اسلام تايمز 9 ارديبهشت 1398 ساعت 10:29 https://www.islamtimes.org/fa/article/791245/بیداری-امت-اسلامی-عوامل-موانع -------------------------------------------------- عنوان : بیداری امت اسلامی عوامل و موانع -------------------------------------------------- اسلام تایمز: مرحوم شهید باقر صدر می گفت ما اگر بخواهیم دیدگاه اصیل اسلام را نسبت به توزیع و تولید به دست بیاوریم، باید کل متون را بلکه احکام مورد استفاده شدۀ فقها از متون اسلامی را به عنوان یکی از راههای کاشف بررسی کنیم. متن : به عنوان مقدمه، می خواهم این نکتۀ کلی را تأکید کنم که ما اگر بخواهیم دیدگاه اسلام را در مورد یکی از موضوعات در بیاوریم، باید همۀ متونی را که در این رابطه آمده بررسی کنیم؛ مثلاً خود همین مناسک حج را اگر بخواهیم بررسی کنیم و به نظر اسلام در این مورد برسیم، باید واجبات افعالی اش، شرایطش، نیت حاجی و حتی به نظر بنده مستحبات آن و اذکاری را که آمده، همه را باید در متون اسلامی تحقیق کنیم. ما نباید از یک متن قرآنی و یا حدیث یک تئوری به دست بیاوریم. لذا ما اگر بخواهیم موضعگیری یک فرد یا یک مکتب از یک موضوع یا یک مسأله را به دست بیاوریم باید مجموع حرکات و سکنات و متون را به دست بیاوریم و مورد دقت و مطالعه قرار دهیم. در رابطۀ با حضرت امام هم شما باید این قاعده را در همه جا رعایت کنید. نباید از یک حرف امام یک دیدگاه وسیعی برای خودمان ببافیم. امام واقعاً یک مجموعۀ جامعی بود. امام گفتارها و کردارهایی دارد، امام دستورات عملی حکومتی دارد، و امام تاریخ و برخوردهایی دارد. باید بررسی شود و از مجموع همۀ اینها مطلب نهایی به دست بیاید. مرحوم شهید باقر صدر می گفت ما اگر بخواهیم دیدگاه اصیل اسلام را نسبت به توزیع و تولید به دست بیاوریم، باید کل متون را بلکه احکام مورد استفاده شدۀ فقها از متون اسلامی را به عنوان یکی از راههای کاشف بررسی کنیم. متأسفانه یکی از اشتباهات بزرگ بعضی از علمای سنّی این است که با یک روایت یا با یک آیه، و بعضی از منتسبین به تفکر اسلامی، متأسفانه شاید با یک روایت ضعیف که بررسی نشده استفادۀ کلی می کنند. مثلاً مطرح می کند که اسلام قائل است که انسان نمی تواند بیش از صد هزار درهم دارایی داشته باشد. این درست نیست و جنایت است. خیلی باید احتیاط کنیم تا یک مطلب را به اسلام نسبت بدهیم. علما می گویند باید حجت به دست بیاید تا آن حجت سبب نسبت دادن یک مطلب به دین شود. اما اگر حجیّت تکمیل نشد و حجت را به دست نیاوردیم نمی توانیم مطلبی را به دین نسبت دهیم. نسبت به حضرت امام نیز همین طور است. امام یک وجود مقدسی است. امام موجودی مبارک و تالی تلو معصومین است. ایشان نایب الامام است. نمی توانیم مطلبی را به او نسبت بدهیم؛ مگر اینکه متونی را که از ایشان نقل شده، رفتار ایشان را دستورات حکومتی ایشان را و نوشته های ایشان را کلاً مطالعه کنیم. در غیر این صورت خدای ناکرده مطلبی را به ایشان نسبت می دهیم که این مطلب، یا جزء حقیقت است یا خلاف حقیقت. با این مقدمه، من برای مسألۀ بیداری اسلامی تقریباً همۀ متون و نوشته های حضرت امام(ره) را مطالعه کرده ام. لااقل نمونه هایی در هر زمینه را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده ام که امام بطور دقیق، از کل موضوع بیداری اسلامی امروز، با همۀ ابعادش بینش جامعی داشته اند. بود و نبود بیداری اسلامی بیداری اسلامی امروز یک پدیدۀ بزرگی است؛ البته نویسندگان سعودی سعی می کنند که بیداری اسلامی را انکار کنند. یکی از نویسندگان بزرگ سعودی که اخیراً وزیر اوقاف هم شده است، در یکی از کنفرانسهای بزرگ جهانی، ادعا کرد که ما بیداری اسلامی نداریم؛ مسلمانان، همان مسلمانان هستند و دیدگاهها، همان دیدگاههاست. در آن کنفرانس _ که در الجزایر بود _ من بعد از او از مظاهر این بیداری و از عظمت بیداری و آثار آن در سطح جهان صحبت کردم. گفتم آیا این مظاهر پنجاه سال قبل هم وجود داشت؟ در آن موقع گفتم این آثار حتی در ده سال قبل (که قبل از انقلاب می شد) هم نبود. چرا شما آفتاب را منکر می شوید؟ آنها سعی می کنند بگویند اصلاً پدیده ای نیست ولی خودشان می دانند که عظیمترین پدیدۀ جهان اسلام، همین بیداری اسلامی است. قبل از انقلاب، شوق مسلمانان به سوی اجرای احکام اسلام در همۀ زمینه های زندگی کجا بود؟ شوق و حتی امید، مرده بود. امروزه مسألۀ پیاده کردن احکام اسلام تقاضای توده های مسلمان در اطراف جهان است. هر چه حکومتها سعی می کنند که این موج اسلام خواهی را سرکوب کنند، فایده ندارد؛ حتی سرکوب کردن سبب اوج گرفتن این تقاضای توده های مسلمان می شود. امروز بیداری اسلامی برای کشورهای بزرگ ترسناک است. من واقعاً احساس می کنم که تعبیر قرآن در این زمینه، تعبیر عظیمی است. قرآن می فرماید: ان تکونوا تألمون فانهم یألمون کما تألمون[1]؛ شما اگر ضربه هایی از دشمن دریافت می کنید فراموش نکنید که شما هم ضربه هایی به دشمن وارد کرده اید؛ اگر شما دو شب نمی خوابید، آنها شبها نمی خوابند، می ترسند. حالا اجازه بدهید در اینجا بگویم در کنفرانس جمعیت و توسعه که یکی از کنفرانسهای بزرگ جهانی است و در قاهره تشکیل شد و من مسئول هیأت ایران بودم، خانم فورت لند، نخست وزیر نروژ که یک خانمی با دیدگاههای منحرف بود، اعلام کرد که دین جلوی پیشرفت زن را می گیرد. نوبت من که رسید، ضمن صحبتهای مفصلی که در رابطه با دیدگاههای جمهوری اسلامی در رابطه با زن و پیشرفت زنان و سهیم بودن زنان در مسیر زندگی کردم، گفتم من از این خانم محترم می خواهم که یک تجدید نظری در گفته اش بکند و ادامه دادم که ایشان نه دین را شناخته و نه حقوق زن را شناخته است. ایشان در مادیات و در فرهنگ برهنگی غرب، غرق شده است؛ لذا عظمت دین را نمی تواند درک بکند. من خواهش می کنم که این تکه را از سخنرانی اش قیچی کند و از رئیس کنفرانس _ که اسمش مبارک بود _ می خواهم که اصلاً این سخنرانی را از سابقه این کنفرانس حذف و پاک کند. بعد از این صحبت، شرکت کنندگان در این کنفرانس که در سطح بین المللی و با حضور 180 کشور تشکیل شده بود، چنان کف زدند که این خانم در همان موقع کنفرانس را ترک کرد و به سرعت با یک هواپیمای اختصاصی از قاهره فرارش دادند. چرا؟ چون بیداری اسلامی هست. ترسیدند با این حرفی که گفته شد، مسلمانان حمله کنند و او را از بین ببرند. بیداری اسلامی باعث تحریک مسلمانان علیه دولت نروژ شد و در نتیجه او را از نخست وزیری عزل کردند. آنها اینجور از بیداری اسلامی می ترسند. مظاهر بیداری اسلامی بیداری اسلامی مظاهر زیادی دارد: یکی از مظاهرش گسترش حجاب در سطح جهان است. این حجاب یک پرچم عظیمی است که انقلاب اسلامی ما آن را مطرح کرده است. قبل از انقلاب یا کم بود یا نبود. قبل از انقلاب، در کشور اندونزی به نقل از خانمی اهل همانجا، حتی یک خانم محجبه نبود. چند ماه قبل آنجا بودیم، می گفتند حداقل اگر بخواهیم بطور تقریبی بگوییم، شاید بیش از ده میلیون خانم محجبه در این منطقه داریم. حتی خانمهای افسر را در فرودگاه محجبه دیدیم. حجاب در این کشور آزاد است ولی آن خانمی که بخواهد می تواند حجاب داشته باشد. از آن زن محجبه سئوال شد آیا حجاب جلوی پیشرفت کارتان را نمی گیرد؟ جواب داد مگر حجاب توانست جلوی سهیم بودن شیر زنان ایران را در ساختن انقلاب بگیرد. فرانسه را ببینید که چطور یک دولت از عظمت حجاب توی مصیبت می افتد. حاضر می شود روی اصول خودش و روی دمکراسی پا بگذارد تا یک دختر محجبه را از مدرسه بیرون کند. این دختر می گوید من تجسم اسلام حاضر در اروپا هستم. همین امروز صبح غیاث الدین صدیقی رهبر پارلمان اسلامی در انگلیس خدمت آقا بودند. عرض کردند آقا! انگار خداوند می خواهد ما مسلمانان اروپا را مثل حضرت موسیٰ در قلب کاخ فرعون تربیت کند تا بر علیه ستم فرعون قیام کنیم. آن وقت آقایان منکر این بیداری می شوند. دیدگاههای حضرت امام برگردیم به نظرات حضرت امام. به نظر بنده و بطور خلاصه، نظر امام این است که امت اسلامی امروز در یک بیداری عظیم بر سر می برد و ما برای عمق بخشیدن به این بیداری وظیفۀ بزرگی داریم. یعنی نهضتهای اسلامی قبل از انقلاب کاری که کردند این بود که برای این بیداری زمینه سازی کردند. کاری که انقلاب اسلامی ما انجام داد این است که این بیداری را یک مرحله جلو برد و امید را در دل مسلمانان زنده کرد. اکنون ما باید این امید را زنده تر کنیم. اولین هدفمان زنده کردن این امید است. خود حضرت امام در جاهای مختلف و در تعبیراتی که داشتند مسأله امید به آینده را زیاد تأکید می کردند. امام می فرماید: خداوند پیروزی مستضعفین بر مستکبرین را وعده کرده و آنها را امامان روی زمین قرار خواهد داد و این وعدۀ الهی نزدیک است و امیدواریم ما شاهد تحقق آن باشیم. مسألۀ زنده کردن امید در دل توده ها، یکی از اهداف بزرگ ماست. وظیفۀ همۀ آنهایی که می خواهند این بیداری را عمق ببخشند این است که اولاً امید را و ثانیاً آگهی کامل به اسلام ناب را ایجاد کنند. اسلام ناب یعنی چه؟ یعنی آن لُب اسلام؛ یعنی آن دیدگاه اصیل اسلام؛ یعنی بینش و اخبار اهل بیت (ع) از اسلام. این اسلام ناب را باید به کل توده های مسلمان برسانیم. اگر این اسلام ناب منتشر نشود، اگر این آگاهی اصیل، منتشر نشود، این ترس وجود دارد که بیداری به مرحله مطلوب نرسد. نکتۀ دیگری که امام تأکید می کند این است که ما باید ایمان را از مرحلۀ عقلی، فکری، فلسفی منتقل کنیم به مرحلۀ احساسی. باید احساسات این امت مسلمان با ایمانش هماهنگ باشد. اشتباه بزرگ بعضی از فلاسفه این بود که می گفتند اصلاح جهان فقط با فلسفه باید انجام بگیرد؛ در حالی که فلسفه می تواند عقل را تا حدی متقاعد کند؛ اما نمی تواند این ایدۀ ذهنی مجرد را به کل وجود انسان سرایت بدهد. دین و احساس است که می تواند ایمان را از مرحلۀ عقلی به کل وجود انسان منتقل کند. آیه قرآنی می فرماید: الم یان للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکرالله و ما نزل من الحق و لایکونوا کالذین اوتوا الکتاب من قبل فطال علیهم الامد فقست قلوبهم و کثیر منهم فاسقون.[2] قرآن یک هشدار انقلابی به مؤمنین می دهد، می گوید: مؤمنین تاریخ! آیا وقت آن نرسیده است که این ایمانی که شما پیدا کرده اید، به کل وجودتان سرایت کند، در قلبتان جا بگیرد و در نتیجه یک خشوع قلبی به دست بیاید؟ آیا شما تجربۀ بنی اسرائیل را ندارید؟ بنی اسرائیل وقتی که از منبع وحی دور شدند، از حضرت موسی و اشعاع حسی نبوت دور شدند، آن حرارت انقلابیشان از بین رفت و احساساتشان از بین رفت، دلشان مثل سنگ شد. دلی که سنگ باشد نمی تواند آن بدن فعال چابک را تغذیه کند. فقست قلوبهم قرآن می گوید مواظب باشید این حرارت انقلابی را دائماً داشته باشید. دائماً بدانید در حال انقلابید. بسم الله الرحمن الرحیم والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات؛ اگر یک ذره توقف کنیم عقب می افتیم. باید دائماً حالت انقلابی و حرکت و عمل صالح داشته باشیم تا آن حالت تکاملی را به دست بیاوریم. تعبیر قرآن این بود. من یک تعبیر دیگر هم از حضرت زهرا ذکر می کنم. حضرت زهرا یک شخصیت عظیمی بود و روایات عظیمی دربارۀ این بانو داریم؛ ولی یک روایت خیلی جالب که اخیراً خواندم این بود که پیغمبر اکرم(ص) در وصف حضرت زهرا می گوید ان ابنتی فاطمه ملاء الله قلبها و جوارها ایماناً حتی مشاشعها؛ خداوند متعال چنان مقرر کرده که ایمان، وجود دخترم فاطمه را فرا بگیرد به نحوی که قلبش، جوارحش، دست و پایش، و پوست و استخوانش هم مؤمن شوند. حتی مشاشعه؛ حتی مغز استخوانش هم مؤمن بشود. این یعنی چه؟ یعنی این که وجود کلاً در خدمت ایمان و احساسات این زن شد. این روایت تفسیر می کند آن تعبیر را که ان ابنتی رضی الله لرضاها؛ آنچنان این زن به مقامات عالیه رسید که پیامبر فرمود: اگر بخواهی بدانی خدا راضی است ببین فاطمه راضی است یا نه. اگر می خواهی بدانی خدا خشمناک است، ببین فاطمه خشمناک است یا نه. خشم و رضای فاطمه الهی است. عواطفش الهی است. خیلی مقامش رفیع است. خوب پیغمبر که این حرف را می زند آیا می خواهد بگوید که فقط حضرت زهرا می تواند به اینجا برسد. درست است که به آن مقام عالیه حضرت هیچکس نمی تواند برسد ولی این الگو که داده می شود دیگران باید سرمشق بگیرند و کم کم خودشان را رشد بدهند تا برسند به یک مماثلی از حضرت زهرا، حضرت زهرا الگوی یک انسان کامل است؛ نه فقط الگوی زنان. مطلب دیگری که امام تأکید داشتند این است که باید بین عواطف و ایمان مسلمانان هماهنگی وجود داشته باشد و ما موظفیم این حالت انسجام را به وجود بیاوریم. نتیجه هم این است که هر چه ایمان و عواطف بالا برود انسان خودش را فراموش می کند و به خدا متوجه می شود. تعبیر حضرت امیرالمؤمنین(ع) را ببینید. در مناجات حضرت آمده است: اِلٰهی کَفٰی بی عِزّاً اَنْ اَکوُنَ لَکَ عَبْداً؛ بالاترین عزت و افتخار من این است که بندۀ تو هستم وَ کَفٰی بی فَخْراً اَنْ تکُونَ لی رَبّاً؛ بالاترین افتخار من این است که تو خدای منی. بعد این تعبیر را دارد: اِلهٰی اَنْتَ کَمٰا اُحِبُّ فَجَعَلَنی کَمٰاتُحِبُّ) خدایا! هرچه از یک موجود کامل دوست داشتنی می توانم تصور کنم تو هستی و هر چه افق دیدم وسیعتر می شود، صفات کمال و جلال، و تمام ویژگیهایی که محبوبم باید داشته باشد، در تو می بینم. فَجَعَلَنی کَمٰا تُحِبُّ؛ خدایا! مرا طبق آنچه که تو دوست داری قرار بده. این تعبیر خیلی عظیم است. امام روی این قضیه تأکید دارد. اینجا باید نکته ای را تذکر دهم: یکی از نقایص جامعۀ امام حسین(ع) این بود که عواطفش با ایمانش هماهنگ نبود. عقلش و اعضایش با ایمانش هماهنگ نبود. خیال نکنید که آنها مشکل آگاهی داشتند. اهل کوفه می دانستند که حسین مظهر پاکی و کرامت و عزت است و طرف مقابل مظهر انحراف و فساد. امام حسین(ع) از فرزدق سئوال می کند تو تازه از کوفه آمدی، اهل کوفه چطور بودند؟ عرض می کند: یا اَبا عَبْدِاللهِ! قُلُوبُهُمْ مَعَکَ وَ سُیُوفُهُمْ عَلَیْکَ؛ اندیشۀ آنها با شماست ولی شمشیرهایشان علیه شماست. ببینید آن جامعه، جامعه ای پاره پاره شده است. جامعه ای که جهت دست با مغز دو تاست، دست ضد مغز، و مغز ضد دست است. این جور جامعه، جامعه ای مرده است و شاید یکی از آثار عظیم انقلاب ابا عبدالله، با آن حماسه و با آن مظلومیت این بود که این حماسه منتهی به بیداری آن جامعه شد. احساسات نو انقلابی ایجاد کرد. این احساس را بیدار کرد که شما باید به خودتان برگردید و به سوی احقاق حق بروید. انقلابهایی هم که بعد از اباعبدالله شد، توابین که آمدند، کلاً نتیجۀ آن حالت انقلابی است که انقلاب اباعبدالله به وجود آورد. این نکته ای است که امام مکرر تأکید می کردند. یکی از نکات دیگری که امام تأکید می کند، مسألۀ صدور انقلاب است. بعضیها می ترسند، می گویند: آقا نگویید صدور انقلاب. طرح صدور انقلاب دشمنان انقلاب را می ترساند. خوب به جهنم که دشمنان را بترساند. می گویند دشمنان را تحریک می کند؛ مگر تاکنون دشمنان علیه ما کم توطئه چیده اند. در مقابل، نظر امام بر صدور انقلاب است؛ ولی باید دید منظور از صدور انقلاب چیست! بعضیها می گویند انقلاب به معنای صدور نظامی و کشورگشایی است. خیلیها می گویند مقصود از صدور انقلاب، صدور فرهنگ فکری انقلاب و دیدگاههای انقلاب است. به نظر بنده اینها اشتباه است؛ نه آن صدور نظامی انقلاب که بخواهیم کشورگشایی بکنیم، نه این صدور خشک فکری ایدئولوژی انقلاب؛ بلکه صدور انقلاب به معنی صدور دیدگاههای انقلاب در همۀ زمینه هاست که به نظرم صدور احساسات انقلابی جزو همین مقوله است. امام دقیقاً روی این نکته تأکید می کند که ما باید احساسات انقلابی را به مردم و توده ها برسانیم. بگوئیم ای مردم! حالا که شما می دانید آمریکا دشمن شمارۀ یک شماست پس چرا اجازه می دهید بیاید قطر، بحرین و سعودی پایگاه بزند. حالا که شما می دانید، چرا می گذارید ناوگانهایش را در خلیج فارس بیاورد. حالا که شما می دانید غرب این هدف را دارد و می خواهد ارزشهای اسلامی شما را از بین ببرد، چرا می آیید دوست آنها می شوید. وقتی می بینید حکم اسلامی پایمال شد، باید شب و روز نداشته باشید. این نکته ای اساسی است که می خواستم یادآور بشوم. مسأله صدور انقلاب یعنی صدور دیدگاههای انقلاب به اضافه صدور احساسات انقلابی به توده های مسلمان. محبوبیت امام آن روح پاک در زندگی خودش خیلی زجر دید و خیلی تحمل کرد و تهمتهای زیادی به او زدند؛ ولی وقتی که چشم از جهان بست مثل حضرت امیر(ع) شد. امروز در کل جهان کسی نیست که از علی(ع) انتقاد کند. من همین چهار روز قبل بیروت بودم با یک متفکر بزرگ مسیحی به نام جرج جرداق ملاقاتی داشتم. این آقا پنج جلد کتاب در مورد حضرت امیر دارد. عنوان کتابش این است: اَلْاِمامُ عَلیٍ صَوْتُ العِدٰالَةِ الْاِنْسانِیَّه. دیداری هم داشتم با سلیمان کتّانی که از نویسندگان معروف مسیحی لبنان است؛ به او گفتم آخر چرا شما دربارۀ حضرت زهرا می نویسید؟ به چه انگیزه ای؟ گفت آقا! اینها الگوهای بشریتند؛ اینها الگوهای ما مسیحیها و شما مسلمانها هستند. من اگر عمرم را در این راه صرف کنم خیلی کم است. یک مطران مسیحی آمد و گفت که امام خمینی فقط رهبر شما نیست. در مقابل توده های مردم یک اجلاس عظیمی ترتیب دادند و من آنجا سخنرانی کردم. این مطران مسیحی مارونی که به تعصب هم خیلی معروف است آمد و گفت: امام خمینی رهبر همۀ ما بود. امام آفتاب روشنی در دل ماست. تعریفهایی کرد که من بلد نبودم. اینجاست که به یاد آن آیه ای که در شروع سخن گفتم، افتادم که می گوید: اِنَّ الَّذینَ ٰامَنُوا و عَمِلُوا الصٰالِحٰاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمٰنُ وُدّاً؛[3] آنهایی که ایمان دارند، آنهایی که عمل صالح انجام دادند، خداوند محبتش را در دل جهانیان قرار خواهد داد. امروز هم از امام تعریف می کنند، حتی دشمن. می دانید که این شخص بزرگ در آن اتاق چهارمتری خودش جهان را تکان داد. شاید تاریکی اتاق امام در فیضیه مثل تاریکی غار حرا در مکه نیست آنجا خیلی تاریک بود ولی غار حرا جهان را روشن کرد. اتاق زندگی و درس امام هم جهان اسلام را تکان داد و این نهضت ان شاء الله به دست شاگرد اصیل قدرتمند و مخلصش یعنی مقام معظم رهبری حضرت آیةالله خامنه ای ادامه خواهد داشت. پی نوشتها: منبع: کنفرانس تمدن اسلامی در اندیشه سیاسی امام خمینی، ص 75. * آیت الله محمدعلی تسخیری، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی.