۰
شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۰۶

نگاهی به توافقنامه "سایکس-پیکو" و طرح مجدد آن در غرب آسیا

نگاهی به توافقنامه "سایکس-پیکو" و طرح مجدد آن در غرب آسیا
بعد از جنگ جهانی اول، حاکمیت چهار قرنی امپراتوری عثمانی به پایان رسید و بر اساس توافقی که به توافق سایکس پیکو موسوم شد، ترکیه در جهان عربی به نفع کشورهای برنده این جنگ تقسیم شد، به این ترتیب جغرافیای تازه ای با حضور مجموعه ای از کشورها ایجاد شد که عمر هر کدام از آنها هنوز هم به صد سال نرسیده است.

دولت‏ های انگلیس و فرانسه، نمايندگان خود با نام‏ های "سِر مارك سايكس" و "فرانسوا پيكو" را مامور این طرح کردند.

به این ترتیب کشورهای استعماری اروپایی موفق شدند به نام نمایندگی خود تعیین سرنوشت کشورهای جدید و ملت های آنها را بر اساس نقشه های برنامه ریزی شده خود در دست بگیرند و با ایجاد درگیری های مرزی و مذهبی و دینی و قبیله ای از این اهرم ها در مناسبات آینده برای تامین منافع خود در این کشورها استفاده کنند.

امضای پيمان استعماری معروف به قرارداد سايكس - پيكو پس از جنگ جهانی اول شرايط سياسی منطقه را براي تفكيك اراضی خاورميانه و تجزيه مستملكات آسيايى امپراتوری عثمانی فراهم آورد.
 
 
به موجب اين قرارداد كه نوعی تبانی استعماری و توسعه طلبانه متفقين به شمار مي‏ رفت، دولت‏ های انگليس، فرانسه و روسيه، كشورهای عربی را كه جزو قلمرو عثمانی بودند، ميان خود تقسيم كردند. به اين ترتيب، عراق و اردن، تحت كنترل انگليس و سوريه و لبنان زير سلطه فرانسه درآمدند. هم‏چنين بخش‏ های شمالی عراق و شرق تركيه در محدوده‌‏ای به وسعت 50 هزار مايل مربع به روسيه واگذار شد.

علاوه بر این، خاك عراق و فلسطين به خصوص از آن جهت كه در مسير راه زمينی انگليسيی ها به مستعمرات آنان در هندوستان واقع شده بود و تماس آنان را با نيروها و پايگاه‏ هايشان در خليج فارس و نواحی جنوبی ايران تسهيل مي‏ كرد، ارزش سوق الجيشی و استراتژيكی فراوانی برای بريتانيا داشت.


فرانسه و انگليس در پی تقسيمات پيمان سايكس-پيكو با يك‏ديگر توافق كردند تا متصرفات خاورميانه ‏ای خويش را به اميرنشين ‏های متعدد تبديل نمايند و در هر اميرنشين، احساسات قومی، نژادی، زبانی و مذهبی را عليه دولت عثمانی برانگيزند تا راه شكست نهايی عثمانی از درون هموارتر گردد.

تجزیه فلسطین و تاسیس دولت جعلی اسرائیل
جنگ جهانی اول همچنین با صدور بیانیه بالفور در سال 1917 به پایان رسید، این بیانیه خواستار تشکیل دولت یهودی در فلسطین شد و موضوع استعمار مستقیم این منطقه با صدور قطعنامه سازمان ملل در سال 1947 مبنی بر تقسیم فلسطین به دو دولت یهودی و عربی به پایان رسید، به این ترتیب دولت یهودی با تمامی حمایت ها و تاییدها از سوی اروپا و آمریکا در سال 1948 ایجاد شد، اما دولت فلسطینی و عربی هنوز هم به صورت کامل به وجود نیامده است.

تجزیه موفق فلسطین مقدمه ای برای تجزیه جهان عرب
پایگاه خبری الانتقاد تاکید کرد که تقسیم فلسطین برای غرب تجربه موفقی بود که آن را با تمامی تابعیت های موجود انجام داده و توانمندی های عرب ها در مقابله با این توطئه ها را آزموده و به این نتیجه رسید که این توانایی ها بسیار شکننده هستند، به این ترتیب قابلیت های زیادی برای تجزیه کشورهای دیگر عربی به وجود آمد و فرصت موفقیت این طرح ها در جاهای دیگر نیز بسیار زیاد می نمود، مانند یمن که به دو دولت شمالی و جنوبی تقسیم شد، البته این تقسیم بندی دو دهه پیش به پایان رسید و یمن به صورت متحد درآمد.

مفاد توافقنامه‌‌ سایکس- پیکو

ماده یک:

فرانسه و انگلیس اعلام آمادگی می‌کنند که هر کشور عربی مستقل یا ائتلاف عربی را که تحت حاکمیت یک رئیس عربی در دو منطقه (الف) یعنی داخل سوریه و (ب) یعنی داخل عراق باشد، حمایت کرده و آن را به رسمیت می‌شناسند.

بر این اساس دو کشور اعلام می‌کنند که منطقه الف از آن فرانسه و منطقه ب از آن انگلیس خواهد بود و بر این اساس انگلیس و فرانسه دارای اولویت در اجرای طرح‌ها و دادن وام‌ و قروض به این کشورها بوده و فرانسه در منطقه الف و انگلیس در منطقه ب حق تقدم را در ارائه مشاوران و کارمندان خارجی به درخواست دولت‌های عربی یا ائتلافی از دولت‌های عربی حاکم بر این کشورها دارا می‌باشند.

ماده دو:

به فرانسه در منطقه الزرقاء، بخش ساحلی سوریه و انگلیس در منطقه الحمراء، بخش ساحلی از بغداد گرفته تا خلیج فارس اجازه تاسیس هر نوع حکومتی که صلاح بدانند بصورت مستقیم یا غیر مستقیم یا به صورت توافقی داده می‌شود.

ماده سه:

دولتی بین المللی در منطقه السمراء (فلسطین) تشکیل می‌شود که شکل و ماهیت این حکومت پس از مشورت با روسیه و توافق با مابقی متحدان و نمایندگان شریف در مکه مشخص خواهد شد.

ماده چهار:

مناطقی که انگلیس بر آنها دست یافت:

1- بندر حیفا و عکا

2- مقداری از آب رود دجله و فرات به منطقه الف و مقداری به منطقه ب خواهد ریخت و دولت انگلیس متعهد می‌شود که برای چشم پوشی از قبرس با دولت دیگری وارد مذاکره نشود، مگر پس از جلب موافقت فرانسه.

ماده پنج:

اسکندورنه بندری آزاد برای تجارت انگلیس بوده و اجازه انجام معاملات و داد و ستدهای دیگر در این بندر وجود نداشته و اجازه رد تسهیلات دریانوردی و ورود کالاهای انگلیسی به این بندر وجود ندارد و آزادی نقل و انتقال کالاهای انگلیسی از طریق اسکندرونه و خط آهن موجود در منطقه الزرقاء به داخل منطقه الحمراء یا دو منطقه الف و ب و خروج از آن داده می‌شود و اجازه انجام هیچ‌گونه معامله‌ای چه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بر هیچ یک از خطوط آهن منطقه یا بندری از بنادر آن وجود ندارد.

در مقابل حیفا بندری آزاد برای تجارت فرانسه و مستعمرات و کشورهای تحت الحمایه آن است و تمام تسهیلات بندری و نقل و انتقال کالاهای فرانسوی در این بندر در اختیار فرانسه خواهد بود و نقل و انتقال کالاها از راه حیفا و خط آهن انگلیسی منطقه السمراء مجاز است، حال چه این کالاها از منطقه الزرقاء یا الحمراء یا منطقه الف یا ب صادر یا به آن وارد شده باشند و کشتی‌های فرانسوی مجاز هستند در تمام این بنادر رفت و آمد داشته یا کالاهای خود را بارگیری و تخلیه کنند.
 
 
ماده شش:

خط آهن بغداد در منطقه الف تا موصل در جنوب و در منطقه ب تا سامرا در شمال کشیده نخواهد شد، مگر این‌که پیش از آن خط آهنی که بغداد را به حلب در دشت فرات وصل کند، کشیده شود و این خط آهن با کمک دو کشور انگلیس و فرانسه کشیده خواهد شد.

ماده هفت:

انگلیس اجازه دارد، خط آهنی را ایجاد و اداره کند که حیفا را به منطقه ب متصل می‌کند و تنها مالک و صاحب آن است و توسط این خط آهن اجازه نقل و انتقال دائمی سربازان و نیروهای نظامی خود به هر منطقه را دارد.

دو کشور انگلیس و فرانسه باید بدانند که این خط آهن باید ارتباط حیفا با بغداد را فراهم کند و اگر در این میان امکان احداث چنین خط آهنی به دلایل فنی و مادی در منطقه السمراء برای انگلیس وجود ندارد، دولت فرانسه آماده است از راه‌های در اختیار خود برای استفاده انگلیس جهت دستیابی به منطقه ب را بدهد.

ماده هشت:

توافق‌های صورت گرفته برسر گمرکات ترکیه تا بیست سال در تمام مناطق الزرقاء و الحمراء و دو منطقه الف و ب قابل اجراست و هزینه گمرکات افزوده نخواهد شد و جز با توافق دو کشور گمرک یا منطقه‌ای تجاری در مناطق فوق الذکر تاسیس نخواهد شد.

ماده نه:

از جمله موارد مورد توافق این‌که دولت فرانسه هیچ مذاکره یا گفتگویی در هیچ زمان و مکانی برای چشم پوشی از حق و حقوقش در منطقه الرزقاء با هیچ طرفی مگر کشور یا ائتلافی عربی انجام ندهد، مگر آن‌که در این‌باره پیش از این توافقاتی با انگلیس درباره آن حاصل شده باشد و این موضوع درباره منطقه الحمراء نیز منطبق است که تحت حاکمیت انگلیس قرار دارد.

ماده ده:

دو کشور انگلیس و فرانسه به عنوان حامی کشورهای عربی به توافق می‌رسند که به کشور سومی اجازه تملک هیچ گوشه‌ای از جهان عرب یا ایجاد پایگاه دریایی در الجزایر بر سواحل دریای مدیترانه را ندهند.

ماده یازده:

مذاکرات و گفت‌وگوها به نام دو کشور فرانسه و انگلیس با اعراب و به شیوه سابق برای تعیین مرزهای کشورهای عربی ادامه می‌یابد.

ماده دوازده:

به غیر از موارد فوق الذکر دو کشور انگلیس و فرانسه بر انتقال هرگونه سلاح به کشورهای عربی نظارت خواهند داشت.

روسیه تزاری هم که در جریان جنگ جهانی اول سقوط کرده و امپراتوری تزار از بین رفته بود، از این موافقتنامه سهم داشت. بر اساس آن استان‌های شمالی و شرقی عثمانی به روسیه داده شد که در آن زمان اتحاد جماهیر شوری شده بود.

در واقع بیشترین آسیب را کشورهای اسلامی و مردم آن دیدند و بیشترین بهره را هم اروپایی ها بردند.
 
تجزیه عثمانی تبعات بسیاری برای جهان اسلام داشت. مهمترین آن زمینه سازی برای تشکیل دولت جعلی اسرائیل در سرزمین فلسطین بود.

جنگ جهانی اول با صدور بیانیه بالفور به پایان رسید، این بیانیه خواستار تشکیل دولت یهودی در فلسطین شد و موضوع استعمار مستقیم این منطقه با صدور قطعنامه سازمان ملل در سال 1947 مبنی بر تقسیم فلسطین به دو دولت یهودی و عربی به پایان رسید، به این ترتیب دولت یهودی با حمایت ها و تاییدها از سوی اروپا و آمریکا در سال 1948 ایجاد شد، اما دولت فلسطینی و عربی هنوز هم تشکیل نشده است.

بیانیه بالفور نامه‌ای تاریخی بود که در ۲ نوامبر ۱۹۱۷ میلادی، از سوی آرتور جیمز بالفور، وزیر خارجه وقت بریتانیا، خطاب به والتر روتشیلد، سیاست‌مدار یهودی‌تبار و عضو مجلس عوام این کشور نوشته شد و در آن از «موضع مثبت»دولت بریتانیا برای «ایجاد خانه ملی برای یهودیان در سرزمین فلسطین» خبر داد. بیانیه بالفور، سرآغاز تلاش  برای تاسیس کشور جعلی اسرائیل بشمار می‌رود.

پس از گذشت نزدیک به 100 سال از تجزیه کشورهای مسلمان عربی منطقه در جریان موافقتنامه سایکس پیکو، اکنون طرح مشابهی سال هاست با نام های تازه ای همچون خاورمیانه جدید از سوی آمریکایی ها با همراهی کشورهای اروپایی و رژیم صهیونیستی دنبال می شود.

برنامه های زیادی برای اجرای این سیاست در خاورمیانه اجرا شد اما یکی از موانع بزرگی که باعث شد روند تجزیه منطقه به تعویق بیفتد، انقلاب اسلامی ایران بود.

اکنون هم جنگ ها و بحران هایی که در منطقه شکل گرفته برای آن است تا روند تجزیه سرعت گیرد. غربی ها یکبار تجربه موفق تجزیه منطقه را در کارنامه خود دارند در آن زمان کسی مقابل این اقدام مقاومت نکرد.

تاریخ مصرف سایکس پیکو پایان نیافته بلکه شکل اجرایی آن تغییر کرده و نام دیگری بر خود گذاشته است.

موانعی هم بر سر راه سناریوی تجزیه منطقه وجود دارد. همانطور که نوشته شد مهمترین آن جمهوری اسلامی ایران است. ایران با درک بالای سیاسی خود از خطرات چنین اتفاقی به خوبی آگاهی دارد به همین خاطر توانسته است راه اقدام به تجزیه کشورهای منطقه را ببندد و سرعت آن را بگیرد.

انقلاب و خیزش های اسلامی که در غرب آسیا اتفاق افتاد یکی دیگر از عواملی بود که نگذاشت سناریوی آمریکا برای تجزیه منطقه پیاده شود. این خیزش های اسلامی که اکنون هم جریان دارد با دخالت های مستقیم و غیر مستقیم آمریکا و عوامل آن در منطقه با سرکوب روبرو شد اما از تب و تاب نیفتاد. به واسطه همین خیزش های اسلامی چند دیکتاتور وابسته به آمریکا در منطقه سرنگون شدند.

حمایت ایران از دولت و ملت سوریه، همچنین دفاع از مردم و دولت عراق باعث شد تا علاوه بر ایجاد یک چالش جدی برای اهداف آمریکایی ها در منطقه، از سقوط دولت های مردمی این کشورها که خواسته جدی آمریکاست، جلوگیری کند و شکست دیگری را برای ایالات متحده رقم بزند.

مردم بحرین همچنان به انقلاب خود ادامه می دهند و در یمن نیز مردم و انقلابیون این کشور جنگ مقدس خود را مقابل متجاوزین با انگیزه بیشتری پیش می برند. آمریکایی ها با همراهی برخی سران مرتجع منطقه و البته اسرائیل، اکنون سیاستی را در پیش گرفته اند تا بتوانند با ایجاد تفرقه درون کشورهای هدف، آنها را از درون فروبپاشند.

ایجاد اختلافات درونی و بیرونی، ابزاری برای رسیدن آمریکا به اهدافش در منطقه است. یکی از کشورهای هدف، ایران است. اما جمهوری اسلامی ایران، با وجود مردمی آگاه و رهبری با تدبیر در دام آمریکایی ها نمی افتد.
مرجع : خبرگزاری میزان
کد مطلب : ۸۴۴۷۲۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

منتخب
پیشنهاد ما