اسلام تايمز 25 دی 1400 ساعت 8:38 https://www.islamtimes.org/fa/article/973654/جهان-بدون-آمریکا -------------------------------------------------- عنوان : جهان بدون آمریکا -------------------------------------------------- اسلام تایمز: شور آمریکا پیشرفته ترین فن آوری، صنعت و کشاورزی جهان را در اختیار دارد. آمریکا 30 درصد تجارت جهانی اسلحه را به خود اختصاص داده است و در صادرات بسیاری از محصولات و خدمات پیشرفته نیز رتبه نخست جهانی را به خود اختصاص داده است و در مجموع، سهمی نزدیک به ده درصد را در صادرات جهانی داراست. پذیرش دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی، امتیازات چشم گیری به اقتصاد آمریکا داده است متن : ایالات متحده آمریکا در شش پرده پرده اول ایالات متحده آمریکا برترین قدرت اقتصادی جهان است. تولید ناخاص ملی این کشور بالغ بر 16 تریلیون دلار می باشد که حدود 25 درصد تولید ناخالص تمام کشورها بوده و به تنهایی از مجموع تولید ملی 15 کشور عضو منطقه یورو نیز بیشتر است. این کشور پیشرفته ترین فن آوری، صنعت و کشاورزی جهان را در اختیار دارد. آمریکا 30 درصد تجارت جهانی اسلحه را به خود اختصاص داده است و در صادرات بسیاری از محصولات و خدمات پیشرفته نیز رتبه نخست جهانی را به خود اختصاص داده است و در مجموع، سهمی نزدیک به ده درصد را در صادرات جهانی داراست. پذیرش دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی، امتیازات چشم گیری به اقتصاد آمریکا داده است؛ به نحوی که باوجود داشتن کسری تراز پرداخت های بالا، هنوز می تواند منابع مالی مصرفی را فراتر از تولید داخلی، تأمین کند و به سرمایه گذاری هایی دست زند که بیشتر از اندوخته های داخلی آن است؛ چین به سرعت، اقتصاد آمریکا را پشت سر می گذارد. اقتصاد آمریکا دیگر موتور محرکه اقتصاد جهان نیست و درآمدهای آمریکا کفاف هژمونی این کشور را نمی دهد. پرده دوم اقتصاد آمریکا با کشتار سرخپوستان بومی و مصادره مزارع آنها، شکل گرفت و با استثمار بیش از پانزده میلیون برده سیاه پوستی که در آفریقا صید شده و در شرایطی بسیار سخت، با کشتی به آمریکا منتقل شده بودند، رونق یافت. سخت ترین فشارها، بر این بردگان تحمیل شد؛ تا صاحبانشان از قبل زحمت و جان کندن آنها، ثروتی هنگفت به هم بزنند. الغای برده داری نیز در پی تصمیمی اصلاح طلبانه صورت نگرفت؛ بلکه این تصمیم به علت جنگ های داخلی و فشار بر ایالت های جنوبی بود که فعالیت اصلی آنها کشاورزی و بیشتر مبتنی بر برده داری بود و بر وخامت اوضاع سیاه پوستان افزود. بنابر تحقیق شبکه الجزیره، برده داری به سبک مدرن، امروز بیش از هر زمان دیگری است و باز هم طبق معمول، آمریکا رتبه نخست را در این موضوع به خود اختصاص داده است. پرده سوم نسل های پیشیین آمریکا در صد سال قبل، این کشور را با تلاش بسیار، به یک ابرقدرت منحصر به فرد تبدیل کردند؛ اما این سرزمین اکنون با سرعت بالا، رو به خرابی می رود. بسیاری از تأسیسات زیرساختی این کشور از قبیل جاده ها، سدها، پل ها، لنگرگاه ها و بنادر آمریکا در معرض فرسودگی قرار دارند و قدیمی شدن شبکه های برق، آمریکا را در معرض قطعی های گسترده برق، قرار داده است. وضعیت شبکه آبرسانی و تأسیسات ریلی این کشور نیز چندان بهتر نیست. پرده چهارم هر روز ظهر گرسنگان در برابر کلیساها برای دریافت یک وعده غذا، صف های طولانی تشکیل می دهند. 50 میلیون نفر، یعنی 15 درصد جمعیت این کشور برای گذران زندگی، وابسته به کمک های دولتی هستند. این رقم در سال 2000م. برابر 11 درصد جمیعت بوده است. آمار غیر رسمی تعداد فقیران، بالغ بر 150 میلیون نفر از جمعیت 320 میلیون نفری این کشور تخمین زده می شود. نرخ فقر در بین سیاه پوستان، دو برابر سفید پوستان است و متوسط درآمد خانوارهای سفیدپوست، 24 برابر متوسط درآمد خانواده های سیاه پوست این کشور است. کودکان و زنان سرپرست خانوار نیز دست کمی از آنها ندارند. یک درصد مردم این کشور از طبقه بالا، 15 درصد از طبقه متوسط رو به بالا، 30 درصد از طبقه متوسط رو به پایین و 30 درصد نیز، طبقه کارگری می باشند. در کنار این چهار طبقه، 24 درصد مردم از طبقه کارگری فقیر می باشند که شامل کارگران خدماتی، مهاجران فقیر، افراد بیکار و خانه به دوش ها می باشند. دست کم 40 درصد و بنابر برخی تخمین ها نزدیک 60 درصد دارایی و ثروت این کشور متعلق به یک درصد مردم ثروتمند است. این گروه در دهه 70 میلادی 8 درصد تمام درآمد را در اختیار داشتند؛ اما اکنون این رقم به 23 درصد رسیده است. تنها موضوعی که ثروتمندان سهم بالایی در آن ندارند، بدهی است. 90 درصد از جامعه آمریکا، 73 درصد از تمام بدهی های شخصی را به دوش می کشند؛ در حالی که ثروتمندان جامعه تنها در 5 درصد از بدهی ها سهم دارند و قدرت واقعی آمریکا نیز در اختیار همین گروه می باشد. علت اصلی افزایش اختلاف طبقاتی را باید حمایت دولت از منافع ثروتمندان جست وجو کرد. از سال 1970م. با تغییر سیاست های دولت، مهار دولت بر سرمایه داران، کاهش یافت و نومحافظه کاران بار دیگر سیاست های دولت را به پیش از بحران 1929 برگرداندند. پرده پنجم فقر در آمریکا، تبعات فرهنگی و اجتماعی گسترده ای را به دنبال داشته است. ورود زنان و دختران به فحشا که صرفا جهت تامین معاش روزانه انجام می گیرد، به ویژه در میان اقلیت های نژادی تحت تبعیض، افزایش یافته و زمینه گسترش مشکلات بهداشتی در بین طبقه فقیر را فراهم کرده است. دختران دانشجوی فراوانی نیز برای تأمین هزینه های تحصیل خود به روسپی گری روی آورده اند. گذشته از گسترش عمل باندهای تبهکار، مردم عادی نیز برای فرار از فشار گرسنگی، به دزدی روی می آورند. در گذشته این قبیل اتفاق ها بیشتر از ایالت های خاصی گزارش می شد؛ اما امروز در جاهای مختلف آمریکا، دزدی و تبهکاری گسترش یافته است. یکی دیگر از نتایج شکاف طبقاتی، تضعیف ملت سازی است؛ تا جایی که در برخی از ایالت های فقیر، گروه هایی تأسیس شده اند که خواهان استقلال از ایالات متحده هستند. این وضعیت در آمریکا که هویت ملی در آن چندان پر رنگ نیست و ایالت های مختلف به سختی یک کشور واحد را شکل داده اند، تهدیدی جدی محسوب می شود. پرده ششم آمریکا، بدهکارترین کشور جهان است. مجموع بدهی این کشور، بالغ بر 16 تریلیون دلار می باشد. حدود 70 درصد این مبلغ را بدهی های عمومی تشکیل می دهد که دولت فدرال آمریکا برای تأمین کسری هزینه های خود، از کشورهای خارجی قرض گرفته است. این استقراض در واقع، همان چاپ محترمانه و بدون پشتوانه دلار می باشد و مهم ترین عاملی است که تاکنون مانع ورشکستگی دولت آمریکا شده است؛ زیرا هنوز سرمایه گذاران بسیاری تمایل دارند دارایی های نقدی خود را به دلار نگه داری کنند. همچنین این کشور با اعمال نفوذ بر برخی از کشورهای مهم تولید کننده نفت، از آنها تعهد گرفته که مبادلات نفتی خود را با دلار انجام دهند و از انتخاب یورو یا سایر ارزها، خودداری کنند. هرچند جایگزین های جدی دلار، هنوز باید راهی دور و دراز را بپیمایند؛ اما تحرکات مختلفی نیز در این خصوص انجام شده است. کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، توافق کرده اند که در تجارت از ارزهای ملی شان به جای دلار آمریکا استفاده کنند. چین و مالزی نیز توافق برای استفاده از ارز ملی به جای دلار آمریکا را نهایی کرده اند و روسیه و ایران نیز با روبل و ریال، تجارت می کنند. تعدادی از کشورهای صادرکننده و واردکننده نفت خام هم به طور محرمانه با یکدیگر توافق کرده اند که تجارت نفت و گاز را با ارزهای جایگزین دلار آمریکا انجام دهند. تصور این وضعیت برای دولت مردان آمریکا، بسیار دشوار است. اگر دلار سقوط کند، تورم بسیار شدید، افزایش سود بانکی، افزایش قیمت مواد خوراکی، پوشاک و فرآورده های نفتی، ساده ترین اتفاقاتی خواهند بود که مردم آمریکا باید انتظار آنها را داشته باشند. اگر موضوع شکاف طبقاتی جامعه آمریکا، گروه های استقلال طلب و بسیاری مسائل سیاسی - اجتماعی دیگر به این تحلیل افزوده شوند، نتیجه همان واقعیتی است که محققان از آن به عنوان «جهان بدون آمریکا»، یاد می کنند. محمدمهدی مهتدی