اسلام تايمز 26 اسفند 1396 ساعت 10:17 https://www.islamtimes.org/fa/article/712046/پلیس-خ-ب-د-دیروز-هسته-ای-امروز-موشکی -------------------------------------------------- عنوان : پلیس خـوب- پلیس بـد/ دیروز هسته‌ای، امروز موشکی -------------------------------------------------- اسلام تایمز: کارشناسان معتقدند که آمریکا و کشورهای اروپایی عضو 1+5 با اجرای بازی نخ‌نما ولی پرکاربرد «پلیس خوب- پلیس بد»، به دنبال تعمیم خسارت محض برجام به دیگر مولفه‌های قدرت ایران هستند. متن : «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، از زمان حضور در کاخ سفید بارها با دیوانه ‌بازی‌های نمایشی مدعی شده است که به دلیل اینکه «برجام یک توافق فاجعه‌بار است»! آن را پاره خواهد کرد! و در نهایت از آن خارج خواهد شد. همزمان با این اظهارات مضحک، کشورهای اروپایی عضو 1+5 نیز مدعی شده‌اند که برای جلوگیری از خروج آمریکا از برجام باید الگوی برجام را درخصوص توان موشکی و قدرت منطقه‌ای ایران نیز پیاده‌سازی کرد. نکته قابل توجه اینجاست که دیوانه بازی‌های نمایشی ترامپ در اعلام انزجار از برجام بارها توسط مقامات ارشد دولت وی رسوا شده است. برای نمونه «رکس تیلرسون» وزیر خارجه آمریکا- مهر 96- در مصاحبه با شبکه «سی‌ان‌ان» گفت: «باقی ماندن در برجام در جهت تأمین منافع امنیت ملی آمریکا است و رئیس‌جمهوری آمریکا نیز همین عقیده را دارد». کارشناسان معتقدند که آمریکا و کشورهای اروپایی عضو 1+5 با اجرای بازی نخ‌نما ولی پرکاربرد «پلیس خوب- پلیس بد»، به دنبال تعمیم خسارت محض برجام به دیگر مولفه‌های قدرت ایران هستند. مقامات آمریکایی ظرف ۴ سال اخیر بارها تاکید کرده‌اند که مذاکره با ایران مانند بازی روبیک است، بازی مکعبی که هر کدام از ۶ مربع (وجه) آن از ۹ قسمت قابل جابه‌جایی تشکیل شده و این قسمت‌ها باید به نحوی جابه‌جا شوند که هر ۹ قسمت یک مربع- با یک رنگ خاص- کنار هم قرار گیرند. در زمان دولت اوباما، پروژه «نرمال‌سازی ایران» توسط اندیشکده‌ها و رسانه‌های آمریکایی مطرح شد. رسانه‌ها و اندیشکده‌های آمریکا تصریح کردند که «نرمال‌سازی ایران یک پروژه درازمدت است که مذاکره درباره توان هسته‌ای این کشور با هدف توقف و فرسوده‌سازی این فناوری در ایران، گام اول این پروژه است. مراحل بعدی عبارت است از واداشتن ایران به کنارگذاشتن توان موشکی، قطع حمایت از محور مقاومت در منطقه،واداشتن ایران به قبول اقتدار جمعی و تقسیم نقش منطقه‌ای خود با رژیم آل سعود،پذیرفتن شروط غرب در مسئله حقوق بشر و در نهایت به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی». در حقیقت پروژه «نرمال سازی ایران» و یا به عبارتی «خلع سلاح ایران از مولفه‌های قدرت‌ساز» ماحصل همکاری مشترک دموکرات‌ها و جمهوریخواهان در آمریکا و کشورهای اروپایی عضو 1+5 و مقامات رژیم صهیونیستی است. «جان کری» وزیر خارجه سابق آمریکا نیز- دی ماه ۹۵- در یادداشتی تاکید کرد: «مذاکرات با تهران برای عقب نشاندن ایران از برنامه هسته‌ای به نتیجه رسید و حالا دولت بعدی آمریکا باید ضمن ادامه اعمال فشار بر ایرانی‌ها، برای عقب نشاندن برنامه موشکی ایران تلاش کند». «باراک اوباما» رئیس‌جمهور سابق آمریکا- فروردین ۹۵- در کنفرانس خبری نشست امنیت هسته‌ای در واشنگتن با اشاره به اینکه روح برجام تغییر رفتار ایران است! مدعی شد: «شرط برخورداری ایران از امتیازات اقتصادی، کنار گذاشتن توانایی موشکی و متوقف کردن اقدامات منطقه‌ای است». «آنگلا مرکل» صدراعظم آلمان و «ترزا می» نخست‌وزیر انگلیس- مهر 96- در گفت‌وگوی تلفنی در اظهارنظری گستاخانه مدعی شدند که: «لازم است جامعه جهانی برای مقابله با فعالیت‌های منطقه‌ای بی‌ثبات‌کننده ایران و بررسی روش‌های رفع نگرانی‌ها درباره برنامه موشکی ایران همراه شود». «ژان ایو لودریان» وزیر خارجه فرانسه- اسفند 96- دراظهارنظری گستاخانه گفت: «ایران باید به نگرانی‌ها درباره برنامه موشکی خود توجه نشان دهد یا اینکه با تحریم‌های احتمالی مواجه خواهد شد». روزنامه «تایمز» رژیم صهیونیستی- مهر 96- در گزارشی نوشت: «بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل، تصمیم ترامپ برای عدم تأیید پایبندی ایران به برجام را تحسین کرد و گفت که این امر فرصتی را برای اصلاح این توافق و خنثی‌کردن فعالیت‌های منطقه‌ای ایران به وجود آورد». همنوایی اوباما و ترامپ و اعضای اروپایی 1+5 و مقامات رژیم صهیونیستی درخصوص توان موشکی و قدرت منطقه‌ای ایران موید این موضوع است که دوگانه‌هایی همچون «اوبامای باهوش، ترامپ دیوانه» و «آمریکای بد، اروپای خوب» و موارد مشابه همگی در یک پازل قرار می‌گیرد و آن چیزی نیست جز بزک برجام با هدف اختلال محاسباتی در افکار عمومی و نهادهای تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز. در حقیقت آمریکا با همراهی کشورهای اروپایی با ژست دروغین مخالفت با برجام و نمایش مضحک «پلیس خوب- پلیس بد» به دنبال ایجاد اختلال محاسباتی در افکار عمومی و مجموعه تصمیم‌گیر در دستگاه دیپلماسی است.هدف یکی است؛ دائمی کردن محدودیت‌های برجام و برجامیزه کردن توان موشکی و قدرت منطقه‌ای ایران. اما نکته قابل تأمل اینجاست که پروژه نرمال‌سازی ایران پیش از این نیز توسط آمریکا و همپیمانانش اجرا شده بود. در دوره فعالیت دولت اصلاحات، کشورهای اروپایی در نقش پلیس خوب و آمریکا در نقش پلیس بد ظاهر شدند تا مسیر پیشرفت کشورمان در زمینه انرژی هسته‌ای را سد کنند. در این فضا بود که روند اعتمادسازی دولت اصلاحات آغاز شد. این روند به توافق سعدآباد و بیانیه مشهور سعدآباد انجامید. در توافق سعدآباد، ایران موفق به اخذ هیچ امتیازی از طرف مقابل نشد و در عین حال در زمینه‌های مختلفی از حقوق خود عقب‌نشینی کرد و امتیازات زیادی را به طرف مقابل داد. «آدام ارلی» معاون وقت سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با اشاره به توافق سعدآباد گفت: «وادار کردن ایران به انجام چنین کاری نتیجه یک تلاش چند جانبه بود که ما خواهان آن بودیم و به طور کامل در آن شرکت داشتیم».ارلی همچنین با خوشحالی اعلام کرد: «وزیران امور خارجه سه کشور اروپایی در مذاکرات خود در تهران هیچ امتیازی به ایران نداده‌اند». روحانی در مرداد ماه ۱۳۸۴، در روزهای پایانی مأموریت خود در سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی طی نامه‌ای تاریخی خطاب به محمد البرادعی دبیرکل سابق سازمان انرژی اتمی گزارشی از روند فراز و فرود پرونده هسته‌ای ایران ارائه کرد که خلاصه آن نشان می‌دهد روند دو سال مذاکرات هسته‌ای در دولت اصلاحات با تروئیکای اروپایی(انگلیس، فرانسه و آلمان) به طور کامل به «شکست» رسید و در حالی که جمهوری اسلامی ایران واو به واو تعهداتش را در این مدت اجرا کرد و بسیاری از تاسیسات هسته‌ای خود را به حالت تعطیلی و تعلیق درآورد، سه کشور اروپایی حتی یکی از تعهداتشان را نیز اجرایی نکردند. در بخشی از این نامه آمده است:«متأسفانه، در مقابل اگر نگوییم هیچ، ایران مابه‌ازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قول‌های انجام نشده و درخواست‌های بیشتر روبه‌رو شد». متاسفانه علیرغم تجربه مهم توافق سعدآباد، دولت آقای روحانی(دولت یازدهم) در روندی مشابه، توافق برجام را امضاء کرد. اما- به دلیل خوی سلطه‌گری طرف مقابل و عدم تغییر آن در گذر زمان- همانطور که منتقدان نیز به درستی اشاره کرده بودند، برجام نیز همانند سعدآباد تقریبا و تحقیقا هیچ دستاوردی در پی نداشت. اکنون زمزمه برجام 2 از سوی آمریکا، اروپا و جریان غربگرای داخلی مطرح شده است. نتیجه برجام این شد که «هسته‌ای رفت ولی تحریم باقی ماند». به عبارت دیگر فرجام برجام ثابت کرد که دوگانه «معیشت- هسته‌ای» از اساس نادرست بوده است. گشایش اقتصادی و اقتدار بین‌المللی و عزت پاسپورت ایرانی و دور شدن سایه جنگ با «با اعتماد و تکیه بر ظرفیت‌های عظیم داخلی» و «اقدام و عمل به اقتصاد مقاومتی» و «امتناع از چشم دوختن به نقطه‌های خیالی» به دست می‌آید. برجام تکرارشدنی نیست. مسعود اکبری