۰
چهارشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۳۷

دردسرهای تحریم نفتی ایران برای آمریکا

دردسرهای تحریم نفتی ایران برای آمریکا
تصمیم اخیر آمریکا علیه تهران نیز از همین تصمیمات بدون پشتوانه فکری است. شاید بسیاری از تصمیمات گذشته آمریکا علیه ایران، برای آمریکایی‌ها هزینه‌زایی نمی‌کرد اما تاثیر این تحریم، مستقیما بر زندگی خانوارهای آمریکایی اثر خواهد گذاشت. یکی از آثار پایان دادن به معافیت هشت کشور خریدار نفت ایران، در پمپ بنزین‌های آمریکایی قابل رویت است.

به دنبال رشد قیمت نفت، قیمت بنزین در آمریکا نیز افزایش یافت اما در کنار این هزینه‌ها، به نظر می‌رسد دولت ترامپ دستاوردی نیز نخواهد داشت، چراکه مخالفت چین و ترکیه با این تحریم‌ها و دست باز ایران در صادرات غیرقابل شناسایی نفت، به صفر رساندن صادرات نفت ایران را تبدیل به آرزو کرده است. دولت ترامپ با این تصمیم در کنار افزایش قیمت بنزین در آمریکا -که منجر به نارضایتی‌های عمومی خواهد شد- به اصلی‌ترین رقیبش یعنی چین فرصت داد یک‌بار دیگر در برابرش ایستادگی کند.

ترامپ اکنون برای تامین کسری نفت ناچار است در برابر امارات و عربستان کرنش کند و این باعث شکاف بیشتر در روابط آمریکا با قطر و ترکیه که رقبای اخوانی امارات و عربستان هستند، خواهد شد. ترامپ آخرین تیر آمریکا علیه ایران را نیز شلیک کرد. او این‌بار در کنار تحمیل هزینه بر ایران، هزینه‌هایی را نیز باید بدهد. در این گزارش به بررسی تبعات تحریم نفتی ایران برای آمریکا پرداخته شده است.

**هراس از وابستگی به متحدان آمریکا
آمریکا همزمان با اعلام پایان معافیت صادرات نفت ایران، عربستان و امارات را دو کشوری خواند که قرار است کمبود نفت ایران را جبران کنند. آمریکا با تحریم نفت ایران خواسته یا ناخواسته وارد قواعد، بازی‌ها و یارکشی‌های منطقه‌ای و جهانی خاصی شده است. این بازی‌ها از یک‌سو به موضوع «تنوع در سبد خرید نفت» و از سوی دیگر به «رقابت» میان کشورها باز می‌گردد.

کشورهای خریدار نفت همواره تلاش می‌کنند در خرید انرژی سبد خرید متنوعی را سامان دهند تا به نفت یک کشور بیش از اندازه وابسته نشوند و کشور صادر‌کننده نفت نتواند از این وابستگی سوءاستفاده کند. بر پایه همین منطق کشور چین نیاز نفتی خود را از چندین منبع مختلف (عربستان، ایران، روسیه، آنگولا، ونزوئلا و عراق) تامین کرده است. این گستردگی جغرافیایی در شرایط بحرانی همچون جنگ نیز می‌تواند واردات نفت چین را تضمین کند و در صورت عدم همراهی یک کشور، پکن به‌راحتی از سایر فروشندگان نفت خریداری کند.

آمریکا با پایان دادن به معافیت‌های ایران، ریاض و ابوظبی را جایگزین نفت ایران اعلام کرده. هر دوی این کشورها از متحدان بسیار نزدیک و دنباله‌روهای آمریکا هستند. بر اساس اسناد امنیت ملی آمریکا، چین اصلی‌ترین رقیب آمریکا به شمار می‌رود. چین با علم به این موضوع، به‌طور حتم حاضر به وابستگی بیشتر انرژی خود به متحدان آمریکا در خاورمیانه نخواهد شد. بدترین سناریوی ممکن برای چین در میانه جنگ تجاری بزرگ با آمریکا، وابستگی‌اش به آمریکا و متحدانش است.

اما مساله مهم‌تر از این، رقابت‌های منطقه‌ای در غرب آسیاست. با افزایش صادرات نفت عربستان و امارات، وزن این دو کشور در سیاست خارجی آمریکا از سایر متحدان منطقه‌ای سنگین‌تر خواهد شد. این اتفاق، هرگز خوشایند قطر و ترکیه نخواهد بود. از ژوئن 2017 با اوج گرفتن اختلافات عربستان و امارات با قطر که منجر به محاصره این کشور شد، منازعه جدیدی در منطقه شکل گرفته است. در یک سوی این منازعه عربستان و امارات قرار دارند و در سوی دیگر ترکیه و قطر. هر اقدامی که محور ترکیه و قطر بخواهند علیه این دو کشور انجام دهند، با واکنش شدید آمریکا مواجه خواهند شد. ترکیه روزانه نزدیک به 100 هزار بشکه نفت از ایران می‌خرد.

در صورتی که اگر این کشور بخواهد از تحریم‌های آمریکا علیه ایران تبعیت کند، باید خاضعانه در برابر محمد بن‌سلمان متهم قتل جمال خاشقجی و کشور کوچک امارات سرخم کند. همین موضوع بود که بلافاصله پس از اعلام عدم معافیت خرید نفت از ایران مولود چاووش‌اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه به آن واکنش شدیدی نشان داد و گفت هنگامی که آمریکا به کشورهای دیگر می‌گوید از کجا باید نفت خود را خریداری کنند، رفتارش مانند شیطان است. او ضمن تاکید بر اینکه این اقدام از نظر «سیاسی» و «اخلاقی» درست نیست، با طعنه آمریکا را بازاریاب نفت برخی کشورها (امارات و عربستان) خواند.

**تشکیل و رشد بازار غیردلاری
یکی از تبعات «عدم تمدید معافیت فروش نفت ایران» افزایش احتمال شکل‌گیری بازارهای غیردلاری است. بازارهای غیردلاری که بر مبنای «پیمان‌های پولی دوجانبه» شکل گرفته است، راهکار نسبتا موفق رهایی از فشار دولت ترامپ در معاملات بین‌المللی است. خرید سامانه اس400 روسی نمونه شکل‌گیری پیمان‌ پولی دوجانبه است. ترکیه و هند خواهان دریافت این سامانه پدافند هوایی پیشرفته روسیه هستند اما تحریم‌های آمریکا علیه شرکت‌های نظامی روسی، اصلی‌ترین مانع ترکیه و هندوستان در خرید این سامانه بود. آنکارا و دهلی‌نو برای خرید این سامانه دفاعی بدون استفاده از دلار، از پیمان پولی دوجانبه استفاده و اعلام کردند هزینه این سامانه را به غیردلار (روپیه) پرداخت می‌کنند. تشکیل بازارهای غیردلاری و مبتنی‌بر ارزهای ملی، یکی از نگرانی‌های اصلی از اقدامات اخیر دولت ترامپ علیه ایران است.

ژنرال‌ لری ویلکرسون یکی از مقام‌های سابق آمریکایی این نگرانی را این‌گونه مطرح می‌کند: «من فکر می‌کنم درنهایت شاهد آن خواهیم بود که کشور‌های دیگر از راه‌هایی که واقعا اکنون در توان محاسباتی ما نیست با تحریم‌ها مخالفت کنند؛ و این به آن معناست که ما احتمالا شاهد همه‌گونه تلاش از سوی چینی‌ها برای استفاده از ابزار‌های مبادلاتی دیگر به غیر از دلار و تلاش چینی‌ها و روس‌ها برای همکاری در راستای ایجاد یک شبکه مالی کاملا جداگانه و کاربردی که درنهایت جایگزین شبکه مالی ایالات متحده شود، خواهیم بود.»

تشکیل این بازار به این معنی است که ایران، نفت صادر می‌کند اما در ازای آن طلا، کالا یا ارز ملی دریافت می‌کند. با توجه به حجم بالای صادرات ایران -از لحاظ ارزش- یک مسیر جدید با توانایی مالی بالا روبه‌روی دیگر کشورهای جهان نیز گشوده خواهد شد. اگر کشوری بتواند فرمول و سازوکارهای تجارت بدون دلار را کشف و تقویت کند، منافع کشورها باعث خواهد شد آنها نیز برای در امان ماندن از تحریم‌های آمریکا از این فرمول استفاده کنند.

کانال‌های مالی غیردلاری می‌تواند رفته‌رفته از هژمونی دلار بر اقتصاد جهانی بکاهد و از توانایی سیاستگذاری مالی آمریکا کم کند. در حال حاضر نزدیک به 70 درصد از ذخایر ارزی کشورهای جهان، نیمی از کل تجارت جهان و همچنین 85 درصد از معاملات نفتی و مشتقات آن با دلار صورت می‌گیرد اما چین، روسیه و حتی اتحادیه اروپا به دنبال ایجاد یک سیستم موازی سوئیفت هستند تا در مقابل فشارهای آمریکا در عرصه‌های تجاری از خود دفاع کنند. اصل قضیه ایجاد سامانه سازوکار مالی اروپا برای تجارت با ایران و نیز اعلام آمادگی روسیه و چین برای حضور در آن بیشتر به خاطر همین مساله است و نه ایران. تهران تنها یک بهانه است برای ایجاد کانال مالی غیردلاری.

**ضرر 150 میلیارد دلاری از افزایش یک دلاری نفت
پیشران هر اقتصادی بی‌شک انرژی است. هرگونه خلل یا کمبودی در عرضه انرژی می‌تواند به‌سرعت هزینه‌های تولید کالا و ارائه خدمات را افزایش و رشد اقتصادی را کاهش دهد. عصردوشنبه همزمان با اعلام تصمیم آمریکا، همان‌گونه که بانک بارکلیز انگلیس پیش‌بینی‌کرده بود، بهای نفت خام در بازار جهانی بالا رفت. بهای نفت‌خام برنت با افزایش 3.2 درصدی به 74.30 دلار در هر بشکه رسید که بالاترین رقم از ماه نوامبر به این سو محسوب می‌شود. بهای نفت وست‌تگزاس اینترمیدیت نیز با 2.9 درصد افزایش به 65.87 دلار در هر بشکه رسید که بالاترین نرخ از 30 اکتبر به این سو است. افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی بلافاصله اثر خود را در بازار آمریکا و اروپا به‌ویژه در قیمت بنزین خود را نشان می‌دهد.

تنها چند ساعت پس از تصمیم کاخ سفید، قیمت بنزین در آمریکا افزایش یافت. به گزارش انجمن اتومبیل آمریکا، هم‌اکنون هر گالن بنزین که معادل 3.7 لیتر است، در کالیفرنیا 4.7 دلار به فروش می‌رسد. کارل بروئر، کارشناس اقتصادی موسسه کلی بلوبوک می‌گوید: «ما شاهد افزایش شدید قیمت بنزین در کالیفرنیا هستیم. هم‌اکنون در برخی مناطق قیمت هر گالن بنزین در حال رسیدن به پنج دلار است.» این افزایش قیمت نفت تاثیرات عمیق را بر اقتصاد آمریکا خواهد گذاشت. افزایش قیمت بنزین در آمریکا به‌تبع افزایش قیمت نفت صورت گرفته است. درباره اثر افزایش قیمت نفت بر هزینه‌های سالانه حمل‌ونقل در آمریکا، اداره اطلاعات انرژی آمریکا گزارشی ارائه کرده است.

این گزارش می‌گوید: «هر دلار افزایش قیمت نفت به افزایش پنج میلیارد دلاری هزینه‌‎های سالانه حمل‌ونقل در این کشور منجر خواهد شد.» این ضرر اما تنها در زمینه حمل‌ونقل است ولی در کل اقتصاد آمریکا، این ضررها بسیار بیشتر از چند میلیارد دلار است. بنابر گفته حمیدرضا آصفی، سخنگوی اسبق وزارت خارجه ایران به ازای هر دلار افزایش در نفت، 150 میلیارد دلار زیان متوجه آمریکا خواهد شد.

پس از اعلام عدم تمدید معافیت خرید نفت از ایران نفت به‌طور تقریبی سه دلار افزایش یافت. در صورت باقی ماندن قیمت نفت روی قیمت‌های فعلی اقدام اخیر آمریکا علیه ایران ضرری 450 میلیارد دلاری را بر اقتصاد آمریکا در سال 2019 خواهد گذاشت، این اما کمترین میزان خسارت است. در صورت تشدید اختلال در بازارهای نفت و افزایش بیشتر قیمت‌ها امکان دارد اقتصاد آمریکا به رکودی عمیق دچار شود.

در همین رابطه نشریه «اکونومیست» نسبت به تاثیر منفی افزایش قیمت نفت بر اقتصاد آمریکا هشدار داده و اعلام کرده است «نباید فراموش کرد که پنج رکود بزرگ اقتصادی درآمریکا در پی افزایش ناگهانی قیمت نفت رخ‌داده است. افزایش اخیر در قیمت نفت پیش‌بینی‌ها درباره ایجاد یک رکود اقتصادی را افزایش داده است.» افزایش قیمت نفت و به‌تبع آن بنزین، اوضاع را برای ترامپ در آمریکا که سال آینده درگیر انتخابات ریاست‌جمهوری خواهد شد، سخت‌تر خواهد کرد. اگر او نتواند با همکاری عربستان و امارات، بازار را به وضع سابق برگرداند، باید آماده یک رقابت بسیار سخت برای ورود مجدد به کاخ سفید باشد.

**تحریم نفت آخرین گزینه
تحریم نفتی ایران آخرین ابزار آمریکا برای فشار بر ایران است. مخالفت چین و ترکیه با تحریم و تداوم خرید نفت از ایران در کنار سفر مقامات کره جنوبی به آمریکا برای دریافت معافیت خرید نفت از ایران، تا حدودی نشان می‌دهد که در هر صورت ایران توانایی صادرات حدود یک میلیون بشکه نفت را خواهد داشت. در کنار این کشورها، باید به توانایی تهران برای صادرات غیررسمی نفت نیز توجه داشت. مجموع این وضعیت نشان می‌دهد که فشار آمریکا حداقل در زمان کوتاه اثرگذار نخواهد بود و در بازه طولانی نیز تهران با در پیش گرفتن سیاست‌های متفاوت اقتصادی، اتکای خود را به نفت به حداقل خواهد رساند. علاوه‌بر این در درازمدت منافع اقتصادی کشورها را مجاب خواهد کرد که با دور زدن تحریم‌های آمریکا، نفت ایران را خریداری کنند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، دولت ترامپ هیچ‌ابزار دیگری برای مقابله با ایران غیر از جنگ نخواهد داشت. این گزینه نیز بسیار بعید است.

نتایج جنگ‌های آمریکا در کشورهای غرب و شرق ایران، هیچ‌دستاوردی برای این کشور نداشته و ورود آمریکا به یک جنگ نظامی دیگر، فاصله آنها با چین را به‌شدت افزایش خواهد داد. نگرانی از عقب ماندن به کابوس آمریکا تبدیل شده است.

این موضوع به‌قدری مهم است که دونالد ترامپ اخیرا در تماس تلفنی با جیمی کارتر رئیس‌جمهور سال‌های 1977 تا 1981 آمریکا، به آن اشاره کرده و به کارتر گفته که «چین دارد از ما جلو می‌زند.» کارتر هم که ماجرای این گفت‌وگو را در کلیسای شهر «پلینس» ایالت جورجیا تعریف می‌کرد به او دلیل رشد پکن را خودداری از ورود به جنگ‌ها دانسته بود. او گفته بود چین وارد هیچ جنگی نشده، اما آمریکا جنگ‌دوست‌ترین کشور جهان است و در طول 242 سال تاریخ خود، فقط 16 سال در جنگ نبوده است. آمریکا برای عقب نماندن بیشتر از چین، امکان ورود به هیچ جنگ دیگری را نخواهد داشت. حال اگر تحریم نفتی ایران نیز ناکارآمد شود، واشنگتن هیچ‌ابزاری برای مقابله با ایران ندارد. بر همین اساس نیز بسیاری از مقامات آمریکایی به ترامپ توصیه کرده بودند از تحریم نفتی ایران منصرف شود.

**شرمن: تحریم‌ها بی‌نتیجه بود
«وندی شرمن» نماینده ارشد دولت سابق آمریکا در مذاکرات هسته‌ای با ایران، روز دوشنبه به بی‌نتیجه بودن تحریم‌ها در مقابله با برنامه هسته‌ای ایران اذعان کرد و گفت بعید است جمهوری اسلامی با دولت «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا وارد مذاکره شود. به گزارش «فارس»، «وندی شرمن»

در پاسخ به توئیتی درباره شکست دولت آمریکا در تحقق اهداف خود از تحریم ایران، نوشته است: «زمانی که اوایل دهه نخست 2000 اروپا شروع به مذاکره با ایران کرد، ایران 164 سانتریفیوژ داشت. بعد از آنکه تحریم‌های تنبیهی اعمال و اجرا شد و اقتصاد آنها را در هم فشرد، تعداد سانتریفیوژهای ایران تا سال 2013 به 19000 دستگاه رسید. شرمن سپس نوشته است که تحریم می‌تواند بر تلاش برای وادار کردن ایران به مذاکره متمرکز باشد، اما «بعید است که ایران با دونالد ترامپ مذاکره کند. آنچه احتمالش بیشتر است، این است که ایران تا انتخابات 2020 منتظر بماند.»

پیش از این، «راب مالی»، دستیار رئیس‌جمهور سابق آمریکا و هماهنگ‌کننده سابق کاخ سفید در امور غرب آسیا و شمال آفریقا در مورد سیاست «فشار حداکثری» دولت کنونی آمریکا علیه ایران نوشته بود: «سیاست تحریم قرار بود یا ایران را پای میز مذاکره بیاورد یا رژیم این کشور را از پای درآورد؛ اما نتوانست. ظاهرا پاسخ دولت ترامپ، برای اصرار به این سیاست شکست‌خورده است. با این کار ریسک تشدید تنش با ایران یا خروج ایران از توافق هسته‌ای، افزایش می‌یابد.»

**ضررهای افزایش قیمت نفت برای آمریکا

تشکیل و ایجاد کانال‌های مالی غیردلاری در صورت فروش نفت ایران و احتمال حرکت دیگر کشورها به سمت روش‌های تجارت بدون استفاده از دلار.

جایگزینی نفت ایران با نفت عربستان و امارات برای کشورهایی مانند چین و ترکیه یعنی وابستگی بیشتر به آمریکا و متحدانش. این در تعارض با سیاست‌های پکن و آنکاراست.

ضرر اقتصاد آمریکا از افزایش قیمت نفت. با هر یک‌دلار افزایش قیمت نفت اقتصاد آمریکا با 150 میلیارد دلار زیان مواجه می‌شود.

تردید در توانایی عربستان برای افزایش تولید نفت. کارشناسان می‌گویند افزایش تولید نفت عربستان زمان زیادی خواهد برد و از سوی دیگر این افزایش تولید ناپایدار بوده و به‌سرعت کاهش خواهد یافت.

آسیب‌پذیری بیشتر اروپا نسبت به آمریکا از افزایش قیمت نفت و افزایش شکاف‌ها میان دوطرف.

افزایش قیمت سوخت و بنزین در آمریکا و تاثیر منفی آن روی محبوبیت دولت ترامپ در افکار عمومی.

بی‌اعتبار شدن آمریکا در صورت عدم کارایی تحریم‌های حداکثری‌اش علیه ایران. تلاش برای تضعیف ایران و تقویت محور سعودی-اماراتی-صهیونیستی باعث کشیده شدن دشمنان و رقبای این محور مانند ترکیه و قطر به سمت ایران است.

تشدید تنش‌ها در غرب آسیا و افزایش هزینه‌های نگهداری سربازان آمریکایی در منطقه. این هزینه‌ها مورد انتقاد دولت ترامپ بوده و به همین خاطر او تلاش‌هایی را برای کاهش تعداد نظامیان در سوریه و افغانستان انجام داده است.

مثبت بودن تلاش‌های آمریکا علیه ایران می‌تواند منجر به آزاد شدن توان نظامی آمریکا در غرب آسیا و حرکت آن برای مقابله بیشتر با کشورهایی مانند چین و روسیه شود و منافع چنین کشورهایی را به خطر بیندازد.

تشدید فشارها بر ایران از طریق فشارهای اقتصادی می‌تواند با افزایش تنش و احتمال درگیری در خاورمیانه موج مهاجرت جدیدی به اروپا به راه بیندازد. در سالیان اخیر موج مهاجرت‌ها از کشورهایی مانند سوریه به اروپا باعث جدال‌های فراوانی در این قاره شده است.
مرجع : ایرنا
کد مطلب : ۷۹۰۳۹۶
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

پیشنهاد ما