۰
دوشنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۱۱

نه مزیت ایران در توافق با چین/ فرصت مهم ایران در فضای تقابل چین و آمریکا

نه مزیت ایران در توافق با چین/ فرصت مهم ایران در فضای تقابل چین و آمریکا
 امضای «سند همکاری 25 ساله ایران و چین» اتفاقی بود که در هفته دوم تعطیلات نوروز سال 1400 همزمان با پنجاهمین سالگرد ایجاد روابط دیپلماتیک ایران و چین روی داد.

از آن جایی که ملت ایران خاطره خوشی از بعضی قراردادها و توافق های صورت گرفته در تاریخ کشور ندارد، برخی نسبت به این همکاری بدبین هستند و از واگذاری منطقه ای یا انحصاری بودن یا هرگونه بهره برداری خاص در این سند سخن می گویند؛ یا فکر می کنند با امضای این سند، برای کنار گذاشتن غرب، در دامن شرق افتاده ایم.

اما چه حقیقت هایی در ورای این همکاری ست که واشنگتن را سخت برآشفته است؟ بطوری که رئیس جمهور آمریکا در پاسخ به سوال یک خبرنگار که پرسید: «آیا نگران مشارکت ایران و چین هستید؟»، گفت: «یک سال است که نگران آن هستم.»

آیا تنها ایران به این همکاری نیازمند است یا می توان آن را یک توافق دوجانبه برد- برد با پکن دانست.

بی شک، هیچ کشوری وارد هیچ معامله یا قراردادی نمی شود که برایش منفعتی در پی نداشته باشد و تهران و پکن از این قائده مستثنی نیستند. اما منافع دو کشور از این همکاری چیست؟ و آیا این منافع، صرفا اقتصادی است؟

1) خنثی شدن تلاش‌های آمریکا برای منزوی کردن ایران و چین
بنا بر اذعان نشریه وال استریت ژورنال، با امضای این سند همکاری، تهران و پکن، تلاش‌های آمریکا برای منزوی کردن این دو کشور را خنثی کردند.

«این توافق، همکاری‌های بین تهران و پکن را در زمانی که ایران به دنبال راه‌هایی برای تقویت اقتصاد خود در پی تحریم‌هاست، تعمیق می‌کند.»

این روزنامه آمریکایی امضای سند راهبردی بین ایران و چین را چالشی برای دولت جدید آمریکا می داند و در این باره نوشت تعامل نزدیک‌تر تهران و پکن، می‌تواند به تقویت اقتصاد این کشور در برابر تحریم‌های آمریکا کمک کند.

2) فروپاشی تدریجی تحریم ها
نه تنها ایران راه های دور زدن تحریم ها را یافته است، بلکه آنچه بیش از گذشته در مناسبات بین المللی دیده می شود، ضعیف تر شدن روز به روز رژیم تحریم هاست. روزنامه‌های آمریکایی می‌گویند پیش از خروج یک جانبه آمریکا از توافق هسته ای، کشورهای بیشتری از تحریم های علیه ایران حمایت می کردند تا اکنون.

واشنگتن تایمز با اشاره به اینکه نشانه‌های واضحی از فروپاشی تحریم‌ها وجود دارد، نوشت: چین اکنون آشکارا تحریم‌ها را به بازی گرفته و تهران نیز این جسارت را دارد تا خواسته بایدن برای اینکه نخست ایران به تعهدات توافق هسته‌ای بازگردد را نادیده بگیرد.

کشورها مدتهاست که تحریم های «ثانویه» آمریکا علیه نهادهایی که با ایران تجارت می‌کنند را تحمل می کنند. عملا پس از خروج
ترامپ از توافق هسته ای، دلیلی برای تحمل تبعات تحریم هایی که واشنگتن هر روز علیه ایران وضع می کرد وجود نداشت و این موضوع حمایت جهانی از تحریم ها را روز به روز کمتر کرد.

3) چشم بستن آمریکا بر روی نقض تحریم‌های ایران از سوی چین
چین نه تنها در حال کنار زدن آمریکا به عنوان قطب بزرگ اقتصادی جهان است بلکه به لحاظ توان نظامی نیز جایگاه ویژه ای در جهان پیدا کرده است.

این نکته از زمان ریاست جمهوری اوباما برای واشنگتن روشن شد بطوریکه «جو بایدن» رئیس‌جمهور کنونی آمریکا که در آن زمان، معاون وقت اوباما بود در جمع دانشجویان افسری دانشگاه «وست پوینت» گفت: چین مهم ترین کشوری است که داشتن رابطه با آن برای آمریکا بسیار مهم است.

این رابطه آن قدر برای آمریکا مهم است که واشنگتن را بر آن داشته تا چشم بر روی سرپیچی های پکن از تحریم های نفتی ایران ببندد.

هرچند اخیرا دولت بایدن نسبت به توافق ایران و چین واکنش نشان داده و سخنگوی کاخ سفید در کنفرانس خبری در واکنش به این سند همکاری راهبردی 25 ساله گفته است: «امکان اعمال تحریم پس از شراکت میان چین و ایران را بررسی خواهیم کرد.»

اما شاید دولت بایدن فکر می کند که چین به آنها برای ترغیب ایران به بازگشت به تعهداتش کمک می‌کند، چیزی که بعید به نظر می رسد.

برخی بر این باورند که واشنگتن قدرت نفوذ خود در قبال چین را از دست داده یا بر روی رویکرد کلی پکن در قبال غرب آسیا و ایران بد حساب کرده است.

وبگاه آمریکایی بلومبرگ نیز اتحاد تهران و پکن را چالشی برای دولت بایدن می داند و در این باره نوشت تعامل نزدیک‌تر ایران و چین منجر به تقویت تهران در برابر تحریم‌های آمریکا می شود و همزمان سیگنال واضحی به دولت بایدن درباره تفکرات تهران می دهد.

این نخستین باری است که ایران با یک قدرت جهانی، چنین توافق بلندمدتی امضا می‌کند.
پایگاه صهیونیستی تایمز آو اسرائیل در این بار نوشت هرچند این توافق، توافقی بیشتر اقتصادی است اما می‌تواند اهرم فشار آمریکا علیه ایران را قبل از مذاکرات مورد انتظار تضعیف کند و از نفوذ آمریکا در غرب آسیا بکاهد.

4) فرصت مهم ایران در فضای تقابل آمریکا و چین
برخلاف تصور عمومی، تقابل آمریکا با چین از زمان ترامپ شروع نشده و اوباما در پایان دولت اول خود پایه این تقابل را گذاشته است و در دوره بایدن نیز ادامه خواهد یافت.

اما در دوره ترامپ با جنگ تعرفه ایی که واشنگتن شروع کننده آن بود، شکل بیرونی و آشکار به خود گرفت. تعرفه هایی که بر کالاهای وارداتی از چین وضع شد، تا تراز بازرگانی چین با آمریکا به سود واشنگتن کاهش یابد اما نه تنها این موضوع حل نشد بلکه علی رغم بارها مذاکره تعرفه
ها نیز حذف نشد و دولت بایدن نیز اخیرا اعلام کرده است تصمیمی برای لغو آن تعرفه ها ندارد.

5) نقش ایران در تامین امنیت انرژی برای سریع‌ترین رشد اقتصادی جهان
پس از انقلاب تولید نفت و گاز از منابع غیرمتعارف، موسوم به «نفت و گاز شیل»، آمریکا وابستگی خود به منابع انرژی غرب آسیا را کاهش داده است. همچنین واشنگتن با استفاده از تحریم های نفتی ایران و تهدید کشورها به تحریم های ثانویه که مانع از خرید نفت ایران می شود و خلا وجود نفت این کشور، توانسته جایگاهی برای نفت خود در بازارهای صادراتی ایجاد کند.

اما در مقابل، وابستگی پکن برای یافتن منابع مورد اطمینان انرژی برای بخش تولید پر رونق خود، روز به روز در حال افزایش است. چین، در ژانویه سال 2021 نزدیک به 11 میلیون بشکه نفت وارد کرده که نیمی از آن، نفت کشورهای تولیدکننده غرب آسیا بوده است.

برای چین که بزرگترین وارد کننده نفت در جهان است، این توافق می‌تواند به معنای تامین پایدار نفت طی 25 سال آینده باشد و از سوی دیگر نیز انتظار می رود تا سرمایه گذاری این کشور در بخش‌های بانکی، ارتباطات، بنادر و راه‌آهن ایران نیز تسهیل شود.

از این رو، چین می تواند به ایران با ذخایر بزرگ نفتی به یکی از گزینه های مهم برای متنوع سازی واردات نفتش بنگرد. متنوع سازی منابع تامین انرژی، برای هر واردکننده نفت حائز اهمیت است و جایگاه خاصی در امنیت انرژی آن کشور دارد.
بر اساس آمار موسسه ریفینیتیو ایکون، در 19 روز نخست ماه مارس، 650 هزار بشکه در روز نفت ایران در چین تخلیه شده است و این رقم تا پایان ماه مارس به نزدیک یک میلیون بشکه در روز می رسد. این حجم، تقریبا نیمی از حجمی است که عربستان در دو ماه نخست امسال به چین صادر کرد.

شرکت کپلر نیز برآورد کرده است، چین به طور متوسط در ماه مارس از ایران 918 هزار بشکه در روز نفت خواهد خرید که بنا بر اعلام وال استریت ژورنال، این رقم، بالاترین میزان از زمان اعمال تحریم ها علیه ایران در دولت ترامپ در دو سال گذشته است.

6) تغییر چشم انداز راهبردی منطقه
از طرفی، قلدری های آمریکا منجر به همکاری دو جانبه و چند جانبه بیشتری میان ایران و کشورهای منطقه شده و خواهد شد و حتی چشم انداز راهبردی منطقه را تغییر خواهد داد.

پایگاه خبری گلوبال تایمز ضمن تاکید بر اینکه سرکوبگری آمریکا مانع همکاری میان چین و ایران و دیگر کشورها در غرب آسیا نمی‌شود، نوشت: «در واقع سرکوبگری تنها سبب می‌شود که کشورها و منطقه همکاری بُرد-بُرد بیشتری را پیگیری کنند.»

تغییر چشم انداز راهبردی منطقه نیز یکی دیگر از نتایج این توافق می تواند باشد؛ بر اساس گزارش پایگاه تحلیلی موسسه سیاست راهبری استرالیا،
امضای این توافق 25 ساله، میان جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک کشور نفت خیز و دارای نفوذ منطقه‌ای اما تحت تحریم آمریکا و چین به عنوان یک قدرت جهانی اما تحت فشار آمریکا، یک فشار راهبردی جدید در غرب آسیا برای آمریکا و متحدانش ایجاد می‌کند.

به هر حال، نتیجه گیری چین برای توافق با تهران که از سال 2016 در حال انجام است، به شدت کشورهای حاشیه خلیج فارس، اسرائیل و حقیقتا آمریکا را نگران کرده است. با توجه به گسترش نفوذ تهران در سرزمین شامات (عراق، سوریه و لبنان) و یمن به همراه حمایت این کشور از فلسطین در برابر اشغال اسرائیل، این کشورها از قبل با مشکل مواجه شده اند.

در این میان، ترکیه نیز علی رغم اختلافات با تهران در مورد سوریه، از سمت آمریکا به سوی ایران و چین متمایل شده است.

این اتحادهای عملی در یک منطقه حیاتی به لحاظ استراتژیک و اقتصادی در جهان، دولت بایدن را با چالش بزرگ تری بیش از چیزی که پیش بینی می شد، مواجه می‌کند.

7) منفعت دوجانبه در مقابله با آمریکا
تجارت میان ایران و چین در سال 2016 پس از امضای توافق هسته ای موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک به حدود 31 میلیارد دلار رسید. با این حال، این رقم در سال 2018 با خروج ترامپ از این توافق و اعمال تحریم های سخت علیه ایران، کاهش یافت. منفعت دوجانبه دو کشور در مقابله با آمریکا و هم پیمانانش، پایه این روابط تقویت شده است.

این توافق پتانسیل همکاری عمیق و گسترده تر میان ایران و چین، به ویژه هنگامی که در چارچوب روابط نزدیک آنها با روسیه و روابط خصمانه سه کشور با آمریکا مورد توجه قرار گیرد، را نشان می دهد.

همچنین آمریکا نگران اهرم ایران در افغانستان نیز هست؛ جایی که این کشور و هم پیمانانش دو دهه بدون موفقیت خاصی حضور دارند و واشنگتن تلاش می‌کند در اسرع وقت با اقدامات تطهیرکننده چهره خود، از این وضعیت خلاص شود.
اکنون اوضاع منطقه به گونه ای پیش می رود که اگر «بایدن» فکر می‌کرد اهداف اصلی سیاست خارجی وی، روسیه و چین خواهد بود، در حال حاضر مسئولیت رسیدگی به غرب آسیا به همان اندازه برایش دشوار خواهد بود.

8) نمایان شدن بیش از پیش شکست راهبرد «فشار حداکثری»
از نکات مهم دیگر این توافق که می توان برگ برنده ایران به حساب آورد، این است که این توافق بیش از پیش سبب آشکار شدن شکست «فشار حداکثری آمریکا» و تحریم های به اصطلاح فلج کننده این کشور علیه ایران شده است.

به طوری که رسانه های صهیونیستی و تحلیلگران این رژیم، یک به یک در حال اذعان به شکست در برابر ایران هستند.
روزنامه هاآرتص در این باره نوشت این توافق نشانه دیگری از «شکست ملال‌انگیز» استراتژی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور
آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی علیه تهران بود.

این روزنامه صهیونیستی در بخش دیگری از گزارشی خود اذعان کرد حتی اگر تا دو سال دیگر هم این توافق اجرایی نشود؛ نشان داد که ایران از فروپاشی بر اثر تحریم‌های سخت اعمال شده توسط آمریکا بعد از خروج یکجانبه ترامپ از توافق هسته‌ای، بسیار فاصله دارد.

«جروزالم پست» در گزارشی نوشت این همکاری خبر بدی است اما می‌تواند برای اسرائیل بدتر هم باشد.

این روزنامه صهیونیستی تصریح کرد چیزی که در حال حاضر بیش از محتوای توافقنامه اهمیت دارد پیامی است که در زمان کنونی ارسال می‌شود و آن پیام، این است «پکن و تهران آمریکا را جدی نگرفته‌اند.»

9) اتصال به طرح «یک کمربند- یک جاده» و اوج گرفتن همکاری اقتصادی
دلیل دیگر اهمیت این توافق به طور خاص برای ایران این است که نه تنها رشد اقتصادی، روابط تجاری و نظامی میان دو کشور از زمان ظهور جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب اسلامی این کشور از 41 سال پیش را به اوج خود می‌رساند بلکه تهران را به طرح ابتکاری «یک کمربند- یک جاده» به عنوان ابزاری برای تاثیرگذاری بر جهان، متصل می‌کند.

البته این اتصال برای چینی ها هم مهم است زیرا ایران به عنوان یک کشور امن و همچنین موثر در تامین امنیت سایر کشورهای منطقه در مسیر این طرح یا همان راه ابریشم قرار دارد که می تواند چین را به بازارهای اروپایی متصل کند.

حتی یک توافق کاملا اقتصادی، به پکن یک نقش مهم جدید در خلیج فارس می‌دهد و به شدت تلاش های آمریکا برای استفاده از جنگ اقتصادی به منظور ایجاد «فشار حداکثری» بر تهران را از بین می‌برد.

اکنون هیچ کشور حاشیه خلیج فارس - یا قدرت خارجی - نمی‌تواند نقش رو به رشد چین در خلیج فارس را نادیده بگیرد و هیچ کشور عربی نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن خطرات گسترش روابط نظامی چین با ایران با پکن معامله کند.

آمریکایی ها می دانند بخشی از بهبود اقتصادی چین به علت روابط این کشور با ایران است و ایران نیز می داند برای فائق آمدن بر مشکلات اقتصادی به همکاری چین نیاز دارد و هر دو کشور در این زمینه با افزایش خرید نفت از سوی چین و ارائه فرصت های سرمایه گذاری از سوی ایران سیگنال هایی به یکدیگر داده اند.
 
در نهایت، این توافق، حتی اگر یک توافق صرفا اقتصادی هم باشد، ثمرات و منافع سیاسی بسیاری نیز برای کشور نیز در پی دارد که در صورت برخورد هوشیارانه و نگاه تیزبین و استفاده به موقع از فرصت ها و حفظ منافع، می تواند بسیار مفید باشد؛ هرچند که نمی توان منکر منافع این توافق برای طرف چینی نیز بود که در غیر صورت توافقی حاصل نمی شد.




 
مرجع : خبرگزاری فارس
کد مطلب : ۹۲۵۲۸۰
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

منتخب
پیشنهاد ما