۰
شنبه ۲۹ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۴۵

نقش شیعه در بیداری اسلامی

نقش شیعه در بیداری اسلامی
نزدیک به دو سال۱ است که بیداری اسلامی و خیزشهای انقلابی کشورهای اسلامی را در برگرفته و حتّی امواج آن به اروپا وآمریکا نیز سرایت کرده است. مردم در برخی از این کشورها مثل تونس، لیبی و مصر به پیروزی نسبی رسیدند و بعضی دیگر مثل یمن و بحرین هنوز در حال انقلاب هستند وتا رسیدن به پیروزی نهایی تلاش می‌کنند.
نزدیک به دو سال۱ است که بیداری اسلامی و خیزشهای انقلابی کشورهای اسلامی را در برگرفته و حتّی امواج آن به اروپا وآمریکا نیز سرایت کرده است. مردم در برخی از این کشورها مثل تونس، لیبی و مصر به پیروزی نسبی رسیدند و بعضی دیگر مثل یمن و بحرین هنوز در حال انقلاب هستند وتا رسیدن به پیروزی نهایی تلاش می‌کنند.

نکتة مهّم و قابل توجّه این است که در بین فرقه‌های اسلامی گروهی که بیش از همه موفّق بوده و توانسته‌اند الگوهای خوبی به جهان ارائه دهند، شیعیان هستند. انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر آموزه‌های شیعی توانست حکومت اسلامی تشکیل دهد. در حالی که مصر به عنوان مهد نظریه‌پردازی در حوزة اسلام‌گرایی که در قلب خود دانشگاه الازهر را دارد، نتوانست الگویی عملی بر مبنای نظریات و دیدگاه‌های اندیشمندان اسلام‌گرا به وجود آورد.

حال این پرسش رخ می‌نماید که چه اسرار و عواملی در اندیشة شیعی وجود دارد که در طول تاریخ، انقلابها و خیزشهای مهمّی را بوجود آورده و از موفقیّت خوبی برخوردار بوده است و در عصر فعلی نیز باعث تولّد انقلاب اسلامی بر اساس این طرز فکر در ایران شده که زمانی «جزیرة ثبات» آمریکا شمرده می‌شد؟ و چگونه است که حزب الله (اقلیتی کوچک از شیعیان در لبنان) ۳۳ روز در برابر حملات هوایی، دریایی و زمینی و هزاران تن بمب اسرائیل مقاومت کرد و در نهایت به پیروزی رسید؟
و چگونه است که شیعیان یمن قبل از انقلاب اخیر، در استانهای شمالی در برابر قدرت علی عبدالله صالح از یک سو و حملات زمینی و هوایی عربستان از دیگر سو مقاومت کردند و پیروز شدند؟
و همین‌طور شیعیان و انقلاب بحرین که تمام‌قد در مقابل آمریکا و شیوخ منطقه، خصوصاً عربستان قد علم کرده است.

امام خمینی رحمه الله دربارة آیندة انقلاب ایران و تأثیر آن در جهان چنین پیش‌بینی کرده بود:
«ما به تمام جهان تجربه‌هایمان را صادر می‌کنیم و نتیجة مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون کوچک‌ترین چشم‌داشتی به مبارزان راه حق انتقال می‌دهیم و مسلماً محصول صدور این تجربه‌ها جز شکوفه‌های پیروزی و استقلال و پیاده شدن احکام اسلامی برای ملت در بند نیست.»۲

در جای دیگر با صراحت اعلام می‌دارد که: «ما انقلابمان را به تمام جهانیان صادر می‌کنیم؛ چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ «لا اله الاّ الله و محمّد رسول الله» بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست، و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبرین هست، ما هستیم.»۳

حال باید دید که در درون مکتب شیعه چه عواملی وجود دارد که امام خمینی قدّس سرّه با این قاطعیت از تأثیر آن سخن می‌گوید و واقعیت تاریخ و عصر کنونی، و هراس شدید دشمنان آن را تأیید می‌کند؟
«جوز نای» مبدع نظریة جنگ نرم به این نکته اشاره می‌کند که اگر بخواهیم نمونه‌ای از جنگ نرم را در عصر حاضر مثال بزنیم، باید به قدرت نرم شیعه بنگریم که چگونه بعد از ۳۳ روز توانست خود را به جهانیان بشناساند، به گونه‌ای که: «اسرائیل در این جنگ، نه تنها نبرد میدان را باخت؛ بلکه به مشروعیّت‌بخشی حزب الله کمک شایانی کرد.»۴

و شاه عبد الله دوم، پادشاه اردن به شدت از تشکیل «هلال شیعی» که شامل کشور لبنان، سوریه، عراق، ایران و بحرین که شبیه به هلال هستند، اظهار نگرانی می‌کند.۵ و البته دوستان انقلاب و شیعیان به این تأثیر معترفند. به این نمونه‌ها توجه شود:
«فتحی شقاقی، رهبر سازمان جهاد اسلامی فلسطین می‌گوید: هیچ چیز به اندازة انقلاب امام خمینی قدّس سرّه نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آنها را برانگیزد و امید را در دلهایشان زنده کند. با پیروزی انقلاب اسلامی، ما به خود آمدیم و دریافتیم که آمریکا و اسرائیل نیز قابل شکست هستند. ما فهمیدیم که با الهام از دین اسلام می‌توانیم معجزه کنیم.»

«تراب زمزمی» می‌نویسد: «انقلاب اسلامی ایران فقط به ایرانیان تعلق ندارد؛ بلکه به تمام مسلمانان جهان مربوط می‌شود. اوضاع لبنان، آفریقای جنوبی و... این را ثابت می‌کند و برای مسلمانان این کشورها محور، انقلاب ایران ورهبری امام خمینی قدّس سرّه است. در هر قیام و تظاهراتی از اشعار انقلاب اسلامی استفاده می‌شود.»۶
به اعتقاد اسلام‌گرایان مصر: «انقلاب اسلامی ایران نظریه‌های سیاسی و نیز نیروهای سیاسی معاصر را واژگون کرد و نمونه‌ای بی‌همتا، قدرتمند و حیات‌بخش از انقلاب اسلامی را ارائه داد.»۷

پیش‌بینیهای امام خمینی قدّس سرّه ، اعتراف دشمنان شیعه، و تأیید دوستان انقلاب اسلامی، بیانگر قدرت شگرف مذهب تشیع در بیداری اسلامی مسلمانان می‌باشد. اهمّ عواملی که توانسته است جنبشهای شیعی را در حوزة نظرو عمل، از سایر جنبشها موفق‌تر کند، و در حوزة بیداری اسلامی عامل تأثیرگذاری باشد از این قرار است:

۱. نظریه ویژه درباره امامت:
مهم‌ترین عاملی که شیعه را همیشه زنده و بیدار نگه داشته، عقیدة ویژه‌ای است که دربارة امامت دارد. شیعیان بر اساس آیات و روایات متعدد، امامت را منصب الهی می‌دانند. به همان دلایلی که لزوم وجود پیامبر صلی الله علیه و آله برای بشریت اثبات می‌شود، لزوم امامت نیز ثابت می‌گردد. به خلاف مذاهب اهل سنّت که امامت را در حد خلافت، رهبری جامعه و سلطنت دنیوی تنزّل داده‌اند.
استاد آیت الله مصباح در این باره می‌نویسد: «اساساً باید توجه داشت که اختلاف شیعه و سنی قبل از هر چیز در این است که آیا امامت یک مقام دینی و تابع تشریع و نصب الهی است، یا یک سلطنت دنیوی و تابع عوامل اجتماعی است؟ شیعیان معتقدند که حتّی شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هم نقش استقلالی در تعیین جانشین خود نداشتند؛ بلکه آن را به امر الهی انجام دادند، و در واقع حکمت ختم نبوّت بانصب امام معصوم ارتباط دارد وبا وجود چنین امامی است که مصالح لازم الاستیفاء جامعة اسلامی بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تأمین می‌شود.»۸
و در زمان غیبت نیز فقیه جامع الشرایط را نایب عام امام معصوم می‌دانند. این عقیده باعث شده که شیعه در طول تاریخ حاکمان فاسق را غیرمشروع و غاصب بدانند و در مقابل آنان دست به انقلابهای متعددی بزنند که نمونه‌های بارز آن را در طول دوران حکومت بنی امیه و بنی عباس مشاهده می‌کنیم.

شیعه در زمان غیبت امام زمان(عج) نیز حاکمان فاسق را غیرمشروع دانسته و به پیروی از رهبران دینی خود، در هیچ دوره‌ای با حکومتهای ستمگر کمترین همراهی‌ای نکردند. علمای شیعه نیز به همین جهت در عصر غیبت، مشروعیت نظامهای سیاسی را که مأذون از سوی معصوم نبودند به چالش کشیده‌اند. این رویکرد زمینه‌ساز مقابله با زیاده‌خواهی و افزون‌طلبی حکام جور شده و همواره شیعه را بیدار و زنده نگه داشته است و صد البته حکام جور نیز همیشه با نگرانی و وحشت به شیعیان نگریسته‌اند و با ظلم و ستم با آنان برخورد کرده اند.
در مقابل، اهل سنّت به خلافتی معتقدند که خنثی است، لذا نمی‌توانند در مقابل ستمگران هیچ عکس‌العملی نشان دهند؛ چرا که آنها حتی افراد فاسقی را که با زور و غلبه به قدرت رسیده‌اند، خلیفة مشروع می‌دانند.
«احمد بن حنبل» رئیس مذهب حنبلی می‌گوید: «هر کس بر مردم با شمشیر غلبه کند، تا هنگامی که خلیفه گردد و امیرالمؤمنین خوانده شود، بر هیچ یک از مؤمنین جایز نیست که شب را صبح کند و او را امام خویش نداند، خواه نیک کردار باشد یا جنایتکار.»۹

«فضل بن روزبهان خنجی» می‌گوید: «چون امام [خلیفه] فوت کند و شخصی متصدّی امامت گردد، بی آنکه با او بیعتی شده باشد یا کسی او را خلیفه ساخته باشد و مردمان را قهر کند به شوکت و لشکر، امامت او منعقد می‌گردد، خواه مستجمع شرایط باشد و خواه فاسق و جاهل.»۱۰
و همچنین ابن حجر، ابن قدّامه، نووی تفتازانی وبسیاری از علمای اهل سنّت به این نظریه تصریح کرده‌اند.۱۱
وقتی خروج بر حاکم، هر چند فاسق و ستمگر باشد، جایز نباشد، چنین فکری خنثی است و اندیشه و فکر مبارزه با ظلم و ستم را از مسلمانان سلب می‌کند و زمینة بیش تر سلطة حاکمان جائر را فراهم می‌سازد. به همین جهت است که سلاطین ستمگر جهان اهل سنّت با شعار «الحکم لمن غلب» و سوءاستفاده از واژه «اولی الامر» و «خلیفه» بر گرده مردم سوار بوده‌اند و هر جنایتی که خواسته‌اند انجام داده‌اند. حتی در انقلابهای معاصر و در پی بیداری اسلامی، برخی از علمای اهل سنت، به ویژه سلفیها و وهابیها، به حرمت خروج و انقلاب علیه حکام فاسد و تهبکار کشورهای اسلامی، همچون حسنی مبارک، قزّافی، و بن علی فتوا داده‌اند و کار انقلابیون و مردم را محکوم کرده‌اند.

از جمله می‌توان به عبد العزیز آل شیخ، رئیس هیئت الکبار عربستان در نماز جمعة مسجد ترکی بن عبد الله ریاض اشاره کرد که با صراحت تمام از ستمگران منطقه حمایت و انقلاب علیه آنها را حرام اعلام کرد.۱۲
ولی با این حال اندیشه تشیع بر جهان اهل سنت تأثیر گذاشته و مسلمانان برخلاف نظر پیشوایان خویش دست به انقلاب گسترده علیه حاکمان خود زده‌اند که در تونس، مصر، لیبی، اردن، یمن و... شاهد آن هستیم.
بلکه آرام آرام این فکر عمیق تشیع (و لو به صورت محدود) بر بعضی از علمای اهل سنت نیز اثر گذاشته است، از جمله می‌توان به بیانیة دانشگاه الازهر اشاره کرد که در آن مبارزه با سلاطین ستمگر و فاسد جائز شمرده شده است.۱۳ و همچنین به سخنان «یوسف قرضاوی» در نماز جمعة قطر، که به شدت با سخنان «عبد العزیز آل شیخ» مخالفت کرد، همچنین به سخنان «هلبادی» از رهبران اخوان المسلمین در واکنش شدید به دیدگاه مفتیان عربستان که نظر آنان را مخالف اهل سنت شمرد۱۴ ، اشاره کرد.

۲. نهضت حسینی و بیداری:
قیام و انقلاب حسینی علیه السلام عامل دیگری است که در طول تاریخ شیعه را بیدار و در صحنه نگه داشته، و هیچ‌گاه حاضر نشده است با ستمکاران سازش نماید.
نهضت حسینی نه تنها در بیداری جهان اسلام نقش داشته است؛ بلکه بر بیداری بشریت و انقلابهای غیراسلامی جهان درگوشه و کنار دنیا تأثیرگذار بوده است.
«ماربین» آلمانی می‌گوید: «این سرباز رشید اسلام به مردم دنیا نشان داد که ظلم و بیدادگری و ستمگری پایدار نیست و بنای ستم هرچند ظاهراً عظیم و استوار باشد، در برابر حق و حقیقت چون پرِ کاهی بر باد خواهد رفت.»۱۵
«مهاتما گاندی» در جملة معروف خود می‌گوید: «من برای هند چیز تازه‌ای نیاورده‌ام، فقط نتیجه‌ای را که از مطالعات و تحقیقاتم دربارة تاریخ زندگی قهرمان کربلا به دست آورده‌ام، ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم، واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی علیهما السلام پیمود.»۱۶

«محمدعلی جناح» رهبر پاکستان می‌گوید: «هیچ نمونه‌ای از شجاعت بهتر از آن که امام حسین علیه السلام از لحاظ فداکاری و تهوّر نشان داد در عالم پیدا نمی‌شود. به عقیدة من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربانی کرد، پیروی نمایند.»۱۷

راز قضیه این است که قیام حسینی جامع الاطراف است، به این معنی که در درون این قیام و سخنان و خطبه های امام حسین علیه السلام و همراهان او، درسهای جاودانه‌ای برای تمامی آزادگان جهان ارائه شده است. درسهایی همانند مبارزه با ظلم و ظالم، زیر بار ذلّت نرفتن، امر به معروف و نهی از منکر و تصویری زیبا از عشق به مرگ در راه خدا ارائه نمودن. همچنین این انقلاب به خاطر ترکیب خاص یاران آن حضرت برای تمامی اقشار جامعه پیام دارد.
تن زیر بار ذلّت و ظلم و ستم نداد
تا حشر بهر حق‌طلبان فتح باب کرد

امام خمینی قدّس سرّه از آموزه‌های عاشورا به خوبی بهر ‌برداری نمود و انقلاب اسلامی عظیم ایران را به وجود آورد. ایشان از یک سو به نقش قیام امام حسین علیه السلام در احیای دین چنین اشاره می‌کنند که: «سید الشهداء نهضت عظیم عاشورا را برپا نمود و با فداکاری و خون خود و عزیزان خود اسلام و عدالت را نجات داد.»۱۸
و از طرف دیگر بر عنصر گریه و عزاداری و برپایی مجالس حسینی تأکید می‌ورزد که: «گریه کردن بر عزای امام حسین علیه السلام زنده نگه داشتن نهضت و زنده نگه داشتن همین معنی که یک جمعیت کمی در مقابل یک امپراطوری بزرگ ایستاد، دستور است.»۱۹
شیعه اشک از ماتم هر کس نریخت
گوهر دردانه پیش خس نریخت

رفته تنها زیر سقف آل عشق
چشمها را کرده وقف آل عشق

اشک شیعه هست لبریز از غرور
مثنوی می‌گوید از شور و شعور

و تأکید کرد که: «ما هر چه داریم، از این محرم و صفر است.»۲۰ مقام معظم رهبری حفظه الله نیز بر این امر تأکید دارند که: «امام حسین علیه السلام عظیم‌ترین مبارز و مجاهد تاریخ اسلام است.»۲۱

این اندیشه قیام حسینی از همان سالهای آغازین بعد از عاشورای ۶۱ ق، کم کم بر جهان اهل سنت اثر گذاشت و کتابهای فراوانی در این زمینه نوشته شد. به طوری که هم در منابع تاریخی همچون تاریخ الخلفاء، تاریخ الطبری و امثال آن اشاره شده است و هم کتابهای مستقلی در این رابطه نوشته شد، مثل: «ترجمۀ الامام الحسین من تاریخ دمشق» از ابن عساکر، «مقتل الحسین» از موفق احمد مکی خوارزمی، «مقتل الحسین» از امام طبرانی، «مقتل الحسین» از احمد بن اعثم کوفی، «مقتل الحسین» از بلاذری، «مقتل الحسین» محمد بن سعد، «مقاتل الطالبین» از ابو الفرج اصفهانی و امثال آن ...۲۲ بر اثر همین تأثیرهاست که سید قطب می‌گوید: «حسین بن علی علیهما السلام گرچه در ظاهر به شهادت رسید و در مقیاس سطحی‌نگران شکست خورد؛ ولی در برابر حقیقت و در مقیاسی بزرگ‌تر پیروز شد.» آنگاه می‌افزاید: «هیچ شهیدی در روی زمین یافت نمی‌شود که همانند حسین علیه السلام تمام وجود انسانها به خاطر محبت و علاقه به او به لرزه درآید و دلها برای او به طپش افتد و برای ایثار و فداکاری آماده شود. در این الگو گرفتن (از حسین علیه السلام ) شیعه و غیر شیعه از دیگر مسلمانان؛ بلکه بسیاری از غیر مسلمانان برابرند.»

در پایان می‌گوید: «چه بسیار شهیدانی که اگر هزار سال زنده می‌ماندند، نمی‌توانستند به اندازة شهادتشان عقیده و مکتب خود را یاری کنند و قدرت آن را نداشتند که این همه مفاهیم بزرگ انسانی را در دلها به یادگار بگذارند و هزاران انسان را با آخرین سخنانی که با خونشان می‌نویسند به کارهای بزرگ وادارند.»۲۳
این گونه سخنان آرام آرام بر جامعه اثر گذاشته، لذا می‌بینیم در مصر، احترام زیادی نسبت به اهل بیت علیهم السلام و خصوصاً امام حسین علیه السلام وجود دارد، و حتّی در ایّام ولادت امام حسین علیه السلام جشن می‌گیرند.

و در یک قرن گذشته نیز آثار بسیاری توسط اندیشمندان و نویسندگان اهل سنت درباره قیام عاشورا و اهداف آن نوشته‌اند و این افراد تلاش کرده‌اند تا درسهای قیام حسینی را به درون جوامع اسلامی بیاورند. به عنوان نمونه به این افراد می‌توان اشاره کرد: عباس محمد العقاد، نویسندة کتاب «حسین علیه السلام ابو الشهداء»، ابراهیم عبد القادرالمازنی و مؤلف کتاب «الحسین ثائرا» عبد الحرمن الشرماوی؛ و محمّد خالد، نویسنده «ابناء الرسول در کربلا» و امثال آن.
از آنچه گفته شد به خوبی می‌توان نتیجه گرفت که یکی از عوامل بیداری جامعه اسلامی، تکرار و مطرح شدن انقلاب حسینی در کربلاست، لذا در هر کشوری که مسئلة نهضت حسینی بیش تر مطرح است، سطح بیداری نیز بیش تر است.
شاهد دیگر حساسیت بیش از حدّی است که قدرتهای زمان نسبت به عزاداری و مجالس حسینی از خود نشان می‌دهند، و تلاش دارند که از هر طریقی که بتوانند آن را تخریب نمایند.۲۴


۳. مهدویت و انتظار:
در قرآن کریم می‌خوانیم: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛۲۵ «ما می‌خواهیم کسانی را که در زمین به استضعاف کشیده شده، نعمتی گرانسنگ عطا کنیم؛ آنان را پیشوایانی قرار دهیم [که از ایشان پیروی شود] و مواهبی را [که در اختیار فرعونیان بود] از آن ایشان کنیم.»
هر چند آمدن منجی و مصلح جهانی اختصاص به اسلام و حتی به ادیان الهی ندارد، و هر گروه و مسلک و دین و مذهبی به نوعی اعتقاد به منجی دارد؛ ولی «مهدویت» و انتظار به معنای پرکردن جهان از عدل و داد و جمع کردن بساط بی‌داد، به جهان اسلام اختصاص دارد.
اما در بین مذاهب اسلامی، نگاه تشیّع به مهدویت و فرهنگ انتظار ویژگیهایی دارد که زمینه را برای آگاهی بیش تر شیعیان و حضور مستمر در حوزة اجتماع و سیاست به معنای صحیح فراهم می‌کند.
اولین ویژگی، زنده بودن مهدی(عج) است. تمام ادیان الهی امروزه به نوعی مرده به حساب می‌آیند؛ چرا که با مرگ زردشت و موسی، مذهب و مکتب آنها نیز مرده و از صحنة اجتماع بشری کنار رفته است. و با به دار کشیده شدن مسیح (طبق نظر مسیحیان) مکتب مسیحیت به نوعی به مسلخ رفته است. در بین مکتبها، اسلام غیر شیعی نیز با از دست دادن رهبر خویش محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله حیات خود را از دست داده است؛ اما تنها مذهبی که زنده و بالنده مانده، مذهب تشیع است؛ چرا که امام زمان(عج) و منجی خویش را زنده می‌داند که در عالم هستی حضور دارد، هر چند ظهور ندارد.
امام علی علیه السلام فرمود: «هنگامی که امام غایب از نسل من از دیده‌ها پنهان شود و مردم با غیبت او از حدود شرع بیرون روند، و تودة مردم خیال کنند که حجّت خدا از بین رفته و امامت باطل شده است، سوگند به خدای علی علیه السلام در چنین روزی حجت خدا در میان آنها حضور دارد، در کوچه و بازار آنها گام برمی دارد و در خانه‌های آنها وارد می‌شود، و در شرق و غرب جهان به سیاحت می‌پردازد و گفتار مردم را می‌شنود، و بر اجتماعات آنها وارد می‌شود، و سلام می‌کند. او مردمان را می‌بیند؛ ولی مردم تا روز معین و وقت معین او را نمی‌بینند، تا منادی میان آسمان و زمین بانگ برآورده و ظهور او را اعلام کند.»۲۶
وقتی امام زنده باشد، امت و شیعیانش زنده، با تحرک، بیدار و آگاه خواهند بود.
استاد جعفر سبحانی در این باره می‌گوید: «وجود رهبر (زنده) مایة بقاء مکتب است. محاسبات عقلی و اجتماعی ثابت می‌کند که اعتقاد به وجود چنین امامی در طول مدت غیبت اثر عمیقی در اجتماع شیعه داشته است. هر گروهی برای رسیدن به اهداف خود به وجود رئیس و رهبر نیازمند است، و حتی اگر به عللی همچون محبوس شدن، مریضی یا تبعید، از پیروان خود دورافتاده باشد، باز هم اصل وجود او برای ادامة حیات آن گروه کافی خواهد بود؛ چون پیروان او به امید آن رهبر، کارها را ادامه می‌دهند.»۲۷
دوّمین ویژگی، نظارت بر اعمال شیعیان است:
دارد زمان آمدنت دیر می‌شود
دارد جوان سینه‌زنت پیر می‌شود

وقتی به نامة عملم خیره می‌شوی
اشک از دو دیده‌ات سرازیر می‌شود

تشیع اعتقاد دارد که حضرت مهدی(عج) بر اعمال و رفتار شیعیان نظارت دارد، از اعمال نیک آنها شاد و از اعمال ناشایست آنان ناراحت می‌شود و در گرفتاریها معین آنها می‌باشد. خود آن حضرت در توقیع شریف می نویسد: «إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْدَاءُ فَاتَّقُوا اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ ظَاهِرُونَا؛۲۸ ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نمی‌بریم که اگر جز این بود، گرفتاریها به شما روی می‌آورد و دشمنان، شما را ریشه‌کن می‌کردند. از خدای بلند و باشکوه بترسید و ما را پشتیبانی کنید.»
تصور این واقعیت که منجی و امام زنده است و بر اعمال و رفتار پیروان خود نظارت دارد، هم به انسان تحرّک و قوت می‌بخشد و هم شور و شعور؛ چرا که تلاش می‌کند حرکت ناخوشایندی از او سر نزند.
وقتی انسان مسلمان عقیده دارد که امامش زنده است و ناظر و حاضر بر اعمال اوست، طبعاً در مقابل او وظایفی دارد که می‌توان به اهم آن اشاره کرد:
الف) انتظار فرج
در شیعه زمان دقیق فرج و ظهور منجی مشخص نشده است؛ بلکه علایم کلّی آن بیان شده است و امکان دارد هر جمعه ظهور آن حضرت باشد، لذا شیعه همیشه حالت آماده باش دارد.
یکی از نویسندگان می‌گوید: «مسئلة ظهور و نوید حکومت مستضعفان و نیکوکاران، دستمایة بالقوة جنبشهای انقلابی در میان شیعه است.»۲۹
شهید محمد باقر صدر در این زمینه می‌گوید: «مهدویت، تبلور یک الهام فطری است که مردم از دریچة آن روز موعود را می‌بینند. مهدی(عج) تنها یک اندیشه نیست که ما در انتظار ولادت او باشیم و یک پیش‌گویی نیست که به امید مصداق آن نشسته باشیم؛ بلکه مهدی(عج) یک واقعیت خارجی و آماده باش است که ما منتظر عملیات او هستیم. تفکر "نفی هر نوع ظلم و ستم" اینک در شخص پیشوای منتظر ـ که به زودی ظهور خواهد کرد ـ تجسّم یافته است. شخصیتی که به همة قدرتها «نه» می‌گوید و تعهّدی نسبت به هیچ حاکم ستمگری ندارد.»۳۰

ب) خودسازی
انسانی که منتظر مصلح است، خود باید صالح باشد. شیعه تلاش دارد تا خود را به نحو احسن بسازد و آماده کند؛ زیرا یکی از آرمانهای او این است که از یاران حضرت مهدی(عج) باشد و این امر جز با تربیت نفس و تقواپیشگی امکان ندارد.
دل را ز بی‌خودی سرِ از خود رسیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سر داده‌ام فغان
بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است

شامم سیه‌تر است ز گیسوی سر کَشَت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است۳۱

ج) دیگرسازی
با توجه به رکن امر به معروف و نهی از منکر، شیعه نه تنها نسبت به خود مسئولیت دارد؛ بلکه نسبت به ساختن و آماده کردن سایر انسانها نیز مسئول است.
استاد مطهری رحمه الله درباره انتظار سازنده می‌گوید: «در روایات اسلامی، سخن از گروهی زبده است که به محض ظهور امام(عج) به آن حضرت می‌پیوندند. بدیهی است که این گروه ناگهان خلق نمی‌شوند و به قول معروف از پای بوته هیزم سبز نمی‌شوند؛ بلکه معلوم می‌شود در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد، زمینه‌هایی عالی وجود دارد که چنین گروه زبده ای را پرورش می‌دهد. این خود می‌رساند که نه تنها حق و حقیقت به صفر نرسیده است؛ بلکه فرضاً اهل حق از کمیّت قابل توجه نباشد، از نظر کیفیّت ارزنده‌ترین اهل ایمان‌اند و در ردیف یاران سید الشهداء علیه السلام .»۳۲
در نتیجه باید گفت: اعتقاد به مهدویت با ویژگیهایی که در عالم تشیّع دارد، همیشه شیعه را بیدار، آگاه، در صحنه و در حال آماده باش نگه می‌دارد، و همین امر باعث می‌شود که در جهان تسنن نیز آرام آرام این فکر زنده شود و به آن ریشه‌هایی که در متن کتابهای آنها نیز موجود است به صورت زنده و حاضر در متن جامعه اعتقاد یابند.
مقدسی شافعی می‌گوید: «فساد زمان ومشکلات و گرفتاری مردم و مأیوس شدن آنان از اصلاح اوضاع و وجود کینه‌ها بین آنان و کمی برکات، تا قیامت استمرار ندارد و از بین رفتن مشکلات با ظهور و خروج مهدی حاصل می‌گردد.»۳۳
یقیناً اگر این فکر در بین اهل سنّت زنده شود، در بین آنها تحرک بیش تری بوجود آمده، انقلابهای آنان از دوام، استحکام و هدفمندی بهتری برخوردار خواهد شد.
در احادیث اهل سنت نیز تصویر زیبایی از زندگی در دوران ظهور حضرت مهدی(عج) ارائه شده است که اگر در متن اجتماع نهادینه شود، باعث بیداری عمیق و تلاش پی‌گیر برای مبارزه با ظلم و ستم و تحقق آرمان شهر دوران ظهور خواهد شد.
از جمله: «ابن ابی شیبه از رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین روایت کرده است: «یَکُونُ فِی اُمَّتِی المَهدِیُّ... تَعِیشُ اُمَّتِی فِی زَمَانِهِ عَیشَاً لَم تَعِشهُ قَبلَ ذَلکَ؛ در میان امت من مهدی(عج) خواهد بود... امت من در آن زمان زندگی‌ای خواهد داشت که قبل از آن چنان زندگی (عالی) را تجربه نکرده است.»۳۴
«احمد بن حنبل از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «اُبشِّرُکُم بِالمَهدِیِّ... وَ یَملَأُ اللهُ قُلُوبَ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ غنیً...؛ شما را به آمدن و قیام حضرت مهدی بشارت می‌دهم که [در آن زمان خداوند] دلهای امت محمد را پر از بی‌نیازی خواهد کرد.»۳۵
یکی از اساسی‌ترین مشکلات جوامع سنّی مذهب ـ علاوه بر انحراف از معنای صحیح و مصداق واقعی امامت ـ این است که مفهوم مهدویت بین آنها درست تبیین و نهادینه نشده است. اگر مهدویت آنچنان که در جوامع شیعی نهادینه و بیان شده است، در جوامع اهل سنت نیز بیان می‌شد، خود آنها و انقلابهایشان امید و روح تازه ای می‌گرفتند.
و بسیار ضروری است که در جلسات تقریب و سمینارهای جهان اسلام در این باب گفتگوی جدّی‌ای باز شود، تا بیداری اسلامی جان تازه و دوباره بگیرد و انقلابها بعد از این همه تلفات همچون انقلاب مردم لیبی بی‌هدف و گنگ نماند، و همچون انقلاب مردم تونس در باتلاق روشن‌فکران غرب‌زده فرو نرود.

فهرست منابع
الفرّاء، محمد بن الحسین، الاحکام السلطانیه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۶ ق، اوّل.
مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، سازمان تبلیغات اسلامی، نشر بین الملل، سوّم، ۱۳۷۸ش.
مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسۀ الوفاء، ۱۴۰۴ق.
علیزاده موسوی، سید مهدی، بیداری اسلامی، حوزة نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، دوّم، ۱۳۹۰ش.
هاشمی نژاد، عبدالکریم، درسی که حسین به انسانها آموخت، انتشارات آستان قدس رضوی، دوّم، ۱۳۸۳ش.
عنایت، حمید، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمة بهاء الدین خرّمشاهی، تهران، خوارزمی، ۱۳۷۲ش.
مظفر، محمدرضا، بدایة المعارف، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، بی تا.
تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح المقاصد، مطبعة الحاج محرّم افندی، بی جا، ۱۳۰۵ق.
خنجی، فضل الله، سلوک الملوک، خوارزمی، تهران، ۱۳۶۲ش.
موسوی الخمینی، سید روح الله، صحیفه نور، مؤسسه نشر اسلامی، قم، چاپ اول.
زحلی، وهبۀ، الفقه الاسلامی، دارالفکر، سوریه، ۱۹۸۹م.
قطب، سید محمد، فی ظلال القرآن، دار احیاء التراث، بیروت، پنجم، ۱۳۸۶ق.
سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، بی تا،
مقدسی شافعی، عقد الدرر، انتشارات مسجد جمکران، قم، چاپ اوّل، ۱۴۱۶ق.
محمد عبد الرحیم الانبار، نحو الثورة الاسلامیّه، مطبعة آبرین، قاهره، ۱۹۷۹م.
قدّامه، عبدالله، المغنی فی شرح مختصر الخرقی، دار الکتب العربی، بیروت، چاپ اوّل، ۱۹۷۲م.
قرشی، سید علی اکبر، مرد مافوق انسانها، انتشارات دار التبلیغ اسلامی، قم، بی تا.
صدر الدین، سید صدر، المهدی، اسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۴ش.
احمد حنبل، مسند، دار الفکر، بیروت، ۱۹۸۳م.
ابن ابی شیبه، الکتاب المصنف، دار الکتب العلمیّه، بیروت، بی تا.


--------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
۱) شروع خیزش اسلامی را می‌توان از ۲۶ آذر ۱۳۸۹ (دسامبر ۲۰۱۰ م) در تونس دانست.
۲) صحیفه نور، امام خمینی قدّس سرّه ، پیام برائت از مشرکان، ج ۲۰، ص ۱۱۸.
۳) همان، ج ۱۷، ص ۲۴۰.
۴) بیداری اسلامی، سید مهدی علیزاده موسوی، ص ۸۰.
۵) همان، ص ۸۱.
۶) همان، ص ۷۰.
۷) نحو الثوره الاسلامیه، محمد عبد الرحیم الانبار، ص ۱۰۲.
۸) آموزش عقاید، استاد مصباح یزدی، ص ۳۰۴.
۹) الاحکام السلطانیه، محمد بن الحسین الفرّاء، ص ۲۰.
۱۰) سلوک الملوک، فضل الله خنجی، ص ۸۲.
۱۱) ر. ک: الفقه الاسلامی و ادلته، وهبه زحیلی، ص ۶۸۳؛ المغنی فی شرح مختصر الخرقی، عبد الله قدّامه، ج ۱۰، ص ۵۳؛ شرح المقاصد، مسعود بن عمر التفتازانی، ص ۲۷۱.
۱۲) بیداری اسلامی، سید مهدی علیزاده موسوی، ص ۸۶.
۱۳) مشرق نیوز، ۲۱ آذر، ۱۳۹۰، با عنوان «زلزلة فقهی الازهر در کاخ آل سعود».
۱۴) بیداری اسلامی، سید مهدی علیزاده موسوی، ص ۸۲، پاورقی.
۱۵) درسی که حسین علیه السلام به انسانها آموخت، عبدالکریم هاشمی نژاد، ص ۲۸۴.
۱۶) مجله الغرّی، النجف الاشرف، ربیع الاوّل، ۱۳۸۱؛ مجله نور دانش، شماره ۳.
۱۷) مرد مافوق انسانها، سید علی اکبر قرشی، ص ۲۸۶.
۱۸) محرم و عاشورا در کلام امام خمینیی، سایت مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی:‌
www.imam.khomein-isf.com
۱۹) همان.
۲۰) همان.
۲۱) بیانات مقام معظم رهبری حفظه الله در دیدار مردم، ۱۰/۴/۱۳۷۱.
۲۲) ر. ک: تأملی در نهضت عاشورا، رسول جعفریان، صص ۱۳ـ ۳۵.
۲۳) فی ظلال القرآن، سید محمد قطب، صص ۱۸۹ـ ۱۹۰.
۲۴) در سالهای اخیر نقشه‌های سازمان سیای آمریکا و صهیونیستها را بارها در رسانه‌ها دیده و شنیده‌ایم که از راههایی تلاش دارند این نهضت عظیم را خنثی و بی‌اثر نمایند.
۲۵) قصص/ ۵.
۲۶) «إِذَا غَابَ الْمُتَغَیِّبُ مِنْ وُلْدِی عَنْ عُیُونِ النَّاسِ وَ مَاجَ النَّاسُ بِفَقْدِهِ ... وَ أَجْمَعُوا عَلَى أَنَّ الْحُجَّةَ ذَاهِبَةٌ وَ الْإِمَامَةَ بَاطِلَةٌ ... فَوَ رَبِّ عَلِیٍّ إِنَّ حُجَّتَهَا عَلَیْهَا قَائِمَةٌ مَاشِیَةٌ فِی طُرُقِهَا دَاخِلَةٌ فِی دُورِهَا وَ قُصُورِهَا جَوَّالَةٌ فِی شَرْقِ هَذِهِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا تَسْمَعُ الْکَلَامَ وَ تُسَلِّمَ عَلَى الْجَمَاعَةِ تَرَى وَ لَا تُرَى إِلَى الْوَقْتِ وَ الْوَعْدِ وَ نِدَاءِ الْمُنَادِی مِنَ السَّمَاءِ». یوم الخلاص، کامل سلیمان، ص ۱۳۹.
۲۷) فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ج ۲، ص ۴۶۷.
۲۸) بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، ج ۵۳، ص ۱۷۴، باب ۳۱.
۲۹) اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، حمید عنایت، ترجمة بهاء الدین خرّمشاهی، ص ۵۲.
۳۰) نشریه موعود، ش ۱۸، ص ۳۶؛ بیداری اسلامی، سید مهدی علیزاده موسوی، ص ۹۳.
۳۱) مقام معظم رهبری حفظه الله .
۳۲) قیام و انقلاب مهدی، مرتضی مطهری رحمه الله ، ص ۵۴.
۳۳) مقدسی شافعی، عقد الدرر فی اخبار المنتظر، مقدمه کتاب.
۳۴) الکتاب المصنف، ابن ابی شیبه، ص ۵۱۲، ص ۷، حدیث ۱۹۴۸۴.
۳۵) مسند احمد حنبل، ج ۳، ص ۳۷.
منبع:

حسین تربتی، نقش شیعه در بیداری اسلامی
مرجع : پرسمان
کد مطلب : ۸۰۵۹۸۵
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

پیشنهاد ما