، پس از آن او طی مدت زمان کوتاهی چند ازدواج ناموفق دیگر هم داشت، زندگی او چنان با افسردگی و شکست‌های پیاپی همراه شده بود که او در سال‌های 1944 و 1946 دوبار اقدام به خودکشی کرد، سرانجام در سال 1948 جسد وی در حالی که باردار بود در خانه‌اش یافت شد، که بعدها گفته شد که مرگ او خودکشی نبوده و به ادعای مادر و خواهرش، «کری هریسون» بازیگر مشهور هالیوود که در آن زمان با لندیس رابطه داشته، او را به قتل رسانده ولی هیچ‌گاه اتهام او ثابت نشد.

_ «لوپه ولز»، بازیگر مکزیکی الاصل هالیوود:

او 13 دسامبر سال 1908 در مکزیک متولد شد، او اولین بار در سن 19 سالگی با بازی در فیلم «گائوچو» ساخته «داگلاس فیربانکز»، وارد عرصه سینما شد، پدر ولز یک نظامی بود و به شدت با ورود او به هالیوود مخالف بود، به همین دلیل او همواره برای بازی در فیلم‌هایش، نام خانوادگی مادرش استفاده می‌کرد.

یک سال بعد وی از سوی موسسه «ومپاس بیبی استار» (WAMPAS BABAY STAR) به عنوان یکی از 13 بازیگر زن جوان برگزیده سال انتخاب شد. این کمپانی بازیگران جوان و زیبا را هرساله مورد تقدیر قرار می‌داد که یکی از علل پیشرفت بازیگران در آینده به شمار می‌آمد.این کمپانی در سال 1934 به دلیل انتقادهای فراوانی که بدان می‌شد منحل شد.

«ولز»، از آن پس به سرعت پله‌های شهرت را پیمود، ولی علی‌رغم زندگی حرفه‌ای موفقی که داشت، در زندگی شخصی‌اش چندان موفق نبود، آنچنان که تنها طی مدت زمانی کوتاه چندین ازدواج ناموفق داشت.

او در سن 36 سالگی در اواسط دهه 40 با بازیگری جوان به نام «هارالد مارش» رابطه غیراخلاقی برقرار کرد ولی کمی بعد او که تمایلات مذهبی کاتولیکی داشت، شرمگین از روابط غیراخلاقی خود و فرزند نامشروعش، دست به خودکشی زد و این نامه را از خود به جا گذاشت: خطاب به هارالد، خداوند من و تو را ببخشد ولی من ترجیح می‌دهم که پیش از آن که فرزندم را با شرمندگی به دنیا آورم و یا به زندگی او پایان دهم، خودم را بکشم.

_ «مرلین مونرو»:

او یکم ژوئن سال 1926 با نام «نورما جین مورتنسون»، در لس‌آنجلس بدنیا آمد، پدرش پیش از تولد او خانواده را ترک کرده بود و مادرش در پی شکست در رابطه‌ای غیراخلاقی به دلیل مشکلات روحی راهی تیمارستان شد و «نورما جین» از همان زمان به پرورشگاه سپرده شد.

«مونرو» در سن 16 سالگی برای رهایی از زندگی در پرورشگاه، مجبور می‌شود تا با کارگر یک کارخانه ازدواج کند ولی تنها 4 سال بعد با ورود به هالیوود، از همسرش جدا می‌شود و از همان زمان نام خود را به «مرلین مونرو» تغییر می‌دهد.

او در اوج شهرت و در سن 29 سالگی با «آرتور میلر»، نمایشنامه‌نویس آمریکایی ازدواج می‌کند و از همان زمان به آیین یهودیت می‌پیوندد ولی این ازدواج نیز تنها 6 سال به طول می‌انجامد.

یک سال بعد جسد او در خانه‌اش در کالیفرنیا پیدا می‌شود، علی‌رغم آنکه مرگ او در آن زمان مصرف بیش از حد دارو‌های خواب آور اعلام شد ولی همواره این شبهه وجود داشت که او توسط خانواده کندی‌ها به قتل رسیده است، گفته می‌شد که او با «جان.اف. کندی»، رییس جمهور آمریکا و برادرش «رابرت کندی» روابط غیراخلاقی داشته و تهدیدی برای موقعیت سیاسی آنها به شمار می‌رفته ولی این اتهام هیچ‌گاه به اثبات نرسید.

-دیگر سقوط‌کرده‌های هالیوود:

در ادامه از دیگر چهره‌های ناکام هالیوود می‌توان به «جوآنتینا هانسن» که با استعمال بیش از حد مواد مخدر دست به خودکشی زد، «آلما روبنز» که همزمان با به شهرت رسیدن در هالیوود، زندگی و شهرتش به خاطر اعتیاد شدید به هروئین نابود شد و «باربارا لامار» که بیش از بازیگری در زمینه اعتیاد به هروئین و روابط غیر اخلاقی با افراد مختلف به شهرت رسید، اشاره کرد.

«ماری نولان» نیز از جمله این بازیگران است که چندین بار به اتهامات مختلف از جمله دزدی، بدهکاری و اعتیاد به هروئین، دستگیر و روانه زندان شد، او که یک مازوخیست جنسی بود سرانجام در سن 42 سالگی براثر حمله قلبی به علت مصرف زیاد مواد مخدر درگذشت.

همچنین «ایرول لسلی»، یکی از بازیگران هالیوود که در جوانی به شهرت رسید، یک بیمار دوجنسی بود که در نوجوانی به دلیل تجاوزات جنسی از مدرسه اخراج شده بود، وی بدلیل داشتن روابط غیراخلاقی با افراد زیادی چون «هاوارد هیوز» همواره جزو پرحاشیه‌ترین بازیگران هالیوود به شمار می‌آمد.

به گزارش فارس، فساد و رواج ضد ارزش‌ها در هالیوود طی دهه هشتاد تا بدانجا پیش رفت که در این دهه افراد برای ورود به این صنعت سینمایی خود را هم‌جنس باز و یا دو جنسی نشان می‌دادند، آنچنان‌که براساس آماری که توسط برخی از رسانه‌های غربی منتشر شد، تخمین زده می‌شود که 35 درصد از اعضای جامعه سینمایی آمریکا همجنس‌باز باشند که از جمله آنها می‌توان به «رامون ناوارو»، یکی از بازیگران نقش «بن‌هور» اشاره کرد که تمایلات هم‌جنس بازانه‌اش سرانجام منجر به قتل او شد.

البته این خصوصیت ضد اخلاقی در سینمای هالیوود، امروزه نیز بیش از پیش نمود پیدا کرده است، تا آنجا که همواره در جشنواره‌های مهم سینمایی این کشور از جمله اسکار، همواره به فیلم‌هایی با چنین موضوعاتی توجه خاصی می‌شود، در سال 2006 نیز جایزه اسکار بهترین فیلم سال به فیلم هم‌جنس بازانه «کوهستان بروکبک» ساخته «انگ لی» داده شد، این درحالی بود که بسیاری از منتقدان سینمایی، این فیلم را فیلمی می‌دانستند که به هیچ وجه شایستگی حضور در رقابت‌های اسکار را نداشت.

پس از گذشت قریب به یک قرن از تولد سینمای هالیوود، این صنعت سینمایی همچنان با الگو قرار دادن ضد ارزش‌ها، تیشه به ریشه ارزش‌ها اخلاقی و مقدسات می‌زند، که یکی از قربانیان این وادی، بنیان مقدس خانواده است.

ستارگان هالیوود که به تبع نقش‌های پرزرق و برق و قهرمان پرورانه‌ای که در فیلم‌هایشان بازی می‌کنند، به الگویی انکار ناپذیر برای مخاطبان چند صد میلیونی خود تبدیل شده‌اند، بیشترین آمار طلاق را به خود اختصاص داده و در برخی موارد نیز بدون آنکه حاضر شوند به زندگی خود مشروعیت و به وظایف خانوادگی خود رسمیت بخشند، سالیان سال را در کنار هم زندگی می‌کنند، بچه‌دار می‌شوند و پس از مدتی به راحتی یکدیگر را کنار می‌گذارند، که از جمله این افراد می‌توان به «براد پیت» و «آنجلینا جولی»، «تام کروز» و «کتی هلمز»، بازیگران مشهور هالیوود، اشاره کرد.

امروزه با تسلطی که سینمای هالیوود بر دیگر سینماهای جهان یافته است، فساد در لایه‌های پنهان و آشکار این صنعت سینمایی نه تنها مخاطبان آمریکایی، که تمامی جهانیان بالاخص جوامع آسیب پذیر جهان سوم را به شدت تهدید می‌کند.

***سیاست‌زدگی در هالیوود /دست سیاستمداران جنگ طلب در آستین هالیوود:


هالیوود اگر چه در جهان به عنوان یک صنعت سینمایی با تولید سالانه حدود 700 فیلم شناخته شده است، ولی عملکرد آن اثبات کرده که این صنعت بیش از آنکه در خدمت هنر باشد در خدمت سیاستمداران آمریکایی و صهیونیسم و اهداف جنگ‌طلبانه آنهاست.

اگر نخواهیم در این رابطه به خیلی قبل بازگردیم می‌توانیم نگاهی به 11 نوامبر سال 2001 بیاندازیم، دقیقا دو ماه پس از حادثه 11 سپتامبر، در این روز جلسه‌ای مخفی در هتل پنینسولای بورلی هیلز واقع در غرب لس‌آنجلس با حضور نمایندگانی از کاخ سفید و بیش از 40 نفر از قدرتمندترین دست‌اندرکاران هالیوود بالاخص یهودی‌های این صنعت سینمایی برگزار شد.

در این جلسه که به بهانه کمک گرفتن دولت از سینماگران برای غلبه بر تروریسم برگزار شده بود، علنا از سینماگران خواسته شد تا فیلم‌هایشان را هر چه بیشتر با سیاست‌های دولت همراه و هم سو کنند و بدین منظور نیز شخصی برای نظارت بر عملکرد هالیوود معرفی شد.

البته این مسئله طی سال‌ها‌ی بعد نیز بارها با پنتاگون، سازمان سیا و اف‌بی‌ای تکرار شد و اگرچه همگی این جلسات به طور سری برگزار شدند ولی نتوانستند از دید تیزبین رسانه‌ها مخفی نگاه داشته شوند.

*** تاریخچه سیطره سیاستمدارن آمریکایی بر سینمای هالیوود


دولت آمریکا از همان سال‌های آغازین تاسیس هالیوود، از این صنعت سینمایی انتظار داشت تا همواره کورکورانه و به دور از هرگونه شعور سیاسی، دنباله رو و حامی سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌اش در داخل و خارج از آمریکا باشد.

پنتاگون در سال 1915، تنها 5 سال پس از تاسیس هالیوود، طی حکمی که از سوی دادستانی کل ایالات متحده، عملا حق آزادی بیان را از هالیوود گرفت، و علی‌رغم تمام نارضایتی‌ها، این ممنوعیت همچنان تا سال 1948 ادامه یافت.

در سال1921 نیز صاحبان کمپانی‌های سینمایی که در راس آنها کمپانی‌های یهودی چون «دریم ورکز» و «برادران وارنر» بودند، با امضاء توافقنامه‌ای جدید، ارائه تصویری کمدی و انتقاد آمیز از قانون گذاران، ارتش آمریکا، نیروی دریایی یا سایر مقامات دولتی را ممنوع کردند که در این میان تعدادی فیلم از جمله فیلم «چرخ و فلک» ساخته «جیمز کروز» در سال 1932 مورد سانسور قرار گرفت.

در سال 1941 در پی وقوع درگیری آمریکا با کشورهای ژاپن و آلمان، کاخ سفید برای آن که بتواند مردم آمریکا را از حالت انزوا درآورد و به چنین جنگی ترغیب کند، نسبت به هالیوود احساس نیاز کرد، به همین منظور دیوان عالی کشور، قانونی که به موجب آن استودیوها از داشتن سینماهای زنجیره‌ای محروم می‌شدند، را منحل کرد و هالیوود نیز در مدت زمانی کوتاه حدود 40 فیلم در این زمینه ساخت.

در سال 1950 کاخ سفید پس از‌ آن که احساس کرد، مدتی است که هالیوود آن چنان که که باید و شاید در خدمت سیاست‌های دولت نیست، بار دیگر استودیوها را از داشتن سینماهای زنجیره‌ایشان محروم کرد و لحن آرام خود را به لحنی دستوری و تهدید‌آمیز تغییر داد تا این بار با تشکیل لیست سیاه در هالیوود، بیش از 500 نویسنده، بازیگر، تهیه‌کننده، آهنگساز و کارگردان از جمله «هربرت بیبرمن»، کارگردان و فیلمنامه‌نویس، «لستر کوله»، فیلمنامه‌نویس، «ادوارد دمیتریک»، کارگردان و «آدرین اسکات»، تهیه کننده و فیلمنامه‌نویس، را به بهانه داشتن فعالیت‌های کمونیستی ضد آمریکایی از کار بیکار نماید و آنها را به میز محاکمه بکشاند.

اگرچه همواره این لیست به لیست ضد کمونیستی معروف بود ولی در این میان بسیاری از سینماگرانی که به نوعی با سیاست‌های جنگ‌طلبانه آمریکا مخالف بودند، نیز با برچسب کمونیست، دستشان از هالیوود کوتاه شد.

در کنار لیست سیاه که اولین بار در سال 1947 به اجرا درآمد، لیست کانال‌های قرمز مصوب 22 ژوئن سال 1950 نیز از دیگر لیست‌هایی است که براساس آن برخی افراد به دلیل عقاید سیاسی و اجتماعی خود حق کار در رادیو و تلویزیون آمریکا را نداشتند، البته این لیست نیز همچون لیست سیاه با اهداف ضد کمونیستی تهیه‌ شد ولی در این میان 151 بازیگر، نویسنده، ژورنالیست، آهنگساز و ... که برخی از آنها هیچ‌گاه کمونیست بودنشان به اثبات نرسید، از سیستم رادیو و تلویزیون آمریکا کنار گذاشته شدند.

اگرچه امروزه دیگر لیست‌های قرمز و سیاه به صورت دهه‌های پیش در هالیوود وجود ندارد ولی همچنان افراد به طور پنهان و آشکار به خاطر عقاید سیاسی خود مورد بازجویی و تحریم حرفه‌ای قرار می‌گیرند، آنچنان که دو سال پیش «مل گیبسون»، کارگردان و بازیگر مشهور هالیوود پس از آن که یهودیان را عامل بسیاری از جنگ‌ها و بدبختی‌های به وجود آمده در سراسر جهان معرفی کرد، از سوی بسیاری از تهیه‌کنندگان و استودیوهای هالیوود که اکثر آنها خود یهودی بودند، تحریم شد.

به گزارش فارس، جالب آن است که امروزه به راحتی در فیلم‌های آمریکایی به مسلمانان و اعتقادات‌شان توهین می‌شود و مدعیان حقوق بشر با شعار آزادی بیان، در برابر چنین توهین‌های سکوت می‌کنند.

اگرچه روز به روز بر تعداد هالیوودی‌های مخالف با سیاست‌های جنگ‌طلبانه دولت آمریکا، افزوده می‌شود، ولی کاخ سفید همواره با دادن تسهیلاتی ویژه به سینماگران، توانسته تعداد خدمتگزاران خود را در این صنعت سینمایی در حد قابل توجهی نگه دارد، از جمله این تسهیلات می‌توان به دسترسی آسان و مجانی برخی از تهیه‌کنندگان و فیلمسازان به ابزار آلات نظامی همچون هلی‌کوپتر، تانک و انواع سلاح‌های پیشرفته اشاره کرد.

آنچنانکه «نیک ترس» روزنامه‌نگار آمریکایی، در این باره می‌گوید: هالیوود، برخلاف انتقادات ظاهری از دولت آمریکا، همواره در خدمت مطامع نظامی و سیاسی بوده است.

ترس می‌افزاید:امروزه به هر کجای صنعت فیلم سازی آمریکا نگاه کنید می‌توانید رد پای پنتاگون را به وضوح ببینید. در حقیقت بیشتر شرکت‌ها،‌ از سازندگان کامپیوترهای شما گرفته تا تولید کنندگان نوشیدنی‌های غیر الکلی به نحوی مقاطعه‌کاران وزارت دفاع آمریکا هستند.

«الیور استون»، کارگردان ضد جنگ آمریکایی که همواره از سیاست‌های بوش انتقاد کرده است، نیز در این باره می‌گوید: هرگز نتوانسته‌ام از کمک‌های نظامی بهره بگیرم.

استون می‌افزاید: می‌خواهند از ما موجودات هرجایی بسازند، نمی‌خواهند به جنبه‌های منفی جنگ پرداخته شود. آنها به فیلم هایی که در تلاشند تا حقیقت را بگویند، کمک نمی‌کنند؛ بنا براین اکثر فیلم‌های جنگی در واقع ‌پوسترهایی تبلیغاتی برای جلب داوطلبانی جدید برای ارتش هستند.

همچنین در یکی از محدود برنامه‌های تلویزیونی که تاکنون پخش شده است، شبکه «اس‌بی‌اس» استرالیا در یک برنامه چند قسمتی با نام «عملیات هالیوود» با حضور «امیلیو پاکال»، فیلمساز به عنوان مجری و اشخاصی چون «دیو راب»، روزنامه‌نگار و کارشناس سینمایی،«فیل استراب» از وزارت دفاع آمریکا، «لارنس سویید»، مورخ، و «جوترنتو»، نویسنده و رئیس «مرکز آموزش عمومی ضد جنگ» به عنوان کارشناسان برنامه، به نقد و بررسی کمک‌هایی که از جانب پنتاگون به تهیه‌کنندگان و فیلمسازان هالیوودی می‌شود، پرداختند.

در این برنامه تلویزیونی به جزئیات دقیق تغییرات صورت گرفته در فیلم‌نامه‌ها پرداخته شده و اسامی تعدادی از فیلم‌ها و تهیه‌کنندگانی که با پنتاگون همکاری کرده‌اند، منتشر شد،این برنامه نشان می‌داد که ویراستاران وزارت دفاع چگونه فیلم‌نامه‌ها را تغییر می‌دهند.

«دیو راب» در این برنامه به این مطلب اشاره می‌کند که بسیاری از فیلم‌سازان‌ هالیوود از قبیل «جری براک‌هایمر»، «تام گلدنبرگ»، «جان وو» با کمال رغبت خود را با سیاست‌های پنتاگون هماهنگ‌کرده‌اند، او این فرایند را «راز کثیف هالیوود» می‌نامد.

***سلطه صهیونیسم بر هالیوود:


امروز مهمتر از سیطره سیاستمداران آمریکایی بر هالیوود، سلطه صهیونیسم بر این صنعت سینمایی است که خود آمریکایی‌ها بارها بدان اذعان داشته‌اند، جالب آن که 12 نفر اول لیست یکصد فرد موثر بر سینمای آمریکا، همگی یهودی‌اند.

حاکمان یهودی هالیوود با تولید محصولاتی مستهجن و پرفروش، به سودهای کلان دست یافته‌‌اند که درصدی از این درآمد نیز هرساله صرف محقق ساختن اهداف صهیونیسم می‌شود، آنچنان که در این میان می‌توان به «استیون اسپیلبرگ»؛ کارگردان یهودی الاصل هالیوود اشاره کرد که سالانه چند میلیون دلار از درآمد میلیاردی خود را به زنده نگاه داشتن خاطره حادثه هولوکاست اختصاص می‌دهد.

علاوه بر کمپانی‌های بزرگ هالیوودی چون «برادران وارنر»، «والت دیزنی» و «دریم ورکس» که صاحبان آنها همگی یهودی‌اند، سه شبکه اصلی و مهم آمریکا از جمله NBC و ABC و همچنین حدود دو سوم تولیدکنندگان اصلی و پیشتاز صنعت سینما و تلویزیون این کشور یهودی هستند.

همچنین طبق آماری که چند دهه پیش از این منتشر شد، از 85 فرد تأثیرگذار بر صنعت سینمایی هالیوود در سال 1936 میلادی، 53 تن یهودی بوده‌‌‌‌اند.

اکتبر سال 1994 میلادی، «ویلیام کش»، روزنامه‌نگار بریتانیایی، مقاله‌‌ای را با عنوان «توطئه‌‌گران یهودی هالیوود» در نشریه «Spectator» منتشر نمود ولی کمی بعد به اتهام یهودستیزی، با واکنش‌‌های تندی مواجه شد.

«ویلیام کش» در این مقاله نوشته بود: وقتی «مایک اویتز» اعلام نمود که در شهر لس‌‌آنجلس کنفرانسی خبری برگزار خواهد نمود، همه دریافتند که اتفاق بزرگی در راه است. در آن جلسه اعلام شد که یک استودیوی چندمیلیارد دلاری فیلمسازی با مدیریت استیون اسپیلبرگ در آستانه تشکیل است.

«لوییس بی‌مایر» با این که خود یکی از پیشگامان یهودی سینماست، در کتاب «امپراتوری از میان خودشان؛ چگونه یهودیان هالیوود را ابداع نمودند.» به این مسئله اعتراف کرده است.

چند سال پیش، یکی از مدیران شرکت سونی که حاضر به ذکر نام خود نشده بود، در مصاحبه‌‌ای با یکی از هفته نامه‌های اقتصادی ژاپن اظهار داشت که صنعت فیلم‌‌سازی آمریکا تقریباً به صورت کامل به وسیله یهودیان کنترل می‌گردد.

سلطه یهودیان بر هالیوود تا بدانجا پیش رفته است که یکی از لطیفه‌های قدیمی و شایع در لس‌آنجلس این است که برای ورود به صنعت سینما باید به آیین یهودیت گروید. امروزه در شرایطی یهودیان به رهبران بلامنازع هالیوود تبدیل شده‌‌اند که آنان تنها 4% جمعیت آمریکا را تشکیل می‌‌دهند.
کد مطلب : ۵۴۷۷۹۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

پیشنهاد ما