۰
شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۱۷

اسرائیل و سازمان یهود؛ فجیع‌ترین فجایع صهیونیست‌ها

افشاگریهای توطئه های یهودیان
اسرائیل و سازمان یهود؛ فجیع‌ترین فجایع صهیونیست‌ها
اگر بخواهیم از معروف‌ترین جنایت‌ها رژیم صهیونیستی از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ تاکنون نام‌ ببریم ۲۷ جنایت در فهرست مشهور‌ترین جنایات این رژیم قرار می‌گیرد که عبارتند از:
۱- تخریب هتل ملک داوود: هتل «ملک داوود» در قدس در سال ۱۳۳۰ ساخته شد و در دوره جنگ جهانی دوم مرکز فرماندهی ارتش انگلیس و آرشیو بسیاری از اقدامات آژانس یهود جهت اشغال فلسطین محسوب می‌شد. این هتل در ژوئیه ۱۹۴۶ بدست گروه‌های تروریستی صهیونیستی هاگانا، ایرگون و اشترن با ۳۵۰ کیلوگرم مواد منفجره بطور کلی ویران شد.

۲- دیریاسین: دیریاسین نام روستایی کوچک نزدیک قدس است، جمعیت این روستا در سال ۱۹۴۸ حدود ۷۰۰ نفر بود. در سال ۱۹۴۸ دیریاسین شاهد هجوم ۳ گروه مسلح به نام ارگون به سرکردگی مناخیم بگین، گروه اشترن به سرکردگی اسحاق شامیر و گروه هاگانا به سرکردگی دیوید بن گوریون بود. در این یورش که با مقاومت ساکنان روستا همراه بود، ۲۵۰ نفر کشته شدند که بیشتر آن‌ها را زنان، کودکان و سالمندان تشکیل می‌دادند. همچنین در این حمله فجایع دیگری از جمله تجاوز جنسی، مثله کردن، پاره کردن شکم زنان باردار و منفجر کردن منازل نیز رخ داد.
۳- لد و رمله ژوئن ۱۳۴۸، شبه‌نظامیان صهیونیست با حمله به این دو روستا جز ۲۵ خانواده فلسطینی دیگر هیچ فلسطینی را زنده نگذاشتند. ۱۷۶ فلسطینی در این جنایت به شهادت رسیدند.

۴- طنطوره: این روستا در جنوب شهر اشغالی حیفا واقع است و در ۲۳ مه ۱۹۴۸ شاهد بزرگ‌ترین جنایت صهیونیست‌ها علیه اهالی روستا بود. وقایع فاجعه‌بار این روستا از سال ۱۹۴۸ تا سال ۲۰۰۰ مکتوم باقی ماند تا این‌که یک اسرائیلی به نام «تدکاتس» در پایان‌نامه دوره کار‌شناسی ارشد خود با استفاده از آرشیو ارتش صهیونیستی فاش کرد، در این روستا ۲۰۰ فلسطینی قتل عام شدند.
۵- الدوایمه: این روستا در استان الخلیل واقع است. در اکتبر سال ۱۹۴۸ شاهد هجوم وحشیانه‌شبه نظامیان صهیونیست بود که در پی آن ۵۰۰ نفر به شهادت رسیدند که ۲۰۰ نفر آن‌ها از ساکنان روستاهای دیگر بودند که به این روستا پناه آورده بودند.

۶- قبیه: روستای قبیه در ۲۲ کیلومتری شمال شرقی قدس و ۴۴ کیلومتری غرب رام الله واقع است و ساعت ۷ بعدازظهر ۱۴ اکتبر ۱۹۵۳ مورد حمله نظامیان صهیونیست قرار گرفت. این هجوم که طی آن نظامیان صهیونیست از لباس مبدل استفاده کرده بودند، به رهبری آریل شارون صورت گرفت و طی آن ۶۹ زن و مرد و کودک فلسطینی به شهادت رسیدند.
۷- کشتار حولا: بامداد ۳۱ اکتبر ۱۹۴۸ نظامیان اسرائیلی به سرکردگی مناخیم بگین به حولا شهر کوچکی در لبنان حمله بردند. در این حمله نیروهای اسرائیلی مردان شهر را اعدام و منازل مسکونی را منهدم کردند. همچنین ده‌ها نفر از کشته شده‌ها را در گورهای دسته‌جمعی دفن کردند. این فاجعه باعث مهاجرت اکثر اهالی این منطقه به بیروت شد. در این کشتار ۹۰ لبنانی کشته شدند.

۸- کفرقاسم: ۲۹ اکتبر ۱۹۵۶ کفر قاسم روستایی نزدیکی شهر قلقیلیه در فلسطین هدف حمله نیروهای صهیونیستی قرار گرفت. در این حمله که در ساعت ۵ عصر و هنگام بازگشت اهالی روستا از مزارع صورت گرفت، ۴۹ نفر کشته شدند. این کشتار با شعار «بدون عاطفه باش تا خدا رحمتت کند» بوقوع پیوست.
۹- کشتار حانین: نظامیان اسرائیلی در ۲۶ نوامبر ۱۹۶۷ بعد از حدود ۳ ماه از محاصره روستای حانین در لبنان وارد این روستا شدند و اقدام به کشتار ساکنان آن با تبر و منازل را آتش زده و آن‌ها را با خاک یکسان کردند.
۱۰- کشتار عیترون: شهری کوچک در جنوب لبنان است. این شهر در سال ۱۹۷۵ شاهد انفجار بمبی توسط نظامیان اسرائیلی بود که در اثر آن ۹ کودک کشته شدند.

۱۱- کشتار بنت جبیل: در سال ۱۹۷۶ نظامیان اسرائیلی پنجشنبه بازار شهر کوچک بنت جبیل در لبنان را بمباران کردند. این بمباران به کشته شدن ۲۳ و زخمی شدن ۳۰ نفر منجر شد.
۱۲- کشتار اوزاعی: در سال ۱۹۷۸ نیروهای هوایی اسرائیل واحدهای مسکونی و مؤسسات تجاری منطقه اوزاعی در نزدیکی بیروت را هدف قرار دادند. در این حادثه ۲۶ نفر به قتل رسیدند و ۳۰ واحد مسکونی کاملا ویران شد.
۱۳- کشتار راشیا: در سال ۱۹۷۸ توپخانه اسرائیل ۱۵ لبنانی را به قتل رساند که به سمت کلیسای شهر کوچک راشیا روانه بودند.

۱۴- کشتار کونین: نظامیان اسرائیلی در سال ۱۹۷۸ روستای «کونین» در لبنان را مورد هدف قرار دادند. در این حمله ۲۹ نفر کشته شدند که اکثراً کودک بودند.
۱۵- کشتار عدلون: در سال ۱۹۷۸ کماندوهای اسرائیلی مستقر در ساحل عدلون در لبنان ۲۰ نفر از افرادی را که در ۲ ماشین در حال حرکت بودند هدف قرار داده و به قتل رساندند.
۱۶- کشتار عباسیه: در سال ۱۹۷۸ نیروی هوایی اسرائیل مسجدی در شهر کوچک عباسیه در لبنان را هدف قرار داد که تعدادی از خانواده‌ها در آنجا پناه گرفته بودند. در این بمباران هوایی ۱۱۲ نفر کشته شدند که بیشتر آن‌ها زن و کودک بودند.

۱۷- خان یونس: خان یونس در نوار غزه واقع است. این روستا در دو نوبت به فاصله ۹ روز هدف حملات اشغالگران صهیونیست قرار گرفت. یکی در ۳ نوامبر ۱۹۵۶ که ۵۰۰ فلسطینی و دیگری ۱۲ نوامبر که ۲۷۰ فلسطینی به شهادت رسیدند.
۱۸- صبرا و شتیلا: در سال ۱۹۸۲ نیروهای اسرائیلی با همکاری برخی از نیروهای نظامی لبنانی دست‌نشانده با نقشه وزیر جنگ آن زمان آریل شارون به اردوگاه‌های صبرا و شتیلا در نزدیکی بیروت حمله کردند که برخی از پناهندگان فلسطینی را در خود جای داده بودند و حدود ۸۰۰ نفر فلسطینی به اضافه تعدادی لبنانی را به قتل رساندند.
۱۹- اردوگاه البرج الشمالی: این اردوگاه در لبنان واقع است. هواپیماهای صهیونیستی در هفتم ژوئن ۱۹۸۲ با حمله به این اردوگاه با استفاده از بمب‌های فسفری ۹۴ فلسطینی را به خاک و خون کشیدند. این حمله در واکنش به مقابله جوانان اردوگاه به حمله نظامیان صهیونیست به اردوگاه صورت گرفت.
۲۰- عیون قاره: صبح بیستم مه ۱۹۹۰ یک نظامی صهیونیست به روی کاروان کارگران فلسطینی در منطقه صهیونیست نشین لیتسیون (عیون قاره) آتش گشود که در نتیجه آن هشت کارگر فلسطینی شهید و ۱۶ نفر دیگر زخمی شدند.
۲۱- کشتار نمازگزاران الاقصی: براثر درگیری نمازگزاران فلسطینی با گروه یهودی متعصب امنای کوه هیکل در هشتم اکتبر ۱۹۹۰، نظامیان اسرائیلی وارد ماجرا شدند و نمازگزاران را به گلوله بستند. در نتیجه این گلوله باران ۲۱ نفر کشته، ۱۵۰ نفر مجروح و ۲۷۰ نفر بازداشت شدند. همچنین از حرکت آمبولانس‌ها جلوگیری شد و برخی از پزشکان و پرستار‌ها نیز در هنگام امدادرسانی مورد هدف قرار گرفتند. کشته شدگان و مجروحان تا ۶ ساعت پس از پایان درگیری روی زمین بودند.

۲۲- کشتار قانا: در ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۶ در جریان جنگ ۳۳ روزه اسرائیل علیه لبنان روستای قانا مورد حمله و بمباران نظامیان رژیم اشغالگر قدس قرار گرفت.
برخورد دو بمب به یک ساختمان مسکونی چهارطبقه در مرکز روستای قانا به کشته شدن ۵۴ شهروند از جمله ۳۷ کودک و زخمی شدن بسیاری انجامید. بسیاری از فقیران و کودکان معلول که قادر به فرار از منطقه نبودند، در این ساختمان می‌خوابیدند. خاخام‌های صهیونیست گفتند براساس حکم تورات، کشتار مردم در قانا در جنوب لبنان مباح است.
در زمان وقوع جنگ ۳۳ روزه، خاخام‌ها ضمن اعتراض به انتقاد‌ها و محکومیت‌های جهانی علیه جنایت قانا مدعی شدند، بنابر قوانین کتاب مقدس یهودیان، در زمان جنگ هیچ بی‌گناهی در صف دشمن وجود ندارد.

۲۳- حرم ابراهیمی در الخلیل: باروخ گلدشتاین و گروهی از شهرک‌نشینان شهرک صهیونیست‌نشین کریات اربع در ۲۵ فوریه ۱۹۹۴ هنگام نماز صبح وارد مسجد الاقصی می‌شوند. گلدشتاین پشت یکی از ستون‌های مسجد می‌ایستد و منتظر می‌شود تا نمازگزاران سجده کنند. پس از آن به سوی ایشان تیراندازی می‌کند. گلوله‌ها و ترکش‌های نارنجک باعث زخمی شدن بیش از ۳۵۰ نفر می‌شود. نظامیان ارتش اسرائیل هنگام این کشتار درهای مسجد را می‌بندند و از فرار نمازگزاران جلوگیری می‌کنند. همچنین به هیچ کس اجازه نمی‌دهند، برای نجات مجروحان به داخل حرم برود. در همین زمان، گروهی نیز در خارج از مسجد کشته می‌شوند. عده‌ای نیز در حین تشییع جنازه شهدا به خیل شهدا می‌پیوندند و در این کشتار ۵۰ نفر به شهادت می‌رسند که ۲۹ نفر از آن‌ها از نمازگزاران حرم بودند.

۲۴- انتفاضه الاقصی: در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۰ آریل شارون از مسجدالاقصی بازدید کرد. این بازدید به علت اعتراض جوانان فلسطینی به اتمام نرسید. روز بعد از این حادثه که مصادف با روز جمعه بود، نظامیان اسرائیلی اقدام به گشودن آتش روی نمازگزاران کردند که بر اثر آن ۷ نفر کشته و ۲۵ نفر زخمی شدند. این درگیری به انتفاضه دوم مردم فلسطین منجر شد.
۲۵- ارودگاه جنین: نظامیان اسرائیلی در ۲۹ مارس ۲۰۰۲ حمله گسترده‌ای را به اردوگاه جنین واقع در کرانه باختری آغاز کرد. پس از دو هفته محاصره اردوگاه جنین و شروع جنگ شدید بین نیروهای مقاومت فلسطین و اسرائیل، نیروهای اشغالگر به ریاست شائول موفاز با تانک‌های خود وارد آنجا می‌شوند. آنان با تهاجم گسترده به این اردوگاه پس از اتمام مهمات نیروهای مقاومت آنجا را تسخیر می‌کنند. سپس آن‌ها وارد اردوگاه می‌شوند و بسیاری از جوانان اردوگاه را اعدام می‌کنند. سپس تانک‌های اسرائیلی وارد شده، برخی خانه‌ها را تخریب می‌کنند. تعداد شهدای این واقعه حدود ۲۰۰ نفر است. هنوز تعداد شهدای دفن شده در گورهای جمعی مشخص نیست.

۲۶- غزه: رژیم صهیونیستی پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین در ژانویه ۲۰۰۶ در اقدامی نژادپرستانه با هدف تنبیه مردم فلسطین بویژه مردم نوارغزه که بیشترین آرای حماس از این منطقه بود، اقدام به محاصره کامل زمینی و هوایی این منطقه کرد. درپی این محاصره کشنده اسرائیلی‌ها حتی از خروج بیماران فلسطینی برای مداوا به خارج جلوگیری کردند که طی آن تا اواسط سال ۲۰۱۰ نزدیک به ۳۸۰ فلسطینی جان خود را از دست دادند. ظرف این سال‌ها بویژه اواخر سال ۲۰۰۸ تا اواسط ژانویه ۲۰۱۰ اسراییل جنگی خانمانسوز را علیه غزه راه انداخت که به تجاوز ۲۲ روزه شهرت یافت. در این جنگ ۱۴۵۰ شهروند فلسطینی به شهادت رسیدند و ساختار زیربنایی نوارغزه آسیب جدی دید. قاضی گلدستون که بعد‌ها از سوی سازمان ملل مامور شد، این جنایات را بررسی کند ثابت کرد، اسراییل مرتکب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت شده است.

۲۷- حمله به ناوگان آزادی: بامداد دوشنبه ۳۱ مه ۲۰۱۰ در برابر چشمان افکار عمومی جهان نیروی دریایی ارتش صهیونیستی در اقدامی که دزدی دریایی لقب گرفت، در آب‌های بین المللی به کشتی بین المللی حامل کمک‌های انسان دوستانه به نوارغزه حمله کرد و ۹ شهروند ترک را به قتل رساند و ده‌ها نفر دیگر را زخمی کرد. تمامی ۷۵۰ سرنشین این کشتی‌ها بازداشت و به بندر اشدود منتقل شدند
تسنیم
 
+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:0 توسط محمد جواد رمضاني  | 4 نظر
 
گزارش وابسته نظامی آمریکا در سال ۱۹۴۹ درباره جنایت‌های صهیونیست‌ها
به گزارش فارس، پایگاه تحلیلی «مای کت برد سیت» که به نقش لابی صهیونیستی در عرصه سیاسی آمریکا می پردازد در مقاله ای تحت عنوان «پرونده های طبقه بندی نشده اینتل ثابت می کنند که روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی یک تراژدی پیش رونده است» به قلم «جیم دابلیو دین» به ماهیت تروریستی رژیم صهیونیستی از بدو پیدایش پرداخته است و اظهار داشته که علیرغم ضررهای بسیاری که صهیونیست ها به آمریکائیان رسانده اند و خیانت هایی که در حق آنان اعمال نمودند دولت آمریکا باز هم به حمایت از رژیم صهیونیستی ادامه می دهد و رسانه های آن کشور نیز اجازه نمی دهند تا افکار عمومی آمریکا از این موضوع آگاه شوند.
*صهیونیست های آتئیست (بی خدا) و کمونیست در سالهای تاسیس رژیم صهیونیستی فلسطینیان را به اجبار از سرزمین شان بیرون راندند و مدعی شدند که آنجا "سرزمین وعده داده شده از سوی خدا" به قوم بنی اسرائیل است.
*کیسینجر وزیر امور خارجه پیشین یهودی تبار آمریکا هنوز هم عقاید و نظراتش بر عرصه سیاستگذاری خارجی دولت آمریکا نفوذ و تسلط دارد.
تاریخ در هم تنیدگی آمریکا با رژیم صهیونیستی تراژدی بوده که هر روز بر شدت آن افزوده شده است. فلسطینیان بیشترین آسیب ها را از تجاوزات هنگ های صهیونیست های بی خدا و کمونیست متحمل شده اند، صهیونیست هایی که از اروپای شرقی آمده بودند و بله آنان مدعی هستند که «خدا این سرزمین را به ما ارزانی داشته است.»
پیش از این گروههایی از ستون پنجم های صهیونیست با دقت و با قاعده برای غصب زمین های فلسطینیان برنامه ریزی می کردند آن گونه که آنان مدعی بوده اند که همان کار را نازی ها در قبال آنان انجام داده اند، آنان دست به کشتار فلسطینیان زدند و آنان را از سرزمین شان بیرون راندند تا فضای بیشتری برای سکونت یهودیان مهاجر فراهم شود. 
نیکسون رئیس جمهور آمریکا، گلدا مایر نخست وزیر رژیم صهیونیستی و هنری کیسینجر (وزیر امور خارجه یهودی صهیونیست) و یکی از اعضای اندیشکده قدرتمند صهیونیستی شورای روابط خارجی و دوست نزدیک دکتر ریچارد هاس رئیس آن اندیشکده هنوز هم عقایدشان بر سیاستگذاری بین المللی ایالات متحده و بطور خاص در مورد رژیم صهیونیستی نفوذ و سلطه دارد.
*گلدا مایر نخست وزیر نژاد پرست رژیم صهیونیستی حتی موجودیت فلسطین و فلسطینیان را نیز منکر شد.
نسل های مهاجران عضو لابی رژیم صهیونیستی همواره با افکار پوسیده خود از «انکار کنندگان قتل عام فلسطینیان توسط رژیم صهیونیستی» بوده اند و از این مسئله نیز هیچ گونه شرمی نداشته اند. در این میان گلدا مایر اژدهای کوکلاکس کلان و نژاد پرست از نوع عبری آنان بوده است. گلدا مایر با کلاه برداری و فریب و برای کاستن از هزینه قتل عام فلسطینیان مدعی شده بود که «در آنجا مردم فلسطینی ای وجود ندارند.»     
جاسوسان رژیم صهیونیستی همواره روز حسابرسی برای جرائمی که ضد بشریت علیه علیه مردم فلسطین مرتکب شده اند را انکار می کنند. از نظر آنان این یک جنگ است و آنان کسی را زندانی نکرده اند. زمانی که این مسئله را درک می کنیم چه زمانی موعد معامله با آنان است؟
 امروز من مجموعه مقالاتی را در مورد افسانه هولوکاست می نویسم که برای نگارش آنها از منابعی استفاده نموده ام که عموما ناشناخته هستند و آن پرونده های طبقه بندی نشده و غیر محرمانه شرکت آمریکائی اینتل در مورد رژیم صهیونیستی است. بله، این پرونده ها از اوایل دهه 80 میلادی در اختیار عموم قرار گرفته اند اما احتمالا تا امروز تنها در کتابخانه ها وجود داشته اند. 
*رسانه های آمریکائی به حدی از نفوذ صهیونیست ها اشباع شده اند که امکانی برای اطلاع رسانی صحیح به افکار عمومی آمریکا وجود ندارد.
رسانه های و مطبوعات ما آن قدرت تحت نفوذ و تاثیر صهیونیست ها قرار گرفته اند که اغلب فضای سیاسی مان از وجود چنین پرونده ها و اسناد تاریخی ای بی بهره مانده اند. برای صهیونیست ها این خطر وجود دارد که برنامه های طرفداری از رژیم صهیونیستی شان بی اثر شود و با خیانت آمریکائی هایی مواجه شوند که همواره به آنان یاری می رساندند و شریک جرم صهیونیست ها در پنهان نمودن جنایات شان بوده اند.   
اجازه دهید شروع کنیم. یک جنایت علیه کل افراد یک ملت بیرون راندن اجباری آنان از سرزمین شان بوده است که قاعدتا می بایستی برنامه ریزی شده بوده باشد.
*صهیونیست ها برای تاسیس رژیم صهیونیستی و اشغال اراضی فلسطینی از پیش از سال 1948 برنامه ریزی کرده بودند.
*تاسیس رژیم صهیونیستی مورد حمایت آمریکا نیز قرار گرفته بود. 
در ماه مارچ سال 1948، یک از روسای ستاد مشترک نیروهای مورد نیاز برای فلسطین ضمن پیش بینی در مورد پایان قیمومیت انگلیس بر آن منطقه در نامه ای پیش بینی کرده بود که استراتژی صهیونیست ها همراه نمودن آمریکا با خود برای گسترش و تعمیق مجموعه عملیاتی خواهد بود که با هدف به حداکثر رسانی تامین امنیت و منافع یهودیان انجام خواهند شد.
 
1-)آغاز حاکمیت بر بخشی از فلسطین
2-)پذیرش حق مهاجرت نامحدود از سوی قدرتهای بزرگ
3-)گسترش قلمروی یهودیان در سرتاسر فلسطین
4-)گسترش ارض موعود اسرائیل تا اردن و تا بخش هایی درون خاک لبنان و سوریه
5-)گسترش سلطه نظامی و اقتصادی صهیونیست ها بر کل منطقه خاورمیانه
در ادامه این نامه به طرز شومی آمده است تمامی مراحل این برنامه بایستی با احترام به عقاید متعصبانه رهبران یهودی انجام شوند. این برنامه از سوی برخی از رهبران مورد پذیرش قرار گرفته است و بطور خصوصی مقامات آمریکائی نیز با آن موافقت کرده اند و بطور مسئولانه اجرای آن را پذیرفته اند. (گروه یهودیان، آژانس یهودیان، استفان گرین، 1983)
این گزارش منتشر شده از سوی روزتا استون خود نشان می دهد که رژیم صهیونیستی از زمان پیش از پیدایش خود از سوی آمریکا اجازه یافته بود تا به هیولایی فرانکشتاینی تبدیل شود و سرزمین های فلسطینی را غصب کند. ما آمریکایی ها در طول این مدت از آنان دفاع کرده ایم. اما براستی برای چه و برای چه کسی این کار را انجام داده ایم؟
در طول ده سالی که اسناد طبقه بندی نشده اینتل در اختیار آمریکائی ها قرار گرفته بود از جمله در اختیار افسران وظیفه و نظامیان، من هرگز حتی یک نفر را هم ندیدم که از وجود آنها باخبر باشد. جالب اینجاست که در آمریکا بعنوان سرزمینی آزاد زندگی می کنیم، جایی که مردم کاملا آزادند که بیشتر در مورد لابی رژیم صهیونیستی بدانند اما نمی خواهند که مطلع شوند. 
*افسانه هولوکاست از آنجا مشخص می شود که صهیونیست ها پیش از سال 1948 به خرید مواد شیمیایی و گازهای سمی رو آوردند تا از طریق آن یهودیان را وادار سازند به فلسطین مهاجرت نمایند.
*صهیونیست ها همواره خواسته اند تا خود را قربانیانی همیشگی نشان دهند.
ما تمام گزارش هایی را در اختیار داریم که نشان می دهند صهیونیست ها پیش از جنگ سال 1948 از طریق افراد ستون پنجم خود در اروپا تمامی مواد شیمیایی و گازهای سمی را خریداری نمودند تا از طریق آن بتوانند یهودیان را وادار به مهاجرت نمایند این شیوه ای است که آنان فلسطینیان را هم از سرزمین های خود بیرون رانده اند. 
چنین اسناد غیر محرمانه ای در آمریکا پس از دوره ای با گزارش هایی از خیانت صهیونیست ها پر شدند که در مقابل حقایق فهرستی از کلیشه های منفی ارائه می دهد و در نتیجه رسانه های به حقیقت دسترسی ندارند. آنان در تلاش بوده اند تا توجه ما را از پرونده و اسناد خود در مورد جنایاتشان منحرف کنند و همواره نقش قربانیان همیشگی را بازی کنند.
*گزارش وابسته نظامی آمریکا در سال 1949 آشکارا جنایتکاری صهیونیست ها علیه فلسطینیان را نشان می دهد.
در اواخر سال 1949، زمانی که من متولد شدم، وابسته نظامی آمریکا در تل آویو سرهنگ آندروس گزارشی را تهیه کرد که نشان می داد «اعراب کشته شده اند و صهیونیست ها از دسترسی آنان به سرزمین هایشان جلوگیری کرده اند.»  اقدامی که امروز نیز از طریق حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی و برقراری گشت های ارتش آن رژیم انجام می شود.   
کودکان و نوه های آمریکایی ها و فلسطینیان هر دو قربانیان مشترک تجاوزات صهیونیست ها هستند و آنان از طریق حکومت شان این کار را انجام می دهند. حمله رژیم صهیونیستی به غزه نمونه ای کامل از این موضوع بود و حمایت پنتاگون از رژیم صهیونیستی را نشان داد. 
 
*رژیم صهیونیستی از بدو تاسیس خود در سال 1948 با تروریسم پیوندی دائمی داشته است که از جمله آنها می توان به بمبگذاری هتل سمیرامیس توسط سازمان تروریستی صهیونیستی هاگانا اشاره کرد.
*گلدا مایر نخست وزیر رژیم صهیونیستی در این اقدام تروریستی نقش داشت.
در اوایل سال 1948 میلادی صهیونیست ها تاریخچه تروریسمی خود را با انفجار هتل سمیرامیس در تاریخ 5 ژانویه آغاز نمودند. بمبی که از 175 دینامیت تشکیل شده بود و که باعث کشته شدن 23 شهروند غیر نظامی از جمله کنسول اسپانیا نیز شد. این اقدام هنوز هم در سرزمین های اشغالی جشن گرفته می شود. آیا شما می توانید به چنین افرادی عشق بورزید؟ 

رابرت ماکاتی سر کنسول آمریکا نماینده ای را به آژانس رسمی یهودیان به رهبری گلدا مایر اعزام نمود تا از وی در مورد حفاظت از جان کنسول های ما سوال کند. وی نمی دانست که سازمان تروریستی صهیونیستی هاگانا مسئول بمبگذاری هتل بوده اند و آنکه گلدا یکی از اعضای شرکت کننده در این عملیات بود. در تاریخ رژیم صهیونیستی بسیاری از رهبران ارشد آن رژیم سابقه شرکت در اقدامات تروریستی را داشته اند. 

*در اسناد آمده است که رژیم صهیونیستی در اقدامی رذیلانه از کارکنان صلیب سرخ برای نقل و انتقال سلاح استفاده می کرد تا از طریق آن فلسطینیان را به شهادت رساند.
پس از آن، توماس ویسون کنسول جدید آمریکا گزارش داد که صهیونیست ها از افراد صلیب سرخ برای جابجایی سلاح ها و مهمات و رساندن آن به سربازان صهیونیست از بیمارستان حداش در کوه اسکوپوس در بیت المقدس استفاده می کردند تا از طریق آن بسوی اعراب شلیک کنند. چه اقدام کثیفی. 
رسانه آمریکائی ای مثل روزنامه نیویورک تایمز از انتشار این ماجرا و ارسال سلاح ها و مهمات خودداری کرده است. مشابه این اقدام در عملیات قتل عام دیریاسین نیز تکرار شد که در آن 20 تن از افراد سازمان هاگانا تحت رهبری گلدا مایر مشارکت داشتند. 
*صهیونیست ها حتی به کنسول وقت آمریکا نیز رحم نکردند و او را به قتل رساندند.
*صهیونیست ها تنها برای جذب کمک های مالی و نظامی به آمریکا ابراز علاقه می کردند.نمونه جاسوسی جاناتان پولارد جاسوس رژیم صهیونیستی که اسناد محرمانه آمریکا را در اختیار آن رژیم گذاشته یک مثال آشکار از این دست است.

در آن زمان آژانس یهودیان از درخواست سازمان صلیب سرخ برای خروج نیروهایش از بیمارستان حداش ممانعت بعمل آورد علیرغم آنکه اتحادیه عرب با باقی ماندن سربازان غیر مسلح موافقت نمود. متاسفانه کنسول ویسون از سوی تیراندازی صهیونیست کمی بعد از این رویداد به قتل رسید. این اولین مورد از قتل یک آمریکائی توسط صهیونیست ها بود که اتفاق افتاد رویدادی که بعدها هم از سوی آنان تکرار شد علیرغم آنکه آمریکائی ها همواره به آنان کمک کرده بودند.  
تمام ابراز علاقه ها و اظهار دوستی های آژانس یهودیان نسبت به امریکائی ها بهانه ای بود تا از طریق آن بتوانند نیازهای مالی و نظامی خود را تامین کنند. صهیونیست ها بازی آمریکائی ها علیه شوروی را به اتمام رساندن، بازی ای که گرچه دهه ها خود را با آن انطباق داده بودند اما از طریق جاسوس آمریکائی جاناتان پولارد این کار را انجام دادند و کنگره را تابع خود ساختند.

*صهیونیست ها خود را متحد همیشگی آمریکا می دانند پیش از سال 1948 با شوروی در همکاری تنگاتنگ بودند آنان حتی به آمریکائی ها هم خیانت کرده اند.
*یک نظامی آمریکائی یهودی تبار سیستم راداری آمریکا را به سرقت برد و در اختیار شوروی قرار داد.
افکار عمومی آمریکا هرگز نمی دانند که صهیونیست ها پایگاه های لجستیک نظامی خود برای آموزش و تجهیز پیش از جنگ 1948 را در چکسلواکی سابق و با حمایت شوروی برقرار کرده بودند که نگهداری سلاح ها، کارکنان پزشکی و درمانی و نوسازی نیروی هوایی آنان با استفاده از خلبانان خارجی را شامل می شد. 

در ان زمان خلبانان آمریکائی و مکانیک های ما تمامی کشتی های ساخت چک را برای نیروهای صهیونیست از طریق هواپیما به لبنان رساندند و بسیاری از این موارد شخصا تحت نظارت وابسته نظامی ما انجام می شدند. 
پس از جنگ جهانی دوم و بالارفتن قیمت طلا و مشکلات ارزی ای که برای کشور چک بوجود آمد، جاسوسان صهیونیستی سود سرشاری از فروش دوباره همان کشتی ها به شوروی بدست آورند. بزرگترین کودتایی که در آن زمان علیه امریکا انجام شده بود از طریق سیستم رادار نظامی آمریکا بود که شوروی خواهان بدست آوردن آن بود و این سیستم از سوی یک یهودی آمریکایی تبار خائن مورد سرقت قرار گرفت و به شوروی داده شد.
*فساد لابی صهیونیستی تا امروز نیز در آمریکا وجود دارد. کنگره آمریکا برای این لابی تبدیل به یک گاو شیرده شده است.

همانند نقض آشکار واردات غیر قانونی سلاح، چنین مواردی نیز از سوی دستگاه اطلاعاتی آمریکا مورد پیگیری قرار گرفتند. در ماه جون سال 1948، وابسته نظامی آمریکا گزارش داد که یک کارخانه بلژیکی آماده صادر نمودن 10 تانک، 25 خودروی زره پوش آمریکایی است.
اف بی آی ده ها هزار صفحه گزارش در مورد چنین کشتی هایی را ثبت کرده است. برخی از آنها توسط فرمانداران امریکائی ای سازماندهی شده بودند که برای به اصطلاح منافع سیاسی و مالی ما به صهیونیست ها کمک کرده بودند علیرغم آنکه آنان قوانین کشور ما را نقض کرده بودند. این فساد تا به امروز نیز ادامه یافته است بطوری که کنگره کشورمان به گاو شیردهی تبدیل شده که به اشغال لابی رژیم صهیونیستی درآمده و آنان تا می توانند آن را می دوشند و از ما بهره می برند.

*در زمان جنگ سرد صهیونیست ها آمریکائی ها را ترساندند که در صورت عدم حمایت از آنان به شوروی نزدیک خواهند شد و از همین طریق از آمریکا امتیاز گرفتند.
*در خصوص بهانه آمریکا در لشکرکشی به عراق و طرح ادعای دارا بودن سلاح شیمیایی توسط دولت عراق نیز رژیم صهیونیستی مستقیما نقش داشت.
*در مورد ادعای تلاش جمهوری اسلامی ایران به منظور ساخت سلاح هسته ای نیز این صهیونیست ها هستند که آمریکائی ها را تحریک می کنند.
در اوج جنگ سرد، صهیونیست ها با توصیه های سیاسی خود آمریکائی ها را از این موضوع می ترساندند که در صورتی که به آنان کمک نکنند آنها نیز از کمک شوروی برای پیشبرد برنامه های اشغال‌گرایانه شان در فلسطین برخوردار خواهند شد.
ما این توصیه های معلم گونه از سوی صهیونیست ها به آمریکا را در مورد جنگ عراق و داستان ساختگی دارا بودن سلاح شیمیایی توسط دولت عراق نیز مشاهده می کنیم که ساخته و پرداخته صهیونیست ها و شرکای نئومخافظه کار آنان در آمریکا بود.
اکنون نیز مشاهده می کنیم که آنان تهدیدی ساختگی و شایعه برنامه ساخت سلاح هسته ای از سوی ایران را مطرح کرده اند که باعث می شود همراه با رکود اقتصادی قیمت نفت نیز برای ما بالا بماند که می توان آن را «پترو فلسطینی» نامید. در این لحظه کمی در این باره فکر کنیم چه کسی چنین اقدام وحشتناکی را انجام می دهد؟
*آمریکا در حالی به رژیم صهیونیستی کمک های بی حد و حصر نظامی ارائه می دهد که بسیاری از کودکان آمریکائی فاقد غذای لازم برای خوردن هستند.

* شلیک هر موشک پاتریوت برای مالیات دهندگان آمریکائی هزینه ای 3 میلیون دلاری را در بر دارد.   
تمامی این اقدامات از سوی رژیم صهیونیستی ادامه می یابد و این در حالیست که آمریکا به حمایت نظامی از آن رژیم برای ساخت بمب اتمی و تجهیز زرادخانه ها و نیروی هوایی اش ادامه داده است. شما می تواند به سامانه های موشکی پاتریوت نگاهی بیندازید که شلیک هر یک از آنها برای مالیات دهندگان آمریکائی هزینه بالغ بر 3 میلیون دلار را در بر خواهد داشت و این در حالیست که کودکان آمریکائی در صف کوپن غذا می ایستند.  
این یک رسوایی ملی است، خیانتی آشکار علیه کشورمان است که صحنه گردانان آن در پشت پرده در دالان های کنگره و برخی مواقع حتی در کاخ سفید بسر می برند.
این گزارشات از سوی چندین منبع رژیم صهیونیستی و دست کم یکی از منابه جاسوسی شورای امنیت ملی دولت بوش تایید شده اند.  
 
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 11:23 توسط محمد جواد رمضاني  | 6 نظر
 
همه چیز درباره "گنبد آهنین" اسرائیل +تصاویر
سیستم دفاع ضد موشکی برای رژیم صهیونیستی و در ادبیات نظامی این رژیم به طور جدی از جنگ با حزب الله در تابستان سال 2006 اوج گرفت.جنگ اسرائیل و لبنان که در اسرائیل به جنگ دوم لبنان و در لبنان به جنگ ژوئیه (عربی: حرب تموز) معروف است، جنگی است که به مدت ۳۳ بین ارتش اسرائیل و حزب‌الله لبنان به وقوع پیوست و دامنه آن تا مرکز سرزمین های اشغالی و تا نزدیکی تل آویو کشیده شد.{1}

ریشه سیستم سپر دفاع موشکی اسرائیل به نام (Iron Dome)گنبد آهنین به درگیری سال ۲۰۰۶ اسرائیل با حزب‌الله لبنان بر می‌گردد. در آن نبرد، حزب‌الله راکت‌های پرشماری به سمت اسرائیل شلیک کرد که خسارات و کشته‌های فراوانی را برای اسرائیل به همراه آورد، راکت هایی که در اواسط جنگ ایستگاه قطار شهر حیفا را مورد حمله قرار داد و واحد پدافندی ارتش اسرائیل را به این واقعیت رساند که سیستم دفاع ضد موشک سابق دیگر کاربرد خاصی ندارد.
 
حمله موشکی حزب الله لبنان به ایستگاه قطار شهر حیفا(سال 2006جنگ 33روزه)
یک سال بعد، امیر پرتس، وزیر وقت جنگ اسرائیل اعلام کرد که کمپانی اسرائیلی رافائل که تولیدکننده تجهیزات نظامی است، برای مقابله با تهدیدهای آینده یک سپر دفاع موشکی جدید خواهد ساخت، که لااقل جلوی حمله راکت های مقاومت را تا عمق سرزمین های اشغالی را از مهاجم بگیرد، تکمیل و گسترش سپر دفاعی جدید، چند سال زمان برد و نهایتا اوایل سال ۲۰۱۱ به خدمت گرفته شد.


تاریخچه سامانه های دفاع ضد موشک در اسرائیل

ختس(پیکان)
ختس (در عبری: טיל חץ به معنای: پیکان) نوعی سامانه دفاع موشکی است که از سال ۱۹۸۶ به طور مشترک توسط اسرائیل و آمریکا تولید می‌شود و توانایی بالاتری برای رهگیری موشک‌های بالیستیک نسبت به سیستم مشابه آمریکایی ام‌آی‌ام-۱۰۴ پاتریوت دارد. این موشک تنها مورد استفاده نیروهای دفاعی اسرائیل است و یکی از اهداف آن دفاع از خاک اسرائیل در مقابل موشک‌های بالیستیک ایران همچون موشک‌های شهاب1،2و 3ایران است. طراحی و تولید این موشک به عهده صنایع هوافضای اسرائیل و شرکت هوانوردی بوئینگ و نظارت بر آن به عهده وزارت توسط وزارت دفاع اسرائیل و آژانس دفاع موشکی ایالات متحده است.
 
سامانه موشکی "ختس"در حال تست و آزمایش مقدماتی
سیستم دفاع هوایی پیکان از موشک‌های مافوق صوت رهگیر ضدموشک پیکان، رادار هشدار سریع صنوبر سبز Elta EL/M-2080، مرکز فرماندهی، مراقبت، ارتباط و اطلاعات لیموی طلایی و مرکز کنترل شلیک فندق قهوه‌ای تشکیل می‌شود و قابلیت حمل‌ونقل را دارد.
برد عملیاتی موشک‌های سامانهٔ پیکان ۳ تا ۱۵۰ کیلومتر، سقف پروازشان ۱۰۰ کیلومتر و سرعتشان ۹ ماخ (۲۵۰۰ متر بر ثانیه) است.

در سال ۲۰۰۵ موشک ختس-۲ علیه موشک بالیستیک مشابه شهاب-۳ با موفقیت آزمایش شد، ولی هیچ گاه این سیستم ضد موشک علیه حمله موشکی در زمان جنگ، امتان خوبی از خود نشان نداد. نتیجه آزمایش نشان داد که این موشک قادر به رهگیری موشک‌های مجهز به کلاهک‌های جداشونده و دام‌های تعبیه‌شده برای فریب سیستم‌های دفاع موشکی، به ان صورت که فرماندهان اسرائیلی می خواستند، نیست.در عین حال فرمانده نیروی دفاع موشکی اسرائیل معتقد است که حتی در صورت مجهز بودن موشک دشمن به کلاهک هسته‌ای یا سلاح‌های غیرمتعارف دیگر از آن‌جا که انفجار در ارتفاع بسیار بالا انجام می‌شود مواد منفجره موشک منهدم و پراکنده شده و تلفاتی به جا نخواهد گذاشت. در درگیری احتمالی با موشک‌های بالیستیک ایران از ختس به عنوان سلاح ردیف اول استفاده شده و پدافند آمریکایی پاتریوت که در جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ علیه موشک‌های اسکاد عراق استفاده شدند به عنوان سیستم دفاع موشکی پشتیبان و یدک فعالیت خواهند کرد. این سیستم موشکی حتی در حمله موشک های اسکاد عراق ضد اسرائیل نیز از خود نمایش ضعیفی را به نمایش گذاشتند.
۳0 درصد از هزینه تولید ضدموشک ختس، توسط ایالات متحده آمریکا تامین شده و بنابراین فروش آن به دیگر کشورها، مستلزم دریافت اجازه از دولت واشنگتن نیز است.
در سفری که رئیس جمهور اسرائیل در ماه نوامبر ۲۰۰۷ میلادی به ترکیه داشت، برخی منابع اعلام کردند که ترکیه قصد خرید موشک‌های ضدموشک بالستیک ختس و ماهواره جاسوسی اوفک (افق) از اسرائیل را دارد.

آرو
آرو، یک سیستم ضد موشکهای بالستیک است که برای اولین به تاریخ 7 نوامبر 2002 بار در پایگاه هوایی Palmachim (پايگاهي هوايي در اسرائیل) به نمایش عموم گذاشته شد. این موشک هنوز در یک کارزار واقعی مورد آزمایش قرار نگرفته است هرچند پس از شلیک 40 فروند موشکScud-C عراقی در جریان نبرد خلیج فارس به سال 1991 به سمت اسرائیل، انگیزه ی ساخت چنین سیستم دفاعی‏ايي به وجود آمد.

7 نوامبر 2002 – پایگاه Palmachim – اولین نمایش عمومی سیستمArrow
 
تست سامانه موشکی "آرو"
سیستم دفاع ضدموشکهای بالستیکی آرو2 (Arrow-2) توسط شرکت MLM وابسته به صنایع هوا- فضای اسرائیل (IAI) یا (Israel Aircraft Industries) طراحی شده است و اکنون در سازمان نیروهای دفاعی اسرائیل به صورت عملیاتی درآمده است.
این سیستم در اسرائیل با نام دیگر هما (Homa = پرنده‏ی افسانه‏ای) یا در ايالات متحده به نامFence (سپر دفاعی) نیز شناخته می شود. لانچرهای آرو اکنون در دو نقطه‏ی اسرائیل به حال آماده باش کامل جهت شلیک قرار دارند: یکی در نزدیکی تل آویو و دیگری در جنوب حیفا. اولین مجموعه‏ی لانچر آرو در سال 2000 عملیاتی شده است.

پاتریوت
ام آی ام-۱۰۴ پاتریوت موشک زمین به هوا است که از ان به عنوان موشک ضد بالستیک (موشک رهگیر موشک پرتاب شده) استفاده می‌شود.یک سیستم دفاع هوایی موشکی هدایت شونده است که توانایی مقابله با موشک‌های بالستیک تاکتیکی، موشک‌های کروز، و هواپیماهای پیشرفته (به طور پایه پرنده‌های هوا_تنفس )را در تمامی شرایط آب و هوایی ودر هر ارتفاعی داراست.ویژگیهای کلیدی سیستم PATRIOT رادار مرکب چندکاره، هدایت تعقیب از طریق موشک و نرم افزار مدرن و همچنین عملکرد خودکار گسترده است. PATRIOTیا (MIM-۱۰۴ )توسط کمپانی (ریتیون) در ماساچوسف و شعبه موشک‌ها وکنترل آتش کمپانی (لاکهید مارتین ) در فلوریدا ساخته شده است. علاوه بر ایالات متحده، کشورهای آلمان، یونان، اسراییل، ژاپن، کویت، هلند، عربستان سعودی و تایوان نیز مجهز به این موشک هستندومصر نیز به تازگی صاحب این سیستم دفاع موشکی توانمند شده است. سیستم دفاع موشکی PATRIOT به طور گسترده در عملیات اخیر تهاجم به عراق شرکت داشته وبا استقرار در کویت موفق به از بین بردن تعدادی از موشک‌های عراقی شلیک شده به کویت شد. شایان توجه است در عملیات مذکور از نسل جدید این سیستم یعنی PAC-۳ وموشک‌های باهدایت پیشرفته تر استفاده شده بود.

 
سامانه موشکی "پاتریوت"، یکی از قوی ترین پدافند های ضد موشکی جهان
این سامانه دفاع ضد موشکی اولین بار زمانی مورد علاقه و استفاده اسرائیل واقع شد که ناکامی سیستم دفاع ضد موشک "ختس" اسرائیل در سال 2006در پی حمله موشکی حزب الله به مرکز سرزمین های اشغالی به اثبات رسید. مکان اولیه استقرار این سامانه در مرکز شهر تل آویو وبرای در امان ماندن صهیونیست های پایتخت نشین از حملات موشکی حزب الله تدارک دیده شده بود.

جرقه های حرکت ارتش اسرائیل به سمت گنبد آهنین
اولین شکست عملی ارتش اسرائیل در جنگ 33روزه با حزب الله رقم خورد، نه فقط به خاطر این که مرزی در این جنگ جابجا نشد و یا سرزمینی به تصرف نیروهای صهیونیست در نیامد، بلکه بیشتر به دلیل این که سرزمین هایی که مورد حمله راکتی و موشکی حزب الله قرار گرفته بود از شدت ترس مردم و تخلیه سکنه از شهر، به سرزمین ارواح شبیه شده بود.
 
مراحل پرتاب سامانه موشکی "گنبد آهنین" 

1. دشمن، موشک یا گلوله توپ را شلیک می‌کند
2. پرتابه توسط رادار ردگیری و داده‌های آن به واحد مدیریت و هدایت نبرد مخابره می‌شود
3. پس از تحلیل داده‌‎ها، مختصات هدف به واحد شلیک موشک ارسال می‌شود
4. موشک به سمت پرتابه دشمن شلیک می‌شود
ناکامی پیاپی سیستم های گران قیمت دفاع ضد موشک اسرائیل در این جنگ و به دنباله آن شکست در جنگ 22روزه غزه و عدم اطمینان کامل مسئولین اسرائیل به سامانه های ضد موشکی ختس و پاتریوت، خود عاملی بود که فرماندهان نظامی این رژیم به سمت سامانه ضد موشکی کارآمدتری بروند.
 
حمله موشکی حزب الله به قسمتی از سرزمین های اشغالی
 
گنبد آهنی یک سامانهٔ دفاع زمین به هوای توسعه‌داده‌شده توسط اسرائیل است که در اوایل سال ۲۰۱۱ به خدمت گرفته شد و چندین میلیارد دلار برای برپایی آن هزینه شده‌است که آمریکاییان بیش از ۲۰۰ میلیون دلار بابت این سیستم به اسرائیل کمک مالی کرده‌اند. این سامانه قادر است با موشک‌های کوتاه‌برد (تا ۴۰ کیلومتر) در هر شرایط آب‌وهوایی درگیر شود. این سیستم برای مقابله با موشک‌های شلیک‌شده توسط شبه‌نظامیان در لبنان و فلسطین توسعه داده شده‌است. در کنار آن سیستم دفاع موشکی ختس (پیکان) برای تهدیدهای موشکی میان‌برد (مانند موشک‌های شهاب) استفاده شده‌است.
 


کارنامه "گنبد اهنین"از پهپاد حزب الله تا حمله راکتی حماس

نفوذ "پهپاد ایرانی" به سامانه ضد موشک"اسرائیلی"
چندی پیش حزب‌الله لبنان توانست با پروازی چند ساعته بر فراز آسمان فلسطین اشغالی از مهمترین پایگاه هسته‌ای صهیونیست‌ها تصویر برداری کند. مدتی بعد سید‌حسن نصرالله در سخنرانی خود با اعلام اینکه این پهپاد ساخت ایران بود، گفت: این عملیات برای حزب‌الله موفقیت بزرگی بود. پس از سخنرانی سید‌حسن نصرالله، مقامات صهیونیست در واکنش به این سخنرانی اعلام کردند که هدف اصلی این پهپاد رصد فعالیت‌های اکتشاف گاز اسراییل بود
 


     جنگنده اسرائیلی پس از آنکه پهپاد ایرانی 60کیلومتر در خاک سرزمین های اشغالی نفوذ کرد، ان را منهدم نمود
اما پس از گذشت مدتی به تدریج واکنش‌ها نسبت به ‌ناکارآمدی سیستم گنبد آهنین صهیونیست‌ها شدت گرفت و در این بین ‌یکی از درجه‌داران ارشد صهیونیست از مقام خود خلع و سیستم پدافندی پاتریوت در حیفا مستقر شد تا از این شهر بندری در برابر موشک‌ها و پهپادها محافظت کند.

پهپادی که توسط حزب‌الله به سرزمین‌های اشغالی فرستاده شده بود، دارای فناوری پیچیده‌ای بود که صهیونیست‌ها در گام نخست موفق به شناسایی آن نشده بودند به طوری که به فاصله ۴۰ کیلومتری دیمونا نیز رسیده بود و توانسته بود از این تاسیسات اتمی تصویربرداری کند.
در همین راستا وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران گفت: مسلماً تکنولوژی پهپادی که اخیرا توسط حزب‌الله لبنان بر فراز آسمان فلسطین اشغالی به پرواز درآمد و چشمان دشمنان را خیره کرد، آخرین فناوری و تکنولوژی ایران نبود.

سردار وحیدی می‌افزاید: جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر هواپیماهای بدون سرنشینی را با تکنولوژی و فناوری بسیار پیشرفته‌تر از پهپادی در اختیار دارد که اخیرا از سوی نیروهای حزب‌الله بر آسمان رژیم صهیونیستی به پرواز درآمده است.
وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران افزود: رژیم صهیونیستی بر روی سیستم پدافند هوایی و گنبد آهنی‌اش بسیار تبلیغات کرده بود اما این پهپاد آنان را رسوا کرد و آبروی شان را برد چون آنها با انجام عملیات روانی بر روی قدرت نظامی شان به کشورهای مختلف تجاوز می کنند و زمانی که این از درون متلاشی شود، قدرتشان کاملا به لحاظ روانی شکسته خواهد شد.

کارشناسان بر این باورند که پهپادهای ایرانی جدید دارای ویژگی‌های منحصر به فردی از جمله مداومت پروازی بیشتر، برد بالاتر و قابلیت حمل سلاح و موشک است.

این در حالیست که پهپاد حزب‌الله لبنان تنها قابلیت تصویربرداری و رصد داشت. مقام ارشد نظامی پنتاگون پیش از این در راستای قدرت جنگال ایران گفت: جمهوری اسلامی ایران پس از نشاندن هواپیمای بدون سرنشین فوق پیشرفته آمریکا نشان داد که توانایی بسیاری در جنگ الکترونیک دارد و در این راستا عبور از سیستم‌های راداری و تشخیص گنبد آهنین توسط پهپاد حزب‌الله حاکی از نفوذپذیر بودن این سیستم دفاعی دارد.
کارشناسان راداری و مخابراتی می‌‌گویند که توانایی پهپادهای نسل جدید ایران از جمله شاهد ۱۲۹ در جنگ الکترونیک بالاتر از پهپاد حزب‌الله است و این نکته‌ای بود که وزیر دفاع ایران در صحبت‌های خود به آن اشاره کرد.

اصلی ترین ناکامی "گنبد آهنین"؛ موشک های حماس به قلب تل آویو رسیدند
از سال گذشته تا کنون که اسرائیل وارد فاز اجرایی نمودن سامانه دفاع ضد موشک "گنبد آهنین" شده است، تبلیغات بسیاری بر روی غیر قابل خدشه و نفوذ بودن آن نمود به طوری که آن را کار آمد ترین پوشش ضد موشک در جهان نامید. اما بعد از دور جدید درگیری در غزه از چند روز گذشته تا کنون و هدف قرار گرفتن نقاط مختلف پایتخت این رژیم، شکست پذیر بودن این سامانه پرهزینه را حداقل در میدان جنگ با یک گروه کوچک مقاومت، همچون حماس را تایید نمود.
 
 
در خلال بحران اخیر غزه، این سیستم به طور مکرر توسط ارتش اسرائیل مورد تمجید قرار گرفته‌است. بر اساس اعلام ارتش اسرائیل، سپر دفاع موشکی گنبد آهنین تا غروب شنبه، موفق به رهگیری ۲۴۵ راکت در طول سه روز شده است. هزینه ساخت هریک از این موشکهای رهگیر به نام تامیر، حدودا ۶۰ هزار دلار است. 
 
 
موشک باران سرزمین های اشغالی توسط مقاومت فلسطین
سوالی که در این جا برای مردم ساکنین سرزمین های اشغالی پیش می آید این است که سامانه ای که در کوتاه مدت هزینه چند میلیارد دلاری برای اسرائیل داشته و تا کنون حتی نتوانسته حملات موشکی به داخل پایتخت اسرائیل را مهار کند، چه سودی دارد.

روزنامه انگلیسی گاردین اخیرا در مطلبی با اشاره به اخباری که از فعالیت این سیستم دفاع موشکی به دست آورده نوشت، از 7 آوریل (18 فروردین) این سیستم 7موشک پرتاب شده از سوی حماس را سرنگون کرده اما دست کم در 11 مورد نتوانسته این موشک‌ها را ردیابی کند. گاردین به نقل از یکی از کارشناسان نزدیک به این پروژه نوشت، این سیستم ممکن است در آینده موفقیت‌هایی داشته ‌باشد اما فعلا با محدودیت‌هایی رو‌به‌روست که کارایی آن را زیر سؤال می‌برد: از جمله این محدودیت‌ها این است که این سیستم تنها 2باتری دارد


سامانه موشکی گنبد آهنین در حال نصب بر روی تپه های اطراف تل آویو

سیستم دفاع موشکی گنبد آهنین دارای 3بخش است؛ یک رادار ردیابی موشک، یک مرکز کنترل و یک بخش شلیک موشک. لحظه‌ای که یک موشک شلیک می‌شود، مسیر پرتاب موشک آن از طریق مرکز کنترل بررسی می‌شود تا معلوم شود که قرار است این موشک در کجا فرود آید. در جریان جنگ خلیج‌فارس در سال 1991 بود که جهان نخستین‌بار از امکان اجرای دفاع موشکی مطلع شد. شکل اولیه این سیستم که به‌صورت موشک‌های پاتریوت آمریکا در اسرائیل و عربستان به کار گرفته می‌شد، توانست موشک‌های اسکاد پرتاب‌شده توسط عراق را ردیابی و نابود کند. در حقیقت این سیستم نسبت به پیش‌بینی کارشناسان بسیار خوب عمل کرد. پیش‌بینی‌های اولیه نشان می‌داد که این سیستم موفقیتی 10 درصدی خواهد داشت اما در عمل شرایط بهتر از این شد.

 
در جریان جنگ عراق در سال 2003، موشک‌های پاتریوت تغییریافته عملکرد خوبی نشان‌ دادند. به خاطر عملکرد این سیستم، عراق نتوانست هیچ موشک دوربردی شلیک کند و موشک‌های پاتریوت یک جت انگلیسی و یک جت آمریکایی را سرنگون کردند. سرنشینان این دو جت کشته شدند. رژیم صهیونیستی مدت‌هاست از کابوس موشک‌های کوتاه‌بردی چون کاتیوشاهای طراحی شده روسیه که در دهه‌های 1970 و 1980 به فلسطینی‌ها داده‌شد، وحشت دارد. در جنگ سال 2006 لبنان، حزب‌الله بیش از 4 هزار موشک به سمت رژیم صهیونیستی شلیک کرد. در این حملات 44 اسرائیلی کشته شدند.
بعد از تجربه تلخ جنگ لبنان و شکست ارتش اسرائیل در مقابل جنبش حزب‌الله، رژیم صهیونیستی به‌طور جدی به فکر تقویت سیستم دفاع موشکی خود افتاد. این رژیم پیش از این سیستم دوربرد موسوم به پیکان را طراحی کرده‌ بود اما بعد از جنگ لبنان، تصمیم گرفت که با سرمایه‌گذاری سنگینی، سیستم گنبد آهنین را طراحی و تولید کند. هزینه طراحی و استقرار این سیستم بیش از یک میلیارد یورو برآورد شده‌است
 


سیستم ضد موشک "گنبد اهنین" 
بخشی از این هزینه را آمریکا تامین کرده‌است. این سیستم در داخل رژیم صهیونیستی منتقدان زیادی دارد. هر کدام از موشک‌های این سیستم هزینه‌ای معادل 25 هزار یورو دارد و این در حالی است که قرار است این سیستم موشک‌هایی را که بسیار ارزان‌قیمت‌تر هستند و کمتر از چند صد یورو ارزش دارند، سرنگون کند. این برآورد به این معناست که جنبش مقاومت - چه در لبنان و چه در فلسطین- از حالا به بعد وارد جنگی اقتصادی با اسرائیل می‌شود. گروهی دیگر معتقدند که فریب‌دادن سیستم راداری دفاع موشکی گنبد آهنین بسیار آسان است؛ فقط کافی است که راه این فریب پیدا شود./موسسه دیده بان
 
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱ ساعت 13:53 توسط محمد جواد رمضاني  | 9 نظر
 
همه چیز در مورد جشن پوریم و ایرانی کشی
 
  جشن «پوریم» یکی از سنت‌های قدیمی قوم یهود است که در دهه‌های اخیر و پس از تشکیل رژیم اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است. این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار می‌شود، در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون ده‌ها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.
 



نتانیاهو در جشن پوریم - 1999
به ادامه مطلب توجه بفرمایید
-- 
 
ادامه نوشته
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 11:23 توسط محمد جواد رمضاني  | 6 نظر
 
آيا حسن تهراني مقدم بسيجي واقعي به حساب نمي‌آيد؟!
ندا آقاسلطان در 30 خرداد 1388 به طرز مشكوكي در يكي از خيابان‌هاي فرعي و خلوت تهران كشته مي‌شود و خبر مرگش بلافاصله توسط آرش حجازي كه ظاهرا پزشك است و به صورت كاملا اتفاقي! دو روز قبل از انگليس وارد تهران شده و باز هم به صورت اتفاقي! لحظه كشته شدن ندا در آن‌جا حضور داشته است، بر روي سايت‌هاي خبري مي‌رود. نكته حائز اهميت اين‌جاست كه باز هم به صورت كاملا اتفاقي! ويزاي انگليس در جيب آرش حجازي بوده و بعد از مرگ ندا به سرعت به انگليس بازگشته است.

اين حادثه در بازه زماني كوتاهي با شانتاژ خبري فوق‌العاده‌ بارها از رسانه‌هاي غربي پخش مي‌شود و واكنش‌هاي مختلفي را برمي‌انگيزاند. پدر و مادر ندا سبز بودن او را انكار مي‌كنند و مدعي مي‌شوند او اصلا راي نداده و اعتقادي هم به نظام و انقلاب نداشته است. برادر او نيز طرفدار دكتر احمدي‌نژاد است و اين را درصفحه‌ي فيس بوكش نوشته است.
از همان ابتداي امر ندا آقاسطان در پروژه‌ي شهيدسازي جنبش سبز نقش ايفا مي‌كند و خونش مقدس مي‌شود. مادر ندا، او را شهيد راه مردم معرفي مي‌كند و دست داشتن بيگانگان را در قتل وي بي‌اساس مي‌خواند. از طرفي كاسپين ماكان كه گاهي نامزد و گاهي دوست پسر ندا معرفي مي‌‌شد، در ابتدا حرف و حديث‌هاي پيرامون ندا را نادرست مي‌شمارد، ولي چند ماه بعد از قتل او به اسرائيل سفر مي‌كند و در ديداري با شيمون پرز با قرار گرفتن در مقابل دوربين، معماي قتل را از طرفي پيچيده‌تر و از طرفي هم حل مي‌كند.

همان زمان مسيح علي‌نژاد؛ خبرنگار اصلاح‌طلبِ فراري لندن‌نشين، در صفحه‌ي شخصي خود در مطلبي با عنوان "ندا آقاسلطان چندبار بايد كشته شود" آه و فغان سر مي‌دهد از گلوله‌هايي كه كاسپين ماكان به همراه جنبش سبز هر روزه به ندا شكليك مي‌كنند و مي‌نويسد: "عکس‌های ندا امانتی بود در خلوت ماکان، آیا خیانت در امانت، کافی نیست تا انگیزه اصلی این روزهای کسی که قرار دیدار با رییس‌جمهور اسراییل می‌گذارد و از طرفی دیگر جنبش سبز ایران را به رسمیت نمی‌شناسد، روشن شود؟ من نماینده خانواده ندا نیستم، اما این را خوب می‌دانم که دل مادر ندا این روزها از شلیک مکرر برخی از آدم‌های معمولی به پیشانی کم‌اقبال دخترش،  رنجیده‌خاطر است."

اما حالا سه سال پس از مرگ ندا، خواهر او قرار است يادش را در اذهان زنده كند و دوباره از آب گل‌آلود و متعفن سه سال پيش، ماهي تازه‌اي براي ضدانقلاب و اربابان اسرائيلي و آمريكايي‌شان بگيرد. برگزاري مهماني مختلط و نمايش لباس‌ها و فيلم‌ها و عكس‌هاي خصوصي ندا در رسانه‌هاي معاند، بهره‌برداري ديگري از خون ندا در راه جنبش سبز است. علاوه بر آن صفحه‌ي فيس‌بوك هدي آقاسلطان، نيز صحنه‌اي ديگر از عناد اين جماعت با حق و شهيدان راه حق را به تصوير مي‌كشد. هرچند وي با فاصله‌ي چند روز و پس از اعتراض شديد همه‌ي رسانه‌هاي انقلابي به سبب توهين به ساحت نوراني شهيد تهراني مقدم، در صفحه‌اش مي‌نويسد كه رمزش هك شده و توهين كار وي نبوده است كه اين مسئله نيز با اما و اگرهايي همراه است.

اما آن‌چه مهم است، اين نكته است كه هدي آقاسلطان جنبش سبز را يك بار ديگر در برابر تمام ارزش‌ها و مقدسات نظام اسلامي قرار داد تا حاميان كنوني اين جنبش بار ديگر در معرض امتحان قرار گيرند كه اگر خود را متدين و پاي‌بند به ارزش‌هاي اسلامي مي‌دانند و پيرو راه امام و شهدا هستند، اندك واكنشي به بي‌حرمتي به شهيد حسن تهراني‌مقدم نشان بدهند. اما همان‌هايي كه ادعا داشتند جنبش سبز يك جنبش مذهبي و عدالت‌خواهانه است و مي‌خواستند به زعم خودشان با اعتراض به تقلب در انتخابات، عدالت را در جامعه پياده كنند و احساس مي‌كردند موسوي و حاميان او پيرو خط امام‌اند، همان‌هايي كه شعار "بسيجي واقعي، همت بود و باكري" مي‌دادند، هيچ گونه اعتراضي به اين هتك حرمت نكردند. آيا شهيد تهراني‌مقدم از نظر آن‌ها بسيجي واقعي به شمار نمي‌آيد؟! 

چگونه است كه همسران شهداي گران‌قدرمان كه روزگاري تمام قد به دفاع از موسوي و حاميانش پرداختند، اكنون در مقابل اين بي‌حرمتي سكوت اختيار كرده‌اند؟! كجا رفته‌اند تمام كساني كه براي خون به ناحق ريخته شده ندا حلقوم پاره مي‌كردند؟! كجا رفته‌اند مراجع تقليدي كه با سران فتنه و ايادي‌شان همراهي مي‌كردند؟ آيا از انتشار عكس‌هاي خصوصي ندا و نمايش لباس‌هاي شخصي‌اش و پخش شدن فيلم صحنه‌هاي رقصش خشنودند؟! آيا اين رفتارها تناسبي با دين و مذهب و شهيد و شهادت دارد و جايي در باورهاي متدينين اجتماع ما پيدا مي‌كند؟! كجاي رفتار ندا و خانواده‌اش، قابل دفاع است كه اين‌قدر بعضي‌ها سنگش را به سينه مي‌زدند؟! و حالا آيا وقت آن نرسيده است كه كساني كه ذره‌اي خود را مديون خون شهدا و ايثارشان در راه نظام و آرمان‌هايش مي‌دانند، در برابر اين بي‌ادبي خواهر ندا قدعلم كنند و از جنبش سبز برائت بجويند؟!
و حال مسيح علي‌نژاد كه اين‌قدر نگران خون ندا و سوءاستفاده و خيانت در امانت كاسپين ماكان بود، كجاست كه بيايد از سوءاستفاده از عكس‌هاي خصوصي ندا آن هم توسط خانواده‌اش انتقاد كند و بنويسد ندا چند بار ديگر بايد كشته شود؟!
برگرفته از وبلاگ حي علي الجهاد
 
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 9:5 توسط محمد جواد رمضاني  | 3 نظر
 
علاج سرطان، درمان به موقع است

فرزندی به پدر خویش گفت: پدر چرا بخش قابل توجهی از درآمدت را صرف معالجه و نابودی سرطانت می کنی؟ این پول حق ما هم هست؟! پدر سکوت کرد و دیگر برای درمان سرطانش هزینه نکرد و پس از دو ماه درگذشت! اما پس از مرگ پدر، دیگر نه تنها درآمدی وجود نداشت بلکه خانواده ای نیز در کار نبود.
حالا شما چندان به خطا نرفته اید اگر بجای پدر، مسئولین نظام اسلامی؛ بجای فرزند، برخی معترضین و منتقدین؛ و بجای سرطان، اسرائیل؛ و بجای خانواده، واژه ایران را قرار دهید.

آیا گمانتان این است که باید با غده ای سرطانی سازش کرد؟؟

--------------------------------------------------------------------------------
اسرائیل بایدازصحنه روزگارمحوگردد. امام خمینی(ره)
منبع : ثریای کویر ایران
 
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۱ ساعت 14:26 توسط محمد جواد رمضاني  | 11 نظر
 
نماینده اسرائیل در مذاکرات 5+1
قطعا کسانی که مذاکرات بغداد را مورد رصد و تحلیل قرار دادند، اذعان دارند که اهمیت رویدادها و اتفاقات پس از پایان مذاکرات، کمتر از حین آن نیست. از جمله دلایل این اهمیت مشخص شدن برداشت واقعی از مذاکرات و محتوای آن، سنجش میزان صداقت در عمل به نسبت سخنانی که در طول مذاکرات رد و بدل شده و دریافت خط مشی برای ادامه روند است. یکی از اتفاقات جالب که روز 25 می دقیقا پس از مذاکرات روی داد، سفر نماینده مذاکره کننده امریکا به تل آویو است. وندی شرمن، دیپلمات کهنه‌کار امریکایی در امور ایران بلافاصله برای در جریان قرار دادن مقامات رژیم صهیونیستی حتی قبل از رفتن به امریکا به سرزمین های اشغالی سفر می کند تا مبادا اسرائیل کوچک‌ترین احساس نگرانی از دادن امتیازی به ایران به دل خود راه دهد.

بنیامین نتانیاهو روند تخریبی برای به شکست کشاندن مذاکرات را پس از استانبول به شدت دنبال می کرد و بارها اعلام کرده بود به هیچ وجه نباید معامله ای برای غنی سازی اورانیوم در ایران صورت بگیرد. این نگرانی را با فرستادن دبیر شورای امنیت ملی خود به بروکسل و سایر کشورهای اروپایی نیز نشان دادند. اینکه کشوری که با ایران علنا و آشکارا اظهار دشمنی دارد و بارها برخلاف منشور سازمان ملل تهدید به حمله نظامی کرده است، مخالف حل و فصل مسئله هسته ای باشد، تعجب آور نیست. اما مطابق با تحلیل رسانه های خود امریکا، این کشور که به آرام سازی فضا برای عبور از بحران اقتصادی و رشد بیکاری و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نیاز دارد، چگونه حاضر می شود منافع ملی خود را قربانی خواست یک اقلیت کند؟

اظهارات جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق امریکا در دیدار با شیخ الازهر در قاهره مطالب بسیار مهم و جالبی را به همراه داشت. روزنامه البيان نوشت جيمي کارتر رئيس جمهور اسبق امريکا از جانبداري "کورکورانه" کشورش از اسرائيل و حمايت مطلق آن از اسرائيل بر ضد فلسطين انتقاد کرد. کارتر در ديدار خود با احمد الطيب شيخ الازهر، در جمع چند نفر از نمايندگان رسانه ها گفت:‌ «حمايت مطلق امريکا و جانبداري کورکورانه آن از اسرائيل به شهرت و اعتبار اين کشور نه تنها در سطح کشورهاي عربي و اسلامي؛ بلکه در سطح جهان آسيب وارد کرده است. وي ابراز اميدواري کرد باراک اوباما رئيس جمهور امريکا، درصورت پيروزي در انتخابات، "روند اقدامات خود را در مورد مساله فلسطين" تصحيح کند.» کارتر افزود: «لابي يهودي هرگز اجازه نخواهد داد اوباما بار ديگر رئيس جمهور شود». کارتر گفت: «غرب و امريکا بيش از حد لازم از سياست استعمارگرايانه اسرائيل حمايت مي کنند.»

این اظهارات که حرف دل بسیاری از امریکایی ها از جمله فعالان جنبش های اعتراضی نظیر «تسخیر وال استریت» نیز هست، نشان می دهد، عملا استقلال امریکا توسط یک لابی با اقلیت مطلق نسبت به جمعیت این کشور، به تاراج رفته است. در سفرهای نوبه ای اوباما به کشورهای آسیایی و حتی اروپایی، مردم معترض همواره یکی از محورهای اعتراضی خود را حمایت امریکا از اسرائیل در کشتار مردم و محاصره یک میلیون فلسطینی در سخت ترین شرایط در غزه می دانند. اسرائیل در صحن شورای حقوق بشر (دفتر اروپایی سازمان ملل در ژنو) دو قطعنامه نقض حقوق بشری دریافت کرد و تنها کشوری که علیه این قطعنامه صحبت کرد امریکا بود که باعث خنده بسیاری از سفرای کشورهای عضو شد.

اما نکته جالب تر نحوه رفتار سران اسرائیل با نماینده امریکا بود. شبکه تلویزیونی "راشاتودی"، در همان روز گزارش داد درحالیکه "وندی شرمن" به اسرائیل سفر کرده است، مقامات ارشد اسرائیل از دیدار با شرمن خودداری کردند. راشاتودی می گوید که این رفتار دیپلماتیک از سوی مقامات اسرائیلی در واکنش به سفر شرمن به تل آویو در شرایطی گزارش می شود که روابط میان تل آویو و واشنگتن به دلیل نوع موضع گیری های اسرائیل و امریکا در برابر بلندپروازی های هسته ای ایران آسیب دیده است. در ادامه این خبر آمده است که شرمن درصدد ارائه خلاصه مذاکرات صورت گرفته 1+5 در بغداد به مقامات اسرائیلی بود اما در این بین "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر و "ایهود باراک" وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به طور غیرمنتظره ای برای دیدار با معاون وزیر امور خارجه امریکا در امور سیاسی در دسترس نبودند و به این ترتیب و با استناد به گزارش منتشر شده از سوی پایگاه صهیونیستی "دبکا"، شرمن گزارش خود درباره مذاکرات بی ثمر 1+5 با ایران را به "یاکو آمیدرور" مشاور امنیت ملی و "رافی باراک" مدیرکل وزارت امور خارجه اسرائیل تحویل داد.

تحقیر یک ابرقدرت به بهترین شکل ممکن انجام می گیرد تا اوباما پیام جدی ای را برای کنار گذاشتن مذاکرات با ایران دریافت کند. به‌راستی اگر امریکا اراده ای در مذاکرات ندارد و اختیار با کشور دیگری است برای چه طرف مذاکره با ایران باید باشد؟
این مذاکرات به هر صورت به صورت 4+1 نیز می تواند ادامه یابد و احتمالا نتایج بهتری را نیز در بر خواهد داشت.
محمد جواد رمضانی
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=127880
 
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 14:26 توسط محمد جواد رمضاني  | 3 نظر
 
این روزها برخی ادعا می کنند دوستمون دارن...
قصه اسرائیل و فلسطین: از دست رفتن مادرم در برابر چشمانم. تمام فرصت، تنها ثانیه ای، آن هم برای خداحافظی ...
جز دندان بر دندان فشار آوردن، و جمع کردن تمام بغض چاره ای ندارم، برای روزی که انتقام سیلی...
 
 
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 11:8 توسط محمد جواد رمضاني  | 13 نظر
 
ایرانیان از عماد مغنیه می گویند
اکثر ایرانیانی که او را می شناختند، گمان می کردند او یک ایرانی است که در ایر ان به دنیا آمده و نام و پاسپورت ایرانی دارد. تعداد کمی هم که می دانستند او لبنانی است، او را با نام حاج رضوان می شناختند. تعداد کمی او را با نام حقیقی اش می شناختند: حاج عماد مغنیه. همان کسی که در سفرهای متعددش به جمهوری اسلامی، انتخابش از کل ایران فقط شهر قم بود و دیدار علمای اخلاق و عرفان.

***
چشم‌هایی به رنگ غروب خورشید در زمستانی طوفانی. سرخی‌ای که چشمه هایی را پوشانده است که اگر اجازه سرازیر شدن داشتند، آبشارهایی از اشک می شدند تا تلخی تروری را بشويند که هنوز انتقامش گرفته نشده است. این، دل‌تنگی‌ای است نسبت به بیش از 25 سال همراهی برادرانه در مسیر جهاد (که توانست برای حاج رضوان، «اعتماد امام خامنه ای» و احترام ژنرال‌های ایران و نیروهای نظامی ایران را به ارمغان بیاورد). این، میلی شدیدی است تا همه چیز را راجع به «حاج- اسطوره» به عالم بگویند ولی ترس از لو رفتن اشتباهی اسرار امنیتی (که می تواند خطرات جدی در پی داشته باشد) جلوی این میل را گرفته است.
این حالتی است که مسئولین ایرانی نسبت به عماد مغنیه دارند. این مسئولین معتقدند که باید حق این مرد را در دنیا هم ادا کرد، همان طور که انتظار پاداش اخروی برای او دارند.

***
روابط ایران با حاج عماد یک روزه و دو روزه و گذری نبود. جمهوری اسلامی در ظاهر چنین رابطه ای را تأیید نمی کرد، تا آنکه حاج رضوان شهید شد و روز تشییع پیکر او فرا رسید: ایران، تمام قد و با تمام توان ممکن در این مراسم حاضر شد. پیشاپیش هیئت ایرانی، علی اکبر ولایتی قرار داشت (به عنوان نماینده رهبر انقلاب) و منوچهر متکی (وزیر خارجه وقت، به نمایندگی از رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد). جمهوری اسلامی همچنین با ساختن مزار یادبودی برای او در بهشت زهرا (محل دفن شهدای انقلاب و جنگ در تهران) تکریمی در حق «فرمانده ی دو پیروزی» به عمل آورد. [اشاره به پیروزی های حزب الله در سال‌های 2000 و 2006.]
رابطه حاج رضوان با تهران از زمان پیروزی انقلاب در سال 1357 آغاز شد. او زياد به جمهوری اسلامی رفت و آمد داشت و در طی همین سفرها بود که توانست زبان فارسی را بسیار خوب و با لهجه تهرانی یاد بگیرد، در حدی که هر کس با او حرف می زد، گمان می کرد او ایرانی است.

یک مسئول ایرانی که از اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 شمسی با شهید مغنیه ارتباط زيادي داشته، می گوید: «هر بار که با او دیدار یا تماس تلفنی داشتیم [از هم‎کلامی با او] به یاد خدا می افتادم. حاج عماد هر کاری می کرد برای خدا می کرد.» وي اضافه می کند: «خوش مشرب، ملایم و با اخلاق بود. خداوند دائماً در حیاتش حاضر بود. لبخند از چهره اش محو نمی شد. او کسی بود که در تمام طول عمرش چوبه دارش را بر دوش خود و سرش را بر روی دست خود حمل می کرد و همیشه آماده شهادت بود.» وي ادامه می دهد: «حاج عماد برای من کسی بود (همان طور که قبلاً امام خمینی و سید عباس موسوی برایم همین طور بودند و امرز حضرت آقا و جناب سید حسن نصرالله هستند) که هر بار آن‌ها را می‌بینی به‌یاد خدا می افتی. وقتی با آنها هستی انگار در بهشت هستي... حاج عماد نمونه تواضع و شکسته نفسی بود. هر وقت در جایی جمع بودیم این او بود که به دیگران خدمت می کرد [ و پذیرایی و کارها را به عهده می گرفت.»

همین مسئول ایرانی اضافه می کند: «در شب‌های عملیات البته حالتش متفاوت بود. با هوشیاری بیشتر و با افکار متمرکز و البته با کمی استرس. می دانید که مجاهدین اصطلاحاً زیرزمینی زندگی می کنند و این از نظر عصبی روی آنها تأثیر می گذارد و موجب افزایش استرس آنها می شود. خصوصاً در سایه نگرانی شدید از هر امر غیر مترقبه ای که ممکن است منتهی به شکست در عملیاتی شود که برنامه ریزی و آماده ساختن مراحل آن، ماه ها وقت برده است. به عنوان مثال، خود من اصلاً تحمل ندارم که حتی دو ساعت زیرزمینی زندگی کنم و یا تحمل ندارم که [همیشه] با ماشین‎های مخصوص (آن هم با تدابیر امنیتی پیچیده که طی آن هر حرکتی به دقت محاسبه شده است) جابه‌جا شوم.»

***
تعداد کمی در ایران می دانستند که شهید مغنیه یک شهروند لبنانی است. اکثراً او را با نام حاج رضوان می شناختند. «یک بار همراه با سید حسن نصرالله به تهران آمد، بعد از جنگ 33 روزه، و برخی دیدارهای علنی را برگزار کرد. البته طبعاً در این دیدارها حاج رضوان پشت دوربین می ایستاد. به خانه دکتر حداد عادل (رئیس وقت مجلس ایران) رفتیم. سید حسن در آن روز در منزل دکتر حداد عادل با همه مسئولین ایرانی دیدار کرد. این مسئولین می آمدند تا برای پیروزی حزب الله تبریک بگویند و همه می خواستند با سید حسن نصرالله عکس بگیرند. و این حاج عماد بود که دوربین را می گرفت و عکس می انداخت. حتی دکتر حداد عادل هم در آن زمان نفهمید که این شخص عماد مغنیه است.»

همراهان حاج عماد در ایران می گویند که او «شخص بزرگی بود که در زمینه سازماندهی قدرت عجبیبی داشت. کسانی که از ابتدای تشکیل حزب الله با آن همراه بودند، انتظار نداشتند که یک نفر، با نام عماد مغنیه، بتواند به چنین موفقیتی در اقدامش به بنای سازماندهی مقاومت دست یابد. مطمئن باشد که ایران همه جزئیات را نمی‌داند. حزب الله به صورت مستقل به این کار [یعنی به این سازماندهی] اقدام کرد. حزب الله از اول روی پای خودش ایستاد. تهران از امور استراتژیک حزب الله خبر دارد [نه همه امور]. ممکن است در در بعضی از جزئیات با ما مشورت کنند، ولی تعداد کمی در ایران هستند که دقیقاً می دانند حزب الله [از نظر جزئیات] چگونه است.
چیزی که حاج رضوان ساخت چیز عجیبی است. حتی ما ایرانی ها هم از سطح بیرونی حزب الله خبر داریم و اگر کسی چیز بیشتری می داند، این دانستن در حد نظری است؛ بر روی کاغذ. حزب الله قبل از هر چیز یک روحیه، رابطه و ارتباط است بین اشخاص و خداوند متعال. ما نمی دانیم چگونه عمل می کنند و چگونه شهید و پیروز می‌شوند.»


همین منابع اشاره می کنند که حاج عماد «واقعاً به رهبر انقلاب نزدیک بود. رهبر انقلاب بسیار او را دوست داشت و به تحلیل های او و پیش بینی های او از حوادث اطمینان و اعتماد داشت. شهید مغنیه به اختصار موضوع را بررسی می کرد و دقیقاً به هدف می زد. در همه دیدارهای حساسی که ایرانی ها با هم پیمانان استراتژیک‌شان در منطقه برگزار می کردند، حاج عماد نقش مترجم را ایفا می کرد، خصوصاً در دیدار با سوری ها. سوری ها هم نمی دانستند که این شخص، عماد مغنیه است؛ به استثنای سرتیپ محمد سلیمان (که در سال 2008 در طرطوس ترور شد) و تعداد کمی از مسئولین بلندپایه سوری. در این دیدارهای حساس، حاج عماد برخی اوقات به گونه ای ترجمه مي‌كرد كه  معلوم بود سعی در موفقیت مباحث دارد. [در ترجمه]، صورت ماجرا را به گونه ای از یک طرف برای طرف دیگر نقل می کرد که مورد پسند این طرف واقع شود و گاهی اوقات عمداً شرح و اضافه ای هم بر ترجمه می افزود، انگار که به یک طرف مذاکره می گوید طرف دیگر فلان خواسته ها را دارد [و فلان منظور در عبارتش نهفته است] سپس به این یکی طرف مذاکره می گفت طرف اول می تواند این چیزها را ارائه کند و همین طور تا آخر. در عمل این او بود که از طریق ترجمه، مذاکرات را اداره می کرد و در نتیجه‌ی این تلاش‎ها، همه به خواسته مطلوب‎شان می رسیدند. واقعاً تمام کارهایش مبتکرانه بود.»

این منابع می گویند: «بسیار به ایران تردد داشت. از نظر ما ایرانی ها، حاج عماد یکی از خود ما محسوب می شد. با ما عربی صحبت نمی کرد، بلکه با فارسی روان صحبت می کرد؛ با لهجه تهرانی [یعنی موقع فارسی صحبت کردن حتی لهجه عربی هم نداشت.] تا حدی که اگر از قبل نمی دانستی که او لبنانی است، فکر می کردی پدر در پدر تهرانی است!» و اضافه می کند: «شدیداً مراقب بود که هویت واقعی‎اش شناخته نشود. دائماً تلاش می کرد در عکس‎ها نباشد. واقعاً به هیچ کس فرصت نمی داد تا از او عکس بگیرد.»

یکی از کسانی که او را می شناخت، می‎گوید: «هر وقت که با هم دیدار داشتیم (حالا به هر مناسبتی که بود، داخل ایران یا در خارج) اگر می خواستیم عکس بیندازیم، از همه جلو می افتاد تا دوربین را گرفته و عکس بیندازد. یعنی همیشه کار عکاسی را او بود که انجام می داد. همه جلوی دوربین بودند؛ اما خود او: دائماً پشت دوربین بود. اگر کسی او را نمی شناخت، نمی توانست از طریق هم‌نشینی با او احساس کند که با دیگران فرق دارد.» وي ادامه می دهد: «وقتی به ایران می آمد، به شهر قم مشرف می شد و به دیدار علمای آنجا می رفت. خصوصاً آیت الله محمدتقی بهجت» (که حدود سه سال پیش وفات یافتند)
معروف است که آیت الله بهجت (از معروف‌ترین علمای اهل عرفان) درخلال جنگ 33 روزه پیغامی برای شیعیان لبنان فرستاده بود و «در آن پیغام از شیعیان لبنان خواسته بود که دعای جوشن صغیر بخوانند. همان روز، بسیاری بر روی تلفن های همراه‌شان پیامکی دریافت کرذند که از آنها قرائت دعای جوشن صغیر را درخواست می کرد.»

***
کدام صفات بودکه از حاج عماد چنین «رکورد بی نظیر»ی در معادلات منطقه ای ساخت؟ «آرامش او، توجه دائمی اش به خداوند و شوق و بی قراری اش. در تحلیل‎های سیاسی‌اش دقیق بود و عمیق.»
یک مسئول ایرانی روایت می کند که: «یک بار، در سال 2003، مرا و یک مسئول ایرانی بلندپایه را برداشت و به یک بازدید کامل از جبهه جنوب لبنان برد. خودش ماشین را می راند و در همان حال مواضع و موقعیت ها (چه برای حزب الله چه برای اسرائیلی ها) را برای‌مان شرح می‌داد. واقعاً شجاع بود.» وي اضافه می کند: «یک بار دیگر، در سال 2000، مرا برداشت که به یک بازدید مشابه ببرد تا به من نشان دهد که رزمندگان مقاومت چگونه موفق شده اند کوه ها را حفر کرده و در آنها، سکوهای پرتاب موشک نصب کنند. این سکوها با ریل‌های فلزی از داخل حفره ها با بیرون متصل بود تا بتواند بیرون بیاید و موشک ها را شلیک کند و بعد به صورت کامل به داخل کوه برگردد.

در این سفر، با ماشین به جنوب لبنان رفتیم. رفتیم تا رسیدیم به جاهایی که دیگر نمی شد با ماشین حرکت کرد. پیاده شدیم و حدود 45 دقیقه هم به صورت پیاده در معبرهایی که از قبل مشخص و علامت گذاری شده بود، حرکت کردیم، بین بمب های خوشه ای که رزمندگان مقاومت آنها را جمع آوری و خنثی کرده بودند. فهمش برای ما سخت بود که رزمندگان مقاومت چگونه همه این جایگاه ها را داخل کوه حفر کرده اند و بعد هم چطور توانسته اند که این موشک‎های عظیم الجثه را (در این مسافت طولانی، با پای پیاده و آن هم جلوی چشم صهیونیست‎ها) به این جایگاه ها منتقل کنند. واقعاً موفقیت عظیمی بود. همان موقع بود که فهمیدم اگر اسرائیلی ها بخواهند هجومی علیه لبنان بكنند، باید منتظر شکست وحشتناک و بزرگي باشند.

همان وقت حاج عماد شروع کرد به تشریح کردن دقیق اینکه حزب الله چطور عمل می کند. راه های استتار مخصوص رزمندگان را هم دیدیم. این استتار به نحوی بود که اسرائیلی ها نمی توانستند آن را کشف کنند، حتی اگر دقیقاً بالای آن می آمدند. رزمندگان در سطح زمین پخش شده و به داخل حفره هایی می رفتند که با چیزهایی از جنس همان زمین پوشانده شده بود.
همچنین مرا به یک اردوگاه آموزشی در منطه بعلبک [در شمال لبنان] برد. این اردوگاه در یک دره ما بین دو کوه قرار داشت و قله های این دو کوه با کابل به هم وصل شده بود و رزمندگان مقاومت از این کابل‎ها برای رفتن از یک کوه به کوه دیگر استفاده می کردند.
بعد از سال 2000، با او به یک بازدید دیگر رفتم و اتاقهای مراقبت و رصدی که رزمندگان از آنها پایگاه های اسرائیلی ها را زیر نظر داشتند را مشاهده کردم.»
همین منبع توضیح می دهد که: «هدف از این دیدارها فهمیدن دقیق این بود که حزب الله چگونه عمل می کند. در هر بار من خیال می کردم دیگر موفق شده ام بفهمم که این گروه مجاهد چگونه عمل می کند. اما الآن با صراحت تمام به شما می گویم: هیچ کس در ایران نمی داند که حزب الله چگونه عمل می کند. بله، برخی اشخاص هستند که روی کاغذ از پویایی کار حزب الله اطلاع دارند. ولی [در عمل] هیچ کس به صورت کامل از ابزارهای عمل و طریق حرکت حزب الله اطلاع ندارد.»

***
یک مسئول ایرانی (که اتفاقاً در روز عقب نشینی صهیونیست‎ها از لبنان در ماه می سال 200 آنجا بوده و این توفیق را داشته که همراه عماد مغنیه در اتاق عملیات باشد) می گوید: «بسیار باشکوه بود. یک لحظه تاریخی بود. همه چیز وجود داشت. یک سری نمایش‎گر، پوشش تلویزیون اسرائیل از این فرار را پخش می کرد. تصویر آن افسر اسرائیلی از خاطرم نمی رود که سجده کرد و فریاد می زد: از لبنان خارج شدیم. با همه رزمندگان مقاومت که در صحنه پخش بودند ارتباط برقرار بود.
در آن روز، بین من و او درباره اینکه پس از عقب نشینی اسرائیل چه خواهد شد صحبتی درگرفت. حاج عماد به من گفت: هرگز به اسرائیل اجازه نخواهیم داد به لبنان تعدی کند.»

***
«چند روز پیش از شهادتش با او ملاقات داشتم»، این را یک مسئول بلندپایه دیگر ایرانی می گوید، «شام را به اتفاق هم خوردیم و راجع به مسائل منطقه و اینکه شرایط پس از جنگ 33 روزه چگونه خواهد بود و اوضاع داخلی اسرائیل صحبت کردیم. او از پیروزی بزرگ گفت و اینکه حتی در نظر خود اسرائیلی ها هم اسرائیل با آنچه قبلا بود تفاوت کرده است.
قاطعانه می گفت که قواعد بازی تغییر کرده است و با این تغییر قواعد، وضعیت اسرائیل هم عوض شده است. اسرائیلی که به عنوان تهدیدی برای کل منطقه محسوب می شد، خصوصاً پس از جنگ سال 1967 که وزیر جنگ اسرائیل گفت همه پایتخت های عربی در تیررس ماست. جنگ 33 روزه ثابت کرد که سلاح های مرسوم قادر به حفاظت از اسرائیل نیستند و برای ما هم خطری محسوب نمی شوند. این ماییم که در سلاح های مرسوم، بر اسرائیل تفوق داریم. این چیزی است که از ارزش اسرائیل در استراتژی غرب می کاهد. اسرائیل دیگر قادر نیست مأموریتش را انجام دهد و این چیزی است که ما باید از آن بهره برداری کنیم. این سخن حاج عماد در آن شب بود. بسیار به اوضاع آینده خوش بین بود. گفت: کل سود قضیه را مابرده ایم. ازاین طریق نابودی اسرائیل شدنی است.» نظریه اش این بود که اسرائیل «خودبه خود ساقط خواهد شد چرا که دیگر نمی تواند نقشی را که ایالات متحده و غربی ها از او انتظار دارند عملی کند.»

***
یک مسئول ایرانی رابطه حاج عماد با سید حسن نصر الله را چنین توصیف می کند:«یک روح بودند در دو بدن. دوست، همراه و برادر بودند. نمی دانم سید حسن نصرالله چگونه توانسته بدون حاج عماد زندگی کند. این سؤالی است که دائما در ذهنم هست. چراکه هیچ کس مثل سید، حاجی را نمی شناخت.»
***
یک واقعه‎ی ساده که حدود دو هفته پیش رخ داد می تواند بهترین نشان دهنده دیدگاه ایرانی ها را جع به حاج عماد باشد. در خلال کنفرانس جوانان و بیداری اسلامی که در تهران برگزار شد، در انتهای کنفرانس نمایندگان جوانان میهمان حضرت آیت الله خامنه ای بودند. در این دیدار، مسئولان بلندپایه ایرانی حاضر بودند؛ از جمله فرمانده سپاه قدس سرلشگر قاسم سلیمانیِ معروف. صحنه ورود او خیلی باشکوه بود. سالن یک‎پارچه لرزید وقتی یکی از مسئولان بلندپایه ایرانی فریاد زد: «این عماد مغنیه ایران است.» عبارتی که همه ماجرا را در دل خود دارد. ماجرای «اسطوره»ای که حالا تبدیل شده به یک «الگو».
 
+ نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 15:29 توسط محمد جواد رمضاني  | 2 نظر
 
کدام یک از این دو حیوان وحشی تر است؟
بزرگترین گروه های حقوق بشری در دنیا اگر به جای صهیونیستها به دست شیرهای درنده بود خیلی دنیای بهتری داشتیم.
 
این شیرماده پس از شكار آهو متوجه می شودكه شكارش بارداربوده، او سراسیمه میشود، نخست تلاش میکند تا بچه را نجات دهد، و از دریدن شکارش دست برمیدارد. اما وقتی نمیتواند بچه را نجات دهد بروی زمین در کنار شکارش دراز میکشد، عکاس بعدا پی میبرد که شیر سکته کرده است.
 


و در کنار این عکس تصویری از یک صهیونیست با تی شرتی که رویش نوشته یک تیر و دو نشان با تصویری از یک زن باردار محجبه.
 
 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 7:32 توسط محمد جواد رمضاني  | 11 نظر
 
ایران و رژیم صهیونیستی وارد جنگ هوایی می‌شوند
«تعدی پارسیان:‌ اسرائیل و ایران هسته‌ای» ساخت یک شرکت آمریکایی به نام Clash of Arms Games است. این بازیِ تخته‌ای که در سال 2010 عرضه شد برای سنین 12 سال به بالا بوده و می‌توان آن را به صورت 2 نفره انجام داد.
در کتابچه‌ای که به همراه این بازی ارائه می‌شود، در بخش اول آن مسئله و موضوع اصلی نزاع تشریح می‌شود. نکته قابل توجه در آن این است که نویسندگان مدام ایران را تهدیدی بالقوه می‌دانند که سعی در دست‌یابی به سلاح‌های اتمی و حمله به رژیم صهیونیستی دارد.
 
 با توجه به توضیحات این بخش و نیز عنوان بازی و نقشه‌های موجود در آن واضح است که سازندگان بازی، ایران را کشوری هسته‌ای و جنگ‌طلب معرفی کرده‌اند که علاوه بر این که تهدیدی برای مردم خود و جهانیان است، دست به برپایی جنگ می‌زند. در مقابل، به رغم این حقیقت که این رژیم صهیونیستی است که با داشتن چندین کلاهک هسته‌ای خطری بالقوه برای منطقه و جهان است، رژیمی بی‌خطر که صرفا برای دفاع از خود وارد جنگ می‌شود معرفی می‌گردد.
 


«تعدی پارسیان» شامل نقشه‌ها و اهداف جنگی‌ای است که در آن نیروگاه‌های هسته‌ای ایران و نیز پالایشگاه‌های نفتی آن که باید مورد هدف قرار گیرند کاملاً مشخص شده‌اند.
 
همچنین این بازی شامل نقشه‌ای است که در آن مسیر پرواز هواپیماهای رژیم صهیونیستی و جایگاه‌های سوخت‌گیری آنها نیز تعیین شده است. با این حال، در این بازی هیچ گونه نقشه‌ای در خصوص نیروگاه‌های هسته‌ای رژیم صهیونیستی و اهدافی که باید به آنها حمله کرد وجود ندارد. همانطور که سازندگان آن اشاره کرده‌اند این بازی یک بازی متعادل نبوده و امکان پیروزی دو طرف به اندازه مساوی وجود ندارد. بلکه این رژیم صهیونیستی است که کفه ترازو بیشتر به نفع آن سنگینی می‌کند.
 
یکی از الهامات سازندگان این بازی می‌تواند اظهار نظر مسئولان رژیم صهیونیستی در خصوص حمله به ایران باشد. در یکی از این اظهار نظرها وزیر راه رژیم صهیونیستی، شائول موفاز در سال 2006، در موضعی خصمانه نسبت به برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران بیان داشت: «اگر ایران به برنامه سلاح‌های هسته‌ای خود ادامه دهد، ما به آن حمله خواهیم کرد».





شرکت سازنده این بازی مدعی شده است که «تعدی فارسیان»‌ به بررسی تأثیرات سیاسی و نظامی کمپین نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران می‌پردازد. سازندگان بازی اظهار داشته‌اند که هدف بازی مسائلی فراتر از اقدامات نظامی است. در واقع می‌توان گفت این بازی در راستای آماده‌سازی جوانان برای شرکت در چنین جنگی در آینده و نیز نوعی نبرد آزمایشی در این خصوص می‌باشد.

در این بازی، شما می‌توانید امتیازهای سیاسی، جاسوسی، و نظامی بدست‌آورده خود را صرف تأثیرگذاری بر هم‌پیمانان یا دشمنان خود کنید، نیروهای و تجهیزات کمکی خریداری کنید،‌ دست به حملات نظامی بزنید، و یا اینکه نگرش‌های مردم خود را شکل دهید. همچنین می‌توان شرایط شروع مختلفی را انتخاب کرد که سناریوهای متفاوتی را به وجود می‌آورد. در عین حال، رویدادهای استراتژیک نامنظم می‌توانند در روند بازی تأثیرات غیر منتظره‌ای داشته باشند.



این بازی اطلاعات جامع و مفصلی در خصوص مسائل زیر ارائه می‌دهد:
· دستورات جنگی برای نیروهای هوایی ایران و رژیم صهیونیستی،
· تجزیه و تحلیل زیرساخت‌های هسته‌ای و نفتی ایران،
· موشک‌های بالستیک ایران و موشک‌های بالستیک دفاعی رژیم صهیونیستی،
· اهداف نظامی تأسیسات هسته‌ای ایران، ترمینال‌ها و پالایشگاه‌های نفتی، و فرودگاه‌ها،
· و شرایط مختلف شروع بازی.
وسایل بازی عبارتند از سه عدد کتاب که مشتمل بر بیش از 100 صفحه توضیحات در خصوص بازی، قواعد آن، گزارشات، و اهداف جنگی می‌باشد؛ نقشه‌های منطقه؛ کارت‌های بازی؛ و تخته و تاس.

 



 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 14:36 توسط محمد جواد رمضاني  | 13 نظر
 
افشای ناگفته‌هایی از سیاست‌های آیپک در قبال ایران
 
كنث وايزمن مسئول امور ايران در آيپك كه در سال 2005 به اتفاق استيو روزن يكي ديگر از اعضاي اين موسسه، ( و نيز لاري فرانكلين تحليلگر ايران در پنتاگون) در يك اقدام مشكوك از سوي دولت امریکا به اتهام جاسوسي (اتهام دقيق: تلاش غير قانوني براي جمع آوري و انتقال اطلاعات محرمانه به روزنامه نگاران و ديپلمات هاي اسرائيلي) تحت تعقيب قضایي قرار گرفت، در مصاحبه با سايت تهران بيوريو (وابسته به تلويزيون پي‌بي‌اس) سعي در توجيه و بعضا افشاي مشكوك اقدامات آيپك در تاثير گذاري منفي بر سياست خارجي دولت امریکا در قبال ايران داشته است.
اين مصاحبه فارغ از صحت و سقم تمام یا بخشی از ادعاهای آن، نشان‌دهنده هزينه‌هایي است كه رژیم صهیونیستی بر سياست خارجي، اقتصاد و بخش نظامي امریکا تحميل كرده است.
همچنین علت اين تصميم امریکا (بازداشت وايزمن، روزن و فرانكلين) در آن دوره زماني كه آيپك تلاش زيادي مي كرد امریکا را وارد جنگ با ايران کند، قابل توجه است. البته وايزمن اين اتفاق را نتيجه درگيري اف بي آي، سيا و وزارت خارجه در مقابل پنتاگون و تلاش پنتاگون (فرانكلين) براي يارگيري از آيپك عليه گروه مقابل مي داند.
كنار هم گذاردن اين موضوع با اتفاق اخير در زمینه تحريم شركت اسرائيلي طرف معامله با ايران از سوي امریکا، در حالي كه دستور كار كنوني (علني) آيپك تشديد تحريم هاست، برخي مسائل پشت پرده و مقاومت هاي داخلي (از سوي گروه دوم) در امریکا در مقابل لابي اسرائيل را نشان مي دهد.
برخي نكات قابل توجه مصاحبه وی در ادامه آمده است:
- آيپك نقش زيادي در حمله نظامي به عراق نداشت اما حمله به ايران (كه وي آن را غير عاقلانه ترين اقدام مي خواند) مي توانست به گردن يهودي‌ها بيفتد.
- در داخل آيپك به‌شدت تلاش مي شد امریکا را وادار به اقدامات هر چه جدي تر عليه ايران کنند، (بدون آنكه بخواهند اين تلاش علني شود)
 
- يهوديان امریکا عمدتا چپ گرا هستند اما پول‌دارهاي يهودي، راست گرايند و با حزب ليكود همكاري مي كنند و تندروهاي اسرائيل را تشويق می‌کنند و همين گروه هستند كه به‌دليل تامين مالي، بيشترين تاثير را بر آيپك دارند. اسحاق رابين (از حزب كارگر) از آيپك خشمگين بود، بنابراین، با هماهنگي گروهي از يهوديان امریکا، يك جريان موازي با آيپك درست كرد.
- رمز قدرت آيپك، توان تامين مبارزات انتخاباتي امریکاست. (این بخش از اظهارات وایزمن، نكته مهم و تقريبا درستي است، اگرچه ابزارهای تثبیت قدرت در آیپک به همين موضوع محدود نمي شود. عوامل منافقين نيز از همين ابزار براي لابي در كنگره امریکا استفاده می‌کنند و بدليل شفاف بودن مسير كمك هاي مالي به انتخابات در امریکا، ردپاي عناصر منافقين در تامين مالي رقابت انتخاباتي برخي نمايندگان قابل شناسایي است)
 
- در دهه 90، امریکا بزرگ‌ترين شريك تجاري ايران بود و آلمان بعد از آن قرار داشت! اما در ديدار كهل صدراعظم وقت آلمان و كلينتون رئیس‌جمهور وقت امریکا تصميم گرفته شد ايران منزوي و تجارت با آن محدود شود. از اينجا به بعد آيپك فرصت ورود به ميدان را پيدا كرد و اولين كار آن ارائه قانون تحريم ايران و ليبي بود. اين طرح در آيپك فقط براي ايران طراحي شد اما بعدا در پروسه قانونگذاري، ليبي هم به آن اضافه شد.
 
- آيپك يك بخش مقننه دارد كه در آن دوره، براد گوردون -از ماموران سابق سيا در باره ايران- مسئول آن بود، بنابراین، سررشته كار دستش بود. وي مي دانست قبلا يك پيش نويس ضعيف قانون توسط فردي بنام داماتو كه فردي ضعيف النفس و بله قربان گوي راست گراها در نيويورك بود، ارائه شده است.
- نيل شر، مدير آيپك در جلسه اي به من گفت ما به‌دنبال تحريم ايران - بر اساس مدل تحريم اعراب (عليه اسرائيل) هستيم. چيزي كه اكنون از سوي سازمان تجارت جهاني ممنوع است. شر گفت چرا ما قانوني در اين مورد طراحي نكنيم؟ با كمك من و تعدادي از مسئولان دفاتر نمايندگان كنگره، قانون داماتو به جريان افتاد.
 
- آيپك هم‌زمان دولت كلينتون را متقاعد كرد که موافقت نامه كونكو را لغو كند و آقای اكبر هاشمي رفسنجاني (عين عبارت) را خشمگين كرد. هاشمی هنوز هم مي گويد اين اقدام، روابط را تخريب كرد و من هم اين حرف وي را قبول دارم.
- با پيروزي خاتمي، دولت كلينتون از آيپك فاصله گرفت. ما اعتقادي به نتيجه بخش بودن مذاكره با اصلاح طلب‌ها نداشتيم زيرا قدرت در اختيار كس ديگري بود. ما مخالف گرايش امریکا به سمت ايران بوديم، بنابراین، فشار ما متمركز بر حوزه اقتصادي شد و تلاش كرديم كاخ سفيد از طرح خط لوله باكو (جيهان) حمايت كند.
- آيپك روابط نزديك همكاري با شركت هاي نفتي (از طريق هراساندن آنها) دارد. آنها به آيپك كمك مالي مي كنند. (این بخش از اظهارات وایزمن به دعوت از مقام‌های شركت هاي نفتي به نشست سالانه آيپك براي نشان دادن قدرت خود و متقاعد كردن آنها به همكاري، از جمله دعوت از مقام‌های كونوكو اشاره دارد، وي به سخت بودن متقاعد كردن شركت هاي نفتي و سخنراني هاي بي شمارش در نشست هاي نفتي اشاره مي كند.
 
- من مسئول ارتباط با يهوديان ايراني مقيم امریکا شدم. ما فكر مي كرديم آنها با ما همراه هستند.
- حتي بندر بن سلطان و عادل الجبير (سفير فعلي عربستان در امریکا) از تلاش آيپك براي ايجاد خط لوله باكو جيهان و انزواي ايران استقبال كردند. بن سلطان براي ما پيام مي داد و من هر سال چند بار با الجبير ديدار مي كردم. وي عادت داشت به جوك بگويد اگر بتوانيد نفت ايران را تحريم كنيد وي تمام مرسدس را براي ما مي خرد! زيرا عربستان مي توانست در آن زمان، قطع توليد ايران را جايگزين كند.
- بعد از جنگ عراق، همه افراد به‌دنبال حمله به ايران بودند. خيلي شلوغ مي كردند. خيلي ها در داخل آيپك براي تغيير رژيم در ايران بر اساس مدل عراق فشار مي آوردند، در آغاز با حمايت از مخالفان، گروه هاي اقليت و مجاهدين خلق. همه افراد پيش ما مي آمدند. سلطنت طلب ها، سوسياليست ها و كمونيست ها. همه. و همه خواستار حمايت آيپك از تغيير رژيم بودند.
 
- اسرائيل هم كه مي خواست امریکا را تحت فشار قرار دهد، بسياري از ايراني هاي تبعيدي را از اروپا براي سخنراني و لابي به امریکا مي فرستاد تا خود را رهبران ايران معرفي كنند. بارها وقتي من به اسرائيل مي رفتم، اوري لوبراني مرا پيش اينها مي برد كه در هتل هاي مختلف در سراسر تل آويو پراكنده بودند. روحيه تغيير رژيم خيلي قوي بود. نزد اسرائيلي ها، پنتاگون، نومحافظه كاران و غيره.
- اما آيپك و گروه‌هاي يهودي اگرچه خواستار تغيير رژيم بودند اما هرگز علنا لفظ تغيير رژيم را استفاده نمي كردند. يك گروه يهودي نبايد بگويد ما خواستار تغيير رژيم هستيم مي تواند بگويد ما خواستار مهار ايران هستيم. خيلي ديوانگي بود اگر مي گفتيم يهوديان امریکا مي خواهند دولت آينده ايران را تعيين كنند. آيا دولت بعدي اين‌طوري مي توانست مشروعيت يابد؟
 
- در همين زمان بود كه داستان فرانكلين (جاسوسي) اتفاق افتاد. فرانكلين به‌دنبال كسب حمايت آيپك و نومحافظه كاران در مقابل وزارت خارجه بر سر سياست هاي مربوط به ايران بود. البته مسئله (پرونده جاسوسي) بيشتر مربوط به عراق بود تا ايران. سيا و اف بي آي معتقد بودند آيپك و نومحافظه كاران مسئول حمله به عراق و افتضاح ناشي از آن هستند و بايد تاوان بدهند. يك پروژه بزرگ عليه آيپك و نومحافظه كاران كليد خورده بود. همه اعضاي دفتر داگلاس فيث مجبور شدند وكيل بگيرند. از آنها بازجویي شد، به‌ويژه كه بسياري با احمد چلبي تماس داشتند.
- چلبي از قبل با آيپك رابطه داشت. وي اواخر دهه 90 به آيپك آمد و در جلسه اي گفت اگر من رئيس جمهور عراق شوم اولين كارم اين خواهد بود كه اسرائيل را به‌رسميت بشناسم و من توي دلم گفت فردايش يك گلوله توي مغزت خواهد بود. اما تماس زيادي بين چلبي و يهوديان بود.
 
- اف بي آي به‌جاي تعقيب چلبي، فكر كرد به‌دنبال كساني باشد كه براي حمله به عراق و پس از آن ايران توطئه مي كنند. آن زمان فرانكلين مسئول ايران در پنتاگون بود و فضاي پيروزي در عراق همه را به فكر حمله به ايران انداخته بود. (نه بخاطر دخالت ايران و كشتار امریکایي‌ها). فرانكلين در فضاي تنش بين سيا و پنتاگون متوجه شد پنتاگون تنها گروهي است كه خواستار حمله به ايران است. پنتاگون فكر مي كرد اعضاي وزارت خارجه تنبل و به‌دنبال سازش با ايران هستند و بنا براین، به فكر تماس و جلب حمايت آيپك افتاد. نومحافظه كاران از كالين پاول -وزير خارجه- به همين خاطر به‌شدت متنفر بودند. كاخ سفيد هرگز نتوانست در مورد ايران به جمع‌بندي برسد، زيرا مناقشات زيادي بين دستگاه‌ها وجود داشت. قرار شد همه يك گزارش تهيه كنند اما چون اجماعي نبود، هرگز گزارشي تهيه نشد.
 
- در آن دوره ايران كاملا با امریکا همكاري مي كرد. اين بحث مطرح بود كه شايد بتوان روي اين موضوع (براي بهبود روابط) سرمايه گذاري كرد. در همين شرايط، ايران خطوط خام يك پيشنهاد را براي بهبود روابط – موسوم به چانه زني بزرگ- ارائه داد. پيشنهاد شامل تعليق غني سازي و تحول در سياست خاورميانه اي ايران در مقابل به‌رسميت شناختن و تضمين امنيتي امریکا بود. وصول پيشنهاد خرازي با ديدار دوم فرانكلين با من هم‌زمان شد. من مجبور شدم ملاقات با فرانكلين را كوتاه كنم زيرا سفير سوئيس، پيشنهاد صادق خرازي را آورده بود.
 
منظور از پیشنهاد صادق خرازی که وایزمن به آن اشاره کرده، همان نامه ننگین دولت خاتمی در سال 2003 است که نخستین بار رجانیوز آن را در داخل کشور افشا کرد. در این نامه، در ازای خارج کردن نام ایران از لیست کشورهای محور شرارت، تضمین تعطیلی کامل فعالیت‌های هسته‌ای و دست برداشتن از حمایت گروه‌های مقاومت مانند حزب‌الله و حماس مطرح شده بود.
 
- معتقدم ايران از آن زمان تا به‌حال كمتر نگران حمله مستقيم امریکا بوده تا سياست تهاجمي مبتني بر سرنگوني رژيم از طريق حمايت از گروه‌هاي مخالف و اقليت هاي قومي و امواج تبليغاتي در داخل ايران. بسياري در آيپك طرفدار تغيير رژيم بودند و پنتاگون هم همين را مي خواست. اقداماتي نظير تبليغات رسانه اي، تامين مالي گروه‌هاي خرابكار، بيرون آوردن مجاهدين از عراق و اجازه به بازگشت آنها به ايران براي اجراي ماموريت هاي امریکا.
 
بر اساس این گزارش، اظهارات وایزمن، طولاني و قابل توجه است و اينكه جريان اصلي رسانه اي امریکا به آن توجهي نكرده است و تنها يك سايت فرعي آن را منتشر ساخته، نشان از ناخرسندي احتمالي آيپك از بحث در اين باره دارد.
مصاحبه توسط رابرت دريفوس، خبرنگار چپ گراي مجله نيشن انجام شده كه ضد جنگ است اما مواضع وي در مورد ايران شبيه ساير چپ‌گراها طي دوره اخير به دو دليل تغيير كرده است: روي كار آمدن دموكرات‌ها (و شعارهاي ضد جنگ اوباما) و انتخابات سال 88 ايران.
در عین حال، تمركز بر رفتار و عملكرد يهوديان ايراني در امریکا كه بين اسرائيل و ايران، رسما و علنا جانب اسرائيل را مي گيرند، نیز مهم است و هر چه بتوان اين جامعه را با اين قبيل اقدامات افشا كرد باعث فشار بر آنها و حداقل محدود كردن همكاري آنها با آيپك خواهد شد.
تجمع گروه‌هاي مخالف ايران در هتل هایي در تل آويو، يا اعزام مخالفان ايراني از اروپا به امریکا با پول و طرح اسرائيل، نیز قابل توجه است.
 
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر ۱۳۹۰ ساعت 14:56 توسط محمد جواد رمضاني  | 6 نظر
 
لباس شیطانی . پاسخ رائفی پور به سایت آینده نیوز
بسم الله الرحمن الرحیم
     بار ها عرض کرده بودم که با وجود برنامه هایی که برخی شبکه های ماهواره ای در مورد حقیر پخش می کنند  قصد پاسخ دادن به اراجیف آن ها را ندارم. لیکن مورد اخیر توسط برخی داخلی ها نیز دامن زده شد و اینگونه پنداشتم که عدم پاسخ به آنها در فضای داخلی به نوعی تایید تمامی گفته هایشان و از طرفی دیگر احترام به در خواست پژوهشگران عزیز میهنمان مبنی بر پاسخ به این مطالب باشد.

     چندی پیش در جریان جلسه پرسش و پاسخ یکی از برنامه هایم  یکی از دانشجویان جوان و پژوهشگر در عرصه صهیونیزم اعلام نمود قصد ساختن مستندی در حوزه پوشاک دارد و از بنده خواست که همان جا در مقابل دوربینش (یک دوربین کاملا آماتور) در موضوع مذکور توضیحاتی دهم و بنده نیز با کمال میل پذیرفتم.

     اما ظاهرا شبکه من و تو در برنامه ای به تمسخر مستند ساخته شده توسط این جوانان می پردازد و گویا ایده این برنامه را از سایت خبری آینده نیوز می گیرد که به زعم خودش سخنان بنده را نقد کرده است. همچون روال سابق پاسخ من و تو را نمی دهیم لیکن جواب این سایت خبری را خواهیم داد که البته پاسخ اولی هم خواهد بود.
     لینک مقاله مذکور:     http://www.ayandenews.com/news/30881
     و اما پاسخ:
     این سایت در بخشی از نقد خود آورده است:
     "اخیراً در سطح شبكه های اجتماعی فیلمی منتشر شده كه بخشی از گفته های رائفی پور در یك برنامه است و این شخص تحت عنوان استراتژیست به بیان این ادعاها می پردازد و بدون ارائه یك برگ سند علمی می گوید: «پوشاك تنگ و مردانه كه استفاده می شود. لباس زیر "مارك داری" كه استفاده می كنند؛ به لحاظ آفرینش اگر بیضه های مرد حرارتش با حرارت بدن یكی باشد، انسان عقیم شده و نمی تواند نسل خودش را ادامه دهد. به خاطر این ابدا نباید لباس تنگ پوشیده شود. این اتفاق دارد می افتد. لباس های بسیار تنگ می پوشند كه این تاثیر می گذارد روی نسل این طرف. اینها هدفمند دارد اتفاق می افتد.» البته در این كه شلوارهای آزادتر می تواند هم شكیل تر و هم برای اعضای بدن مناسب تر باشد. اما ایشان نمی گوید چند میلیون غربی از این طریق عقیم شده اند؟!"

     در پاسخ به این بخش از افاضاتشان باید گفت اولا سخنان حقیر همانطور که گفتم کوتاه و اختصاصی همان مستند بوده است و اما پاسخ پزرشکی ما و البته سند علمی برای ایشان :
     بیضه ها  عمده ترین غده جنسی در مردان هستند که در داخل کیسه بیضه ( اسکروتوم) قرار گرفته اند و علاوه برانسان در  همهٔ پستانداران نر نیز  وجود دارد.

     وظیفه اصلی  بیضه ها  تولید اسپرم (گامت نر) است. نکته مهم اینکه :برخلاف تخمدان های زن که در داخل شکمش واقع شده اند بیضه ها در کیسه ای در بیرون از بدن مرد قرار دارند ؛ علتش این است که فرآیند اسپرم سازی باید در محیطی خنک تر از بدن صورت گیرد ؛ دمای بیضه‌ها باید  در حدود ۳ درجه از دمای عمومی بدن (۳۷) کمتر باشد . در روی کیسه بیضه ماهیچه‌های صاف قرار دارند که به صورت غیر ارادی عمل می‌کنند و هنگامی که دمای بیضه‌ها از حد معمول پایین‌تر برود، منقبض می‌شوند و باعث می‌شوند تا بیضه‌ها به زیر شکم نزدیک شوند و گرم‌تر شوند (اتفاقی که در هوای سرد رخ می دهد).

     اما وقتی هم که دمای بیضه‌ها از حد معمول بالاتر برود ؛ مثل روزهای گرم و شرجی  این ماهیچه‌ها منبسط می‌شوند و بیضه‌ها از شکم فاصله می‌گیرند تا خنک‌تر شوند و شرایط برای اسپرم‌سازی مناسب شود.

     آنچه خواندید نظر پزشکان متخصص در این حوزه است نه حدس یا گمان بنده که البته اندک مطالعات پزشکی نیز دارم ؛ ناگفته نماند در برخی افراد که به طور مادر زاد بیضه هایشان در داخل بدن قرار دارد به همین دلیل که دمای بدن عینا به بیضه ها منتقل می شود و هردو ، هم دما می شوند (37 درجه) احتمال عقیم شدن این افراد بسیار زیاد است و مصطلحا در پزشکی به ایشان بیماران "نهان بیضه" می گویند البته دانشجویان رشته های پزشکی و ژنتیک و حتی دامداری با این مطالب کاملا آشنا هستند ؛ فلذا دلیل اصلی بالا رفتن احتمال عقیم شدن در مردانی که لباس های تنگ می پوشند همین است که این پوشش تنگ و چسبناک بیضه ها را به بدن نزدیک کرده و باعث هم دمایی می شود ؛ البته یکی از علل الشرایع اسلامی مبنی بر اینکه مردان آلت جنسی خود را پس از ادرار با آب سرد بشویند می تواند همین مطلب باشد. (مطالعه بیشتر در این مورد به خود شما عزیزان محول می گردد لیکن می توانید با سرچ کلید واژه بیماری"نهان بیضه " به تحقیق بیشتر در این مورد بپردازید).
     سایت زیر در این باره  اطلاعات خوبی دارد:
      http://www.zojamuz.com/m1.aspx
     در بخش دیگری از متن سایت مذکور (آینده نیوز) آمده است:

     " وی می افزاید: «شلوار جین؛ جین در انگلیسی یعنی "جن". شلوار لی آبی رنگ رو می گویند جین. دقیقاً یك تشبه به... (نا مفهوم و احتمالاً جن). یا اخیراً یك كفش هایی طراحی كردند كه یك متر! یك متر كه عذرمی خوام، یك وجب پاشنه داره و واقعاً در حد یك متر است، آن پاشنه شان! پنجه پا را تشبه می كند به جن، مثل سُم! ما دو سال پیش عكسش رو دیده بودیم و كار كردیم و واقعاً فكر نمی كردیم وارد كشور شود. اما شد.» در خصوص شلوارهای جین در انتها توضیح می دهیم. اما در خصوص كفش های پاشنه بلند ذكر همین نكته كافی است كه این كفش ها دهه های متمادی مورد استفاده است و دست كم از زمان كشف حجاب تاكنون در ایران وجود دارد و حتی در تصاویر كشف حجاب هم قابل رویت است و در این سال ها تنها قدری پاشنه اش بلند و كوتاه شده است. بهتر نبود به جای این توجیهات به برخی ضررها كه پزشكان درباره استفاده از این كفش ها بیان كرده اند، اشاره شود؟ "

     در پاسخ باید گفت : بنده ابتدا درباره همه کفش های پاشنه بلند سخن نگفته ام که بعد بگویم که دو سال پیش فهمیدیم که وارد ایران خواهد شد. آیا نویسنده متن قدری از قوه عاقله خود استفاده نکرده است که حداقل تا آنجا که عمر ما اجازه می دهد کفش های پاشنه بلند را در ایران دیده ایم و نیاز نبوده بگوییم دوسال است کفش پاشنه بلند دیده می شود؟ که سایت خبری مذکور مجبور شود بگردد و عکسی از سفر امان‌الله خان و ثریا پادشاه و ملكه افغانستان به ایران و كفش پاشنه بلند خانم ها در دوره كشف حجاب پیدا کند.
     بلکه نظر بنده  همان طور هم که در آن مستند اشاره کرده ام درباره کفش های جدیدی است که پاشنه بسیار بلندی دارد (در برخی موارد حدود 15 سانت) و حتی بنده به شوخی عرض می کنم یک متر  که درباره آن مفصل صحبت خواهم کرد.

     اما در باره شلوار جین باید گفت: ظاهرا نویسنده متن ؛ فکر کرده  که فقط خودشان می دانند به ساده ترین شکل ممکن یعنی سرچ عبارت " تاریخچه شلوار جین" می توان به گذشته آن پی برد و چنین مطلبی به ذهن ما نرسیده است و با وجود اینکه عده ای مترصد  این هستند تا کوچکترین اشتباهی در صحبت های حقیر را به بمبی تبلیغاتی بدل کنند ؛ بنده می آیم و هرچه بخواهم می گویم تا به قولی سوژه دست ایشان بدهم. قبلا در جریان معرفی نمودن کمال الملک به عنوان فراماسونر و عضو فراموشخانه ، سایت بالاترین نیز کلی مزخرفات افاضه نمود که بعد از ظاهرا گوشزد توسط برخی محققین و افتادن دو هزاریشان مبنی بر صحت این مطلب سکوت اختیار کرد و ادامه نداد. بگذریم در رابطه با شلوار جین باید گفت:
     یکی از ابزار های قدیمی یهودیان برای جنگ روانی و پیشبرد اهدافشان مسئله تحریف کلمات است تا آنجا که قرآن عزیز نیز به آن اشاره می کند و در موارد مختلف می فرماید: يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِه (نسا 46/مائده 13/مائده41)

     مبنی بر این که یهودیان صدر اسلام از کلماتی استفاده می کردند که معنایی دو گانه داشت و همیشه معنای مد نظر آن ها هنگام استفاده از کلمات در واقع چیز دیگری بود.
     به عنوان نمونه آنطور که قرآن اشاره می فرماید: هنگام سخنرانی پیامبر اعراب از عبارت "راعنا" استفاده می کردند که بدین معنی بود:  ای پیامبر مراعات ما را بکن و قدری آرامتر و مطابق با فهم ما سخن بگو.

     عجیب اینکه یهودیان ساکن در مدینه یعنی بني نضير ، بني قريظه و بنی قینقاع دقیقا از همین عبارت استفاده می نمودند منتها با مفهومی دیگر که عبارت بود از (راعنا = راع+ نا) به معنای " ای نادان ما " که از این طریق به حضرت رسول توهین می نمودند . این مسئله تاجایی ادامه یافت که خداوند آیه ای در همین زمینه نازل فرمودند و عملا به کلمه "راعنا" اشاره فرمودند.(نسا 46)

     نویسنده کتاب "مسیح یهودی و فرجام جهان" می گوید هنگامی که "پیوریتن ها" از انگلیس وارد قاره امریکا شدند تا می توانستند اسامی عبری و یهودی بر سرزمین ها گذاشتند ولی تا جایی که می توانستند از همین شیوه استفاده می کردند تا اعتراض مسیحیان را موجب نشود.
     به عنوان نمونه مراد آنها از عبارت dc در انتهای نام واشنگتن (washington dc) برخلاف اینکه گفته می شود (dc district of columbia) است در حقیقت مخفف (David's capital)  بود که اولی به معنی "منطقه کلمبیا" و دیگری "پایتخت داوود" است.

     نکته جالب آنکه هم اکنون پسوند DC در انتهای نام شهر اورشلیم که از سوی صهیونیست ها استفاده می شود دقیقا به همین معناست (Jerusalem, D.C. =David's capital) و اشاره به پادشاهی قدرتمند پادشاه داوود دارد.
     مثال دیگر در این زمینه  واژه "هالیوود" است که با اندکی تغیییر املائی معنای چوب مقدس (عصای حضرت موسی) را می دهد در حالی که در حالت اصلی "holly" به معنای چوب درخت راش است و "holy" به معنای مقدس.

     آنگونه که مستحضر هستید این یک ترفند قدیمی در میان یهودیان است و شگفتی قرآن در آنجاست که برای عمل اینها از فعل مضارع استفاده کرده است که در ادبیات قرآنی به مفهوم استمرار است و به این معنی که این شگرد همیشگی آنهاست.
     مراد حقیر در باره جین نیز دقیقا همین مورد بوده است ، و الا بنده به اندازه نویسنده دستپاچه آن متن و مجریان من و تو در انگلیس می دانم که می توان یک سرچ ساده با عبارت "تاریخچه شلوار لی یا جین" در اینترنت انجام داد و بعد فقط کافی است یک copy  و paste نمایم (کما اینکه نویسنده مطلب مذکور دقیقا همین کار را کرده است).

     جالب اینجاست که نویسنده آن مطلب حتی متوجه صحبت های حقیر نشده و عبارت blue jinn  را نفهمیده است و در متنش سه نقطه گذاشته است. عزیزان مستحضر هستند که صهیونیست ها (بخوانید یهودیت تحریف شده) از blue jinn  (جن آبی) به عنوان راز هفتم از 13 راز نهان خود یاد می کنند و یاری گرفتن از "جن آبی" (شیاطین) از گذشته در میان ایشان رایج بوده است.

     وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً (سوره جن آیه 6)
     ترجمه : و اينكه مردمى از انس به مردمى از جن پناه مى‏بردند و همان ها باعث بيشتر شدن بدبختى انسان ها مى‏شدند.
     تشبه به شیاطین از آرزو های ایشان بوده است و البته ناگفته نماند آقای "لاوی" از یهودیان و صهیونیست های  متنفذ در صنعت پوشاک بود که توانست این لباس "لباس جین" را عملا جهانی کند و جالب اینکه نویسنده مقاله مذکور خودش نیزدر  انتهای متنش بی آنکه بداند و بخواهد و او را بشناسد به این فرد اشاره نموده است.

     متن مذکور:" بعد از جنگ، تولید كننده های معروف پوشاك از قبیل رانگلر(wrangler) و لی(lee) شروع به رقابت با لوی (levi) برای در دست گرفتن بازار جهانی كردند."
     درباره کفش هایی با پاشنه خیلی بلند باید گفت حدود دوسال بودکه ما متوجه این مدل سازی شدیم(البته کار آنها سال ها قبل آغاز شده بود) در این پروژه آرام آرام این کفش ها عملا از کفش هایی با پاشنه بسیار بلند به سُم (hoof) بدل گشت و بنده نسبت شیوع به این مسئله در کشور هشدار دادم و عرض کردم این پروسه قبلا در غرب استفاده شده و جواب داده است .به عزیزان پیشنهاد می گردد عبارت های زیر را در بخش تصاویر موتورهای جستجو گر سرچ فرمایند خودشان متوجه مطلب خواهند شد:
hoof shoes
lady gaga hoof shoes
alexander mcqueen hoof shoes
hoof shoes mcqueen
claw shoes
     در این پروسه طبق معمول سوپر استارها نیز به کمک صهیونیست ها آمدند و "استفانی جوآن آنجلینا جرمانوتا" (Stefani Joanne Angelina Germanotta)  معروف  به لیدی گاگا: خواننده، ترانه‌سرا و آهنگساز آمریکایی-ایتالیایی‌تبار به میدان آمد ، فردی که از آن برای جوانان غربی بتی ساخته شده است و مجله تایم (رسانه انحصاری صهیونیست ها) لیدی گاگا را در فهرست ۱۰۰ شخصیت تاثیرگذار جهان معرفی می نماید   تا بار دیگر فردی هرزه را برای جوانان به عنوان الگو معرفی نمایند.


کفش سم دار


سم کفش


     همانطور که مستحضر هستید دیدید که چگونه این کفش ها به مرور زمان تبدیل به سُم شدند. البته گیریم که نویسنده مطلب اطلاعی از جریان نماد شناسی در میان صهیونیست ها و فراماسونرها نداشته باشد اکنون لابد توجیه ایشان درباره استفاده از این کفش ها تشبه فرد به چهار پایان است که صد البته خانم ها بیشتر از سخن ایشان عصبی خواهند بود.

     وبسایت مذکور در جایی دیگر آورده است:
     " این استراتژیست در ادامه مطالب جالب تری می گوید و ادعا می كند: «بسیاری از این تیشرت ها را دیدم كه نقش های پیچیده ای رویش است، این طلسم است. اعدادی روی این لباس ها خورده كه اینها ابجد بعضی از شعارهای شیطانی است. مثلاً یارو زده 813، 418، شما نمی دانید چیست. اینها ابجد یك جمله است و كاركرد همان جمله را دارد و نكته دیگه اینا زمینه بازی طراحی كرده اند.. شما به هر حال هر مانتو می خواهید بخرید، از روی مانتوهای طراحی شده اینهاست. خیلی از دختران ما ابدا دوست ندارند این لباس ها را طراحی كنند. دختر عفیف است اما جوان است، دوست دارد شیك پوش باشد، دوست دارد متنوع لباس بپوشد، ندارد. لباس متنوع را فقط او برایش ارائه می دهد.» و این نشان می دهد انگلیسی زبانان هم به حروف اَبجَد كه شیوه‌ای برای مرتب‌سازی حروف زبان عربی است كه بر پایه الفبای اولیه خط فنیقی مرتب شده نیز مسلط هستند و لابد به عربی و فارسی هم مسلط هستند! "

     امان از جهل! نویسنده متن مذکور حتی زحمت به خرج نداده است تا اندکی در باره ابجد در میان اروپایی ها و یهودیان و حتی دیگر اقوام یک سرچ ساده نماید تا مشاهده فرمایند که ایشان هم ابجد دارند و نویسنده دستپاچه بی خبر بوده ست و جالب اینجاست که علم ابجد در اروپا و غرب تنوع بیشتری داشته و سیستم های عددی متفاوتی را شامل می گردد.

     عزیزان " numerology" مبحثی است که در آن به  معانی رمزی اعداد اشاره می شود. و در کابالا (عرفان یهود) به آن " gamatria / gematria " گفته می شود.

ابجد غربی
   
  ایشان در متنشان برای نمونه به عدد 418 اشاره کرده اند خوب است برای  تفنن هم که شده  نیم نگاهی به جلد کتاب "قانون آلیستر کراولی" شیطان پرست معروف قرن 19 و 20 میلادی بیاندازند تا ببینند 418 معادل چه کلمه ای است ؟ البته به شرطی که او را بشناسند.


کتاب قانون آلیستر کراولی

     در این تصویر 418 معادل ابجد عددی XCIII است که آن هم اشاره به  "آیواس"- Aiwass - یکی از شیاطین جنی دارد که با وی در ارتباط بوده است و کراولی ادعا می کند این کتاب را آیواس به وی وحی کرده است گفتنی است کاراکتر اصلی انیمیشن "مگا مایند" همان آیواس است ).

تصویر آیواس که کراولی ادعا کرد با ذغال آن را کشیده است

     حالا ایشان احتمالا متوجه شده اند که چه گاف بزرگی داده اند. بله امروز آنچه بر تیشرت ها و لباس های جوانان ما نقش بسته نام شیاطین است.

     البته مثال در این زمینه بسیار زیاد است شما می توانید به حروف بی معنی تایپ شده در زیر هرم در یک دلاری مراجعه فرمایید که البته اینها برای جناب نویسنده بی معنی است چراکه مطابق با ابجد رومی می شود 1776 که سال استقلال امریکاست.

1776 دلار

     خوب است فرد مذکور به پروپاگاندای تبلیغاتی  عجیب امریکایی ها در جریان جنگ سرد با شوروی هم مراجعه فرمایند که درآن آمریکایی ها ابجد نام "گور باچوف " را معادل 666 محاسبه کردند و مطابق با کتاب مکاشفات یوحنا او را شیطان دانستند ، که ان شا الله ایشان این یکی را دیگر می شناسد و لابد اگر عقلشان را دست نویسنده سایت آینده نیوز می دادند بیچاره بودند چون اول عبارت "گوربا چوف " را به زبان عربی می برد تا ابجدش را محاسبه نمایند و چه فلاکتی هم متحمل می شد  چون عرب ها نه "گ" دارند و نه "چ"!

     بنده پیش از این ذهنیتی از سایت مذکور نداشتم و حتی اسم آن را هم نشنیده بودم لیکن نحوه نگارش متن که پر از توهین و بی انصافی بود و از طرفی دیگر ارتباط دادن حقیر با جناب آقای عباسی در نوع خود منحصر به فرد بود و ترس این تارنمای خبری از تبدیل شدن بنده  به عباسی دیگر جالبتر می نمود و از همه اینها مهمتر بی اطلاعی و جهل محض نویسنده درمورد مواردی بود که به زعم خود به تحلیل آنها پرداخته بود و البته تا آنجایی که وقتم اجازه می داد اندک پاسخی دادم و بقیه را به یک سخنرانی خاص در مورد پوشاک محول می نمایم.

     شایان ذکر است افراد بسیاری با بنده تماس گرفته و اعلام نمودند که در بخش نظرات اشتباهات و گاف های بزرگ این مقاله را پاسخ داده اند اما از سوی سایت تایید نمی شود فقط در یک مورد یکی از دوستان پزشک می گفت در بخش نظرات صحت مسئله عقیم شدن و ارتباطش با پوشش تنگ و چسبان را توضیح داده است که آن را هم تایید نکرده اند و این نشان می دهد که برخلاف نظر ابتدایی حقیر که نویسنده مقاله را در این حوزه (نمادشناسی صهیونیزم و مفاهیم دیگر آن) بی اطلاع می پنداشتم . خیر ؛ قصد و غرض نیز وجود داشته است و البته همسویی این مقاله با برنامه شبکه "من و تو"  خود جای تفکر دارد. امیدوارم حداقل سایت مذکور ، ابتدائی ترین رسالت  کار خبررسانی را انجام داده و شجاعت عذرخواهی را داشته باشد .(هرچند انتخاب سلیقه ای نظرات کاملا علمی خود گواه مطلب دیگری است!!!)

     عزیزانم اگر اصرار دانشجویان و پژوهشگران عرصه صهیونیزم نمی بود حتی یک دقیقه هم وقت خود را حرام نمی کردم تا پاسخ لندن نشینان را بدهم اما در عوض قول می دهم تا درباره پوشاک یک سخنرانی مفصل نمایم و از دست های پنهان داخلی در صنعت پوشاک پرده بر دارم!

     اما در پایان روی سخنم با سازندگان جوان مستند مذکور است که هدف این بمباران خارج نشینان و یاران داخلی!!! قرار گرفته اند که مبادا قدمی عقب بگذارند و بدانند که مستندشان بازخورد داشته که این گونه دشمنان قسم خورده این مرز و بوم را به واکنش واداشته است تا علیه شما برنامه ای تهییه نمایند.

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه) که صد البته نزدیک است.
مرجع : بنیاد فرهنگی صبح قریب
کد مطلب : ۷۹۳۵۱۳
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

پیشنهاد ما