۰
پنجشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۱۰

آیا ترامپ به سمت جنگ با ایران پیش می‌رود؟

آیا ترامپ به سمت جنگ با ایران پیش می‌رود؟
تهدیدات مکرر مقامات آمریکایی همزمان با اتهام زنی های پیوسته روزهای اخیر در مورد قطعی اعلام کردن نقش ایران در حادثه کشتی‌های نفتکش در دریای عمان به صدر اخبار رسانه های جهان درباره تحولات غرب اسیا و منطقه خلیج فارس تبدیل شده است بویژه اینکه روز گذشته مقامات وزارت دفاع آمریکا از اعزام 1000 نیری نظامی دیگر به منطقه خبر دادند. موضوعی که موجب هشدار کشورهای مختلف در مورد عواقب نامعلوم تنش افروزی های واشنگتن در خلیج فارس شده است. در این رابطه سرگئی ریابکف معاون وزیر خارجه روسیه روز گذشته اعلام کرد: "آنچه شاهدش هستیم تلاش‌های بی‌پایان و مدام آمریکا برای شدت بخشیدن به فشارهای سیاسی، روانی، اقتصادی، و بله، نظامی به ایران به شیوه‌ای کاملا تحریک‌آمیز است. این اقدامات را نمی‌توان چیزی جز قدم برداشتن آگاهانه در مسیری برای تحریک به جنگ تعبیر کرد."  از سوی دیگر وانگ یی وزیر امور خارجه چین نیز با انتقاد از اقدامات آمریکا از روش فشار حداکثری واشنگتن بر تهران اعلام کرد این رویکرد نه تنها به حل مشکل نمی‌انجامد بلکه حتی یک بحران بزرگ‌تر را سبب خواهد شد.

اما این هشدارها در حالی است که کاخ سفید طی ماه اخیر بارها هدف اصلی خود را آغاز مذاکره و دستیابی به توافق جدید با تهران و عدم جنگ طلبی اعلام کرده اند و روز گذشته ترامپ تلویحاً با انتقاد از هزینه های گزاف نظامی گری آمریکا در عراق، این اقدام را شکستی بزرگ برای اقتصاد آمریکا نامید. در این شرایط درک اهداف و نیات واقعی واشنگتن از تهدیدات علیه تهران مورد پرسش جدی قرار دارد.
 
مذاکره‌طلبی نمایشی در تگنای اجماع‌سازی
آمریکای ترامپ بر اساس رویکرد نوانزواگرایی که بر کاهش بار تعهدات بین المللی دولت‌ها تأکید دارد احترامی برای مقررات و هنجارهای بین المللی قائل نیست و با برخورد گزینشی استانداردهایی دوگانه اتخاذ می کند. ترامپ با بی توجهی به آژانس بین المللی انرژی اتمی که بارها پایبندی ایران به برجام را تأیید کرده بود و با بی احترامی نسبت به شورای امنیت سازمان ملل که برجام را تصویب کرده است و درنهایت بی اعتنایی به مخالفت دیگر طرف‌های توافق، به صورت یکجانبه آن را لغو و تحریم‌های گسترده علیه تهران را اعمال کرد.

این موضوع منجر شده است تا موضع تهران در عدم پذیرش مذاکره جدید در شرایط کنونی و قرار دادن پیش شرط بازگشت آمریکا به توافق و اجرای تعهدات خود در فضای بین المللی منطقی و مشروع جلوه کند. به همین دلیل تلاش‌های واشنگتن برای اجماع سازی علیه تهران پس از خروج یکجانبه از توافق هسته ای و اعمال تحریم‌ها که به تنش آفرینی در منطقه حساس خلیج فارس انجامیده است تماماً با شکست مواجه گردید. در این شرایط می توان گفت کاخ سفید با کمک متحدان منطقه ای بازی چندجانبه‌ای را آغاز کرده است تا از یکسو با نمایش اعلام آمادگی برای آغاز مذاکرات بدون پیش‌شرط (در ظاهر و بدون دادن هیچ امتیازی) نگاه های منفی افکار عمومی جهانی و دولت‌ها به لغو توافق هسته ای به عنوان عامل اصلی تنش‌آفرینی در منطقه را پاک کند و از سوی دیگر مقاومت و تسلیم ناپذیری مشروع ایران در برابر فشارهای آمریکا را به عنوان ضدیت با دیپلماسی و عامل تنش‌های اخیر منطقه جا بزند.

در این شرایط فارغ از موفقیت و یا شکست واشنگتن در ایجاد اجماع جهانی علیه تهران از طریق فضاسازی‌ها، این پرسش همچنان پابرجاست که نهایتاً هدف آمریکا چیست؟ آیا بهانه سازی برای انجام اقدام نظامی؟ آنگونه که چین و روسیه هشدار داده اند و به طور مثال امانوئل والترشتاین اندیشمند مطرح آمریکایی افول هژمونی آمریکا را عامل امکان انجام اقدامات تخریبی احمقانه در خاورمیانه دانسته است و یا ارعاب تهران برای پذیرش مذاکره مورد نظر کاخ سفید می باشد؟
 
بازدارندگی‌های جنگ و چندپارگی در کاخ سفید
در پاسخ به پرسش هدف اصلی آمریکا در قبال ایران، باید این واقعیت را در نظر گرفت که این روزها (دوران ترامپ) نه تنها در مورد موضوع ایران بلکه در بسیاری از موضوعات مهم سیاست خارجی آمریکا مشاهده و تشخیص یک استراتژی منسجم و ساختارمند بسیار سخت است. تصمیمات فردی و چندصدایی مقامات کاخ سفید در موضوعات مشخص نیز مکرراً روی می دهد. موضوعی که بسیاری آن را نشانه شکاف میان رئیس جمهور و مشاوران و کارگزاران در کاخ سفید می دانند. در موضوع تنش‌های اخیر منطقه نیز به نظر می رسد که میان ترامپ و بازیگران تأثیرگزاری همچون بولتون و پمپئو در مورد نحوه رویارویی با ایران اختلاف دیدگاه وجود دارد.

ترامپ به شدت نسبت به مسیر و نتایج رقابتهای انتخاباتی سال آینده نگران است. بیشتر برنامه ها و وعده‌های اصلی او با چالش های بزرگی مواجه شده و تحقق نیافته است. جنگ تجاری با چین با رویارویی جدی پکن در جنگ تعرفه ها مواجه شده، مذاکرات با کره شمالی به بن بست خورده، دیوار مرزی با مکزیک عملاً ساخته نشد، ناامیدی بر روند اجرایی شدن معامله قرن سایه انداخته، جنگ آمریکا در افغانستان پایان نیافت و ایران نیز از قبول مذاکره جدید سر باز زده است؛ علاوه بر اینکه متحدین آمریکا در ناتو در اثر فشارهای ترامپ در پی کسب استقلال دفاعی و بهبود روابط با روسیه برآمده اند.

این موضوعات منجر شده تا ترامپ نسبت به تبدیل شدن رئیس جمهوری یک دوره ای به شدت نگرانی داشته باشد به صورتی که او اخیراً به تندی اعتبار تمامی نظرسنجی های رسانه ای که از کاهش محبوبیت و عقب افتادن او از نامزدهای دموکرات خبر می دهد را زیر سوال برده است.

در طرف دیگر ماجرا قدرت دفاعی ایران و همچنین نفوذ منطقه ای تهران که برآورد هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی آمریکا برای منافع این کشور و همچنین امنیت متحدان منطقه‌ای آن بویژه رژیم صهیونیستی را غیرقابل پیشبینی می کند، موجب می شود به این نتیجه برسیم که هدف مقامات آمریکایی نهایتاً فضاسازی سیاسی و بین المللی برای مجبور کردن تهران اولاً به عقب نشینی از موضع تهاجمی خود نسبت به منافع آمریکا و متحدان آن در شرایط تداوم تحریم‌های نفتی و همچنین قبولاندن پذیرش مذاکره به مقامات ایرانی می باشد؛ چنانکه اعلام ارسال تنها 1000 نیروی نظامی پس از حوادث اخیر منطقه که واکنشی بسیار کوچک در مقابل تهدیدات کلامی مقامات واشنگتن است، عملاً به معنای عدم تمایل به آغاز جنگ می باشد.

 
مرجع : الوقت
کد مطلب : ۸۰۰۵۱۱
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

پیشنهاد ما