۱
۰
سه شنبه ۷ دی ۱۴۰۰ ساعت ۱۴:۵۷

مبانی دفاع و مقاومت در اسلام

مبانی دفاع و مقاومت در اسلام
مبانی دفاع و مقاومت دراسلام چه هست؟ لطفا تفصیلی توضیح دهید
 
1.در رابطه با این موضوع به منابع زیر مراجعه کنید .1-مبانی فقهی دفاع از سرزمین های اسلامیسید جواد ورعی نشریه: حکومت اسلامی » تابستان 1382 - شماره 28 صفحه - از 42 تا 71)
2.مبانی فقهی جهاد ، نویسنده سید جواد ورعی ، ناشر : بوستان کتاب

معرفی کتاب:
دفاع از جان، مال، سرزمین ، حقوق، شخصیت و مقدسات از ابتدایی ترین حقوق انسان است. هم انسان ها و ملت ها ، دفاع مشروع را حق مسلم خود دانسته و ایستادگی در برابر متجاوزان را لازم می دانند. دین اسلام نیز این حق مسلم بشری را تایید و جهاد را که معنا و مفهوم مقدس دارد و با تلاش و استقامت ایثار و فداکاری همراه است ، تشریح نموده و آن را یکی از عبارت های بزرگ شمرده است. در قرآن کریم ده ها آیه و در منابع حدیثی صدها روایت در بیان ارزش و فضیلت جهاد ، انواع ، اقسام حدود و مقررات آن به چشم می خورد که نشانه اهمیت این واجب بزرگ الهی است.

کتاب حاضر در چهار بخش از جهات مختلف به این موضوع پرداخته است.

در قسمت اول با عنوان مبانی فقهی جهاد ابتدایی اقسام جهاد را در قران پیگیری نموده و احکام مربوط به هر کدام با استناد به قران و عترت تجزیه و تحلیل کرده است.

در قسمت دوم که به جهاد ابتدایی عصر غیبت اختصاص دارد ، بخش دیگری از سلسله مباحث کتاب الجهاد است. این بخش به بررسی دلایل اشتراط مانند اجماع، روایات و ... می پردازد.

در قسمت سوم عهده دار تبیین مبانی فقهی دفاع از سرزمین های اسلامی است و به بهانه هجوم نیروهای آمریکایی و متحدانش به سرزمین های اسلامی مانند افغانستان و عراق نگاشته شده و اهمیت این فریضه عقلی و شرعی را تشریح نموده است.

در آخرین بخش در مبانی فقهی عملیالت شهادت طلبانه را بحث می کند و مناسب آن رو آوردن ملت مظلوم فلسطین برای دفاع از سرزمین های خود در برابر اشغالگران صهیونیستی به این نوع دفاع است.

3.مطالعه مقاله زیر در رابطه با این موضوع نیز مفید است :
وجوب دفاع از سرزمین های اسلامی از ضروریات فقه اسلام است و فقیهان شیعه و سنی در آثار فقهی خود در مبحث جهاد بدان پرداخته اند. هر چند چون مسئله از واضحات بوده، به صورت گذرا از آن عبور کرده اند. اما در پاره ای از مقاطع به لحاظ آنکه سرزمین های اسلامی و استقلال مسلمین در معرض هجوم دشمنان قرار گرفته، فقها به تناسب شرایط زمانی بدان پرداخته، رساله ها، بیانیه ها و فتاوایی از خود بجا نهاده اند. علاوه بر تبیین احکام و مسائل جهاد دفاعی مردم را به ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنان اسلام و مسلمین تشویق و ترغیب نموده اند. هر چند سرزمین های اسلامی هیچگاه از خطر هجوم دشمن در امان نبوده و از زمانی که اقتدار اسلام و مسلمین در عرصه جهانی نمودار گشته، مسلمانان هماره در معرض تهاجم بوده اند، اما در بعضی از مقاطع که دشمنان عملا وارد میدان شده و سرزمین های اسلامی را در معرض تاخت و تاز خود قرار داده اند، علمای اسلامی با احساس مسؤولیت بیشتر وارد عرصه شده، هم خود در صفوف مقدم جهاد و مبارزه و دفاع از کیان اسلام و سرزمین های اسلامی قرار گرفته اند و هم مردم را به مقاومت تحریض کرده اند.

امروز نیز یکی از مقاطع حساس تاریخ اسلام بشمار می رود، از این جهت که دشمنان اسلام از بیم گسترش نفوذ و اقتدار مسلمین در عرصه بین المللی به صورت علنی تر مسلمانان را از هر مرام و مکتبی تهدید کرده و به دنبال سیطره بر بلاد اسلامی و چپاول منابع و ثروت های آنان بر آمده اند. فلسطین، افغانستان و عراق نمونه های بارزی از این هجوم در دوران ماست. مستکبران جهان از بیداری اسلامی و تسلط ملت های مسلمان بر سرنوشت خود بیمناکند و از اتحاد و یکپارچگی آنان به شدت در هراسند و مصمم اند تا به هر قیمتی مانع ظهور دوباره تمدن اسلامی شوند. شرایط جدید جهانی ایجاب می کند که مسلمانان به ویژه نسل جوان بیش از پیش با ظرفیت های فراوانی که در مکتب و فرهنگ دینی آنان وجود دارد، و نیز با پیشینه پر افتخار خود آشنا شوند واز عزت و شرافت و استقلال خود دفاع کنند. در میان مباحث متنوعی که در این عرصه قابل توجه است، بحث «دفاع از سرزمین های اسلامی » جایگاه ویژه ای دارد. هر چند وجوب آن از مسائل ضروری اسلام است و جای هیچ گونه تردیدی در آن نیست، اما آشنایی با اهمیت و ارزش دفاع، از یک سو، احکام و مسائل آن از سوی دیگر، همچنین کارنامه مسلمانان در این زمینه در شرایط کنونی حایز اهمیت است.

فلسفه جهاد دفاعی
پیش از بررسی این موضوع در فرهنگ اسلامی، باید توجه داشت که دفاع از جان، مال، زن و فرزند، وطن و سرزمین، شرف، ملیت و استقلال کشور از مقولات مقدس و مورد اتفاق همه انسان هاست. هیچ فردی و هیچ قوم و ملتی تسلیم در برابر متجاوز را نمی پسندد. مردم با هر عقیده و آئینی، دفاع از سرزمین خود را امری مقدس و قابل تحسین می دانند. دستور به مقاومت در برابر متجاوزان اختصاص به مکتب اسلام ندارد، بلکه هر ملتی آن را مشروع و حق مسلم خود می داند. در مکتب قرآن، حیات بشری و بقای اعتقادات مذهبی و اماکن مقدس مرهون حس فطری بشر در دفاع دانسته شده است. قرآن در این باره می گوید:
«اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر، الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا الله و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا و لینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز» (1)

در این آیه، خداوند سبحان به کسانی که تحت ظلم و ستم قرار گرفته اند، اذن جنگ و جهاد داده است. شان نزول آیه مسلمانانی بودند که از شهر و دیار خود - مکه - اخراج شده و اموالشان توسط مشرکان آن دیار مصادره شد. از این رو مصداق مظلومان در این آیه، کسانی هستند که به ناحق از سرزمینشان - تنها به جرم آنکه دعوت حق را لبیک گفته و به اسلام گرویده و خداوند سبحان را پروردگار خود خواندند - بیرون رانده شدند.

از این آیه به خوبی بر می آید که اولا: بیرون راندن مردم از سرزمینشان از مصادیق آشکار ظلم است. ثانیا: جنگ با دشمن مهاجم و ستمگر حق مشروع ستمدیدگان است. «بانهم ظلموا» ; از این رو حتی اگر عده ای غیر مسلمان تحت ستم قرار گیرند و به ناحق از خانه و کاشانه و سرزمینشان اخراج شوند، حق جهاد دفاعی برای آنان محفوظ است. بخش دوم آیات تبیین فلسفه این جهاد دفاعی است. در منطق قرآن اگر پیروان ادیان توحیدی در برابر مهاجمان و متجاوزان ایستادگی نمی کردند، عبادتگاه های آنان منهدم شده و از بین می رفت. از این بیان معلوم می شود که ادیان الهی برای حفظ موجودیت خود و حراست از اعتقادات دینی و مراکز عبادی خود از حق دفاع برخوردارند. پس یکی از فلسفه های مشروعیت جهاد دفاعی حفظ و حراست از معابد و مراکز دینی است و این امر اختصاص به مسلمانان ندارد. حق دفاع در همه مکاتب آسمانی رسمیت دارد.

مهم تر از آن، در منطق قرآن دفاع، ضامن صلاح جوامع و متقابلا تسلیم، عامل بروز فساد در زمین است. «ولو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض »

بعضی از مفسران با استفاده از آیات جهاد، جنگ و جهاد را احیاگر مؤمنان شمرده اند. بدین معنا که جنگ و جهاد - چه به عنوان دفاع از مسلمان و یا کیان اسلام باشد و چه جنگ ابتدایی باشد - همگی در حقیقت دفاع از حق انسانیت در حیات بشری است چرا که شرک به خدا، هلاک انسانیت و مرگ فطرت بشری را در پی دارد. چه اینکه جنگ در حقیقت دفاع از حق انسانیت و تجدید حیات بشری و احیای آن پس از مرگ است. (2)

این که مفسران و دانشمندانی (3) جهاد ابتدایی را نیز به دفاع از حق انسانیت - توحید - بازگردانده اند، بدین خاطر است تا برای همگان قابل فهم باشد، چرا که حق دفاع از خود و همه شؤون حیات بشری، برای همگان شناخته شده و امری مسلم و غیر قابل انکار است. بنابراین تفسیر توحید و یکتاپرستی جزء حقوق عمومی انسان ها است و جنگ و جهاد برای حقوق انسانیت در واقع دفاع از حقوق انسانیت است نظیر جنگ برای آزادی که از حقوق انسانی است.

برای خداوند حفظ دین و مراکز عبادی موحدان عالم امری آسان است، اما سنت الهی آن است که شرایع و ادیان الهی از طریق مردم حفظ شود. مردم نسبت به اعتقادات، عبادتگاها و مراکز دینی و سرزمین خود احساس مسؤولیت کنند و در راه دفاع از آن بایستند. وجود چنین احساسی در مردم و دفاع دربرابر تجاوز دشمن موجب جلب حمایت الهی شده و نصرت الهی را به همراه دارد.

فقیهان نیز در آثار خود به تناسب اشاراتی به فلسفه جهاد دفاعی نموده اند. ابوالصلاح حلبی پس از تبیین وجوب جهاد دفاعی، علت آن را جلوگیری از «تباه شدن حق » ، «شکست دارالایمان » ، «پیروزی کفر و شرک » دانسته است. (4) چنان که شیخ حسن نجفی صاحب جواهر می نویسد:

«اگر کفار بخواهند با حمله به سرزمین های اسلامی، اسلام را محو و شعائر آن را مندرس نمایند که نامی از حضرت محمد (ص) و شریعتش باقی نماند، شبهه ای در وجوب جهاد نیست » . (5)

سید عبدالحسین لاری نیز در بیانیه ای که به منظور بیان وجوب دفاع از سرزمین های اسلامی در جنگ بین الملل اول صادر کرد، «عزت و عظمت دین، رسوا کردن کافران، حفظ اساس اسلام و شکسته شدن بت ها و حفظ احکام حلال و حرام الهی، آشکار شدن حق و عدل و راستی و ابطال کفر و ستم و فسق » را از جمله آثار و برکات جهاد در راه خدا معرفی نمود. (6)

دفاع از سرزمین های اسلامی، جهاد در راه خدا
فقها با استفاده از آیات و روایات، احکام اقسام مختلف جهاد را استخراج کرده و به تفصیل بیان نموده اند. در یک تقسیم بندی کلان جهاد یا ابتدایی است و به منظور دعوت کافران به اسلام و برداشتن موانع رشد و گسترش اسلام انجام می گیرد، و یا دفاعی . اکثریت قاطع فقها دفاع از کیان اسلام و مسلمین، دفاع از سرزمین های اسلامی را قسمی از جهاد شمرده و آن را مشمول اطلاقات و عمومات ادله دانسته اند و از این پندار که «آیات و روایات همگی مربوط به جهاد ابتدایی است و احکام جهاد بر دفاع جاری نمی شود» ، پاسخ داده اند. گرچه بین جهاد ابتدایی و جهاد دفاعی از نظر فروع و احکام تفاوت هایی وجود دارد، اما در بسیاری از احکام نیز با یکدیگر مشترکند. فقیهان وجود تفاوت ها را در پاره ای احکام، موجب خروج دفاع از دایره جهاد ندانسته اند.

شهید ثانی در بیان اقسام جهاد، پس از آنکه از جهاد ابتدایی سخن گفته، قسم دوم جهاد را جهاد دفاعی دانسته، هنگامی که دشمنان کافر بر مسلمانان هجوم آوردند و قصد تسلط بر سرزمین های اسلامی یا به اسارت گرفتن مسلمانان یا گرفتن اموال و چپاول ثروت هایشان و یا تعرض به حریم و زن و فرزند آنان را داشته باشند، زمان جهاد دفاعی است.

«و الثانی ان یدهم المسلمین عدو من الکفار یرید الاستیلاء علی بلادهم او اسرهم او اخذ ما لهم و ما اشبهه من الحریم و الذریه » (7)

شیخ جعفر کاشف الغطاء برای جهاد پنج قسم قائل است که یک قسم آن ابتدایی و چهار قسم نیز دفاعی است. گاه جهاد برای حفظ اساس اسلام در برابر هجوم کفار به سرزمین های مسلمین و شهرها و روستاهای مسلمان هاست «الجهاد لحفظ بیضة الاسلام اذا اراد والکفار الهجوم علی اراضی المسلمین و بلدانهم و قراهم » و هدفش محو اسلام و حاکم کردن کفر و نشانه های آن است. گاه جهاد برای دفع متجاوزان به خون مسلمانان و نوامیس آنهاست. گاه جهاد برای دفاع از گروهی از مسلمان هاست که با گروهی از کافران درگیر شده و خوف استیلای کفار بر آنان می رود و بالاخره گاه جهاد به منظور بیرون راندن کافرانی است که بر سرزمین های مسلمین مسلط شده و نجات مسلمانان از دست متجاوزان است. «الجهاد لدفعهم عن بلدان المسلمین و قراهم و اراضیهم و اخراجهم منها بعد التسلط علیها و اصلاح بیضة الاسلام بعد کسرها و اصلاح ها بعد ثلمها و السعی فی نجاة المسلمین من ایدی الکفرة الملاعین »

وی در ادامه با بیان تکلیف مسلمانان در راه آزادسازی سرزمین های اسلامی با بذل آبرو و مال و سلاح و تدبیر، این نوع از جهاد را برترین اقسام جهاد شمرده و بزرگ ترین وسیله نیل به قرب الهی و افضل از جهاد ابتدایی برای دعوت کفار به اسلام می خواند. «و هذا القسم افضل اقسام الجهاد و اعظم الوسائل الی رب العباد و افضل من الجهاد الرد الکفار الی الاسلام کما کان فی ایام النبی علیه و آله افضل الصلوة و السلام » (8)

اصرار فقها بر جهاد دانستن دفاع آن است که بگویند ارزشی که در مکتب اسلام برای جهاد در رکاب امام معصوم (ع) ترسیم شده، احکامی که بر جهاد و مجاهد در راه خدا مترتب گشته، منحصر به جهاد ابتدایی نبود، بلکه دفاع را هم در بر می گیرد. برای این منظور به اطلاق و عموم آیات و احادیث استناد کرده اند. معقول هم نیست آن همه فضائل که جهاد در راه خدا دارد، نصیب افرادی معدود شود که در زمان معین و محدودی در رکاب امام معصوم می جنگند و اکثریت مسلمانان مؤمن و با اخلاص که در عصر غیبت زندگی می کنند، از آن محروم باشند، آیا کسی که برای رضای خدا و دفاع از دین او و جامعه اسلامی و سرزمین های مسلمانان در برابر هجوم دشمن از جان و مال خود می گذرد، با کسی که در زمان حضور در رکاب امام (ع) با دشمن می جنگد، تفاوت دارد؟ بعید است که از نظر خداوند حکیم میان آنان تفاوتی باشد، چرا که هر دو در راه خدا جهاد کرده اند، بلکه شاید بتوان گفت قدر و منزلت کسی که در زمان غیبت امام جان و مال خود را در راه خدا فدا می کند بیش از آن کسی است که در زمان حضور چنین می کند. چرا که به قول میرزای قمی «حضور امام و ظهور معجز و تاثیر نفس شریعت امام در مبادرت به امتثال و حصول یقین به حقیقت، مدخلیت تمام دارد در امتثال و فرمانبرداری که آن در زمان غیبت نیست پس اجر این عمل در زمان غیبت بیشتر خواهد بود و چنان که در اخبار وارد شده است در مدح ایمان به غیب » (9)

سلار از فقیهان قرن پنجم هجری در جهاد دفاعی، اذن امام یا نایب او را لازم ندانسته و در پایان می نویسد:
«مؤمنین در دفاع خویش در برابر دشمن چه بکشند و چه کشته شوند، چه مجروح کنند و چه مجروح شوند عند الله ماجور و مثابند» (10)

شیخ محمد رضا همدانی در رساله «ترغیب المسلمین الی دفاع المشرکین » ، دفاع از مسلمانان را جهاد در راه خدا خوانده و اهم قربات الهی شمرده است. (11)

دفاعی را که معمولا فقها مصداق جهاد نمی شمارند، دفاع شخصی از جان و مال و زن و فرزند در برابر دزدان و راهزنان است که از بحث ما خارج است، گرچه روایاتی در این مورد نیز وجود دارد مبنی بر اینکه هر کس در چنین مواقعی کشته شود، شهید است. اما دفاع از دین و مکتب به هر صورتی در برابر مهاجمان کافر، مشرک یا مسلمانان فاسق و باغی که کیان اسلام و جامعه اسلامی یا سرزمین های مسلمین یا جان و مال مسلمانان را مورد هجوم قرار دهند، قطعا جهاد در راه خداست. تنها به نقل سخنان دو تن از فقیهان نامور شیعه در این زمینه اکتفا می کنیم:

سید علی طباطبایی صاحب «ریاض المسائل » از اطلاق جهاد بر «دفاع در برابر هجوم کفار» سخن گفته است. «و قد یطلق علی جهاد من یدهم علی المسلمین من الکفار بحیث یخافون استیلائهم علی بلادهم و اخذ مالهم او ما اشبهه و ان قل .» (12)

شیخ حسن نجفی صاحب جواهر نیز دفاع از اساس اسلام و جامعه اسلامی را در برابر هجوم دشمن در زمان غیبت جهاد در راه خدا دانسته و در این زمینه به اطلاق ادله استناد جسته است. «ظاهر غیر واحد کون الدفاع عن بیضة الاسلام مع هجوم العدو فی زمن الغیبة من الجهاد لاطلاق الادلة » (13)

وجوب جهاد دفاعی در قرآن
وجوب جهاد دفاعی از ضروریات فقه است که به حکم عقل و شرع واجب گشته است. صاحب جواهر معتقد است که اجماع محصل و منقول بر وجوب جهاد دفاعی وجود دارد، چنانکه روایات خاص و آیات عام بر این مطلب دلالت می کند. از کلمات اصحاب بر می آید که آن را یکی از اقسام جهاد می دانند از این رو آیات و روایات شامل این نوع از جهاد هم می شود هر چند شرایط خاص جهاد ابتدایی در آن معتبر نیست. (14)

به منظور آشنایی با پاره ای از آیات و روایات و نکات ارزنده ای که در هر کدام وجود دارد، تعدادی از آنها را به اختصار مورد بحث قرار می دهیم .

× آیه اول: «قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین و اقتلوهم حیث ثقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوکم و الفتنة اشد من القتل و لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتی یقاتلوکم فیه فان قاتلوکم فاقتلوهم کذلک جزاء الکافرین » (15)

آیه نخست ظهور روشنی در وجوب جهاد دفاعی دارد و مجوز جنگ با کفار محارب است. شان نزول آیه نیز مربوط به پس از صلح حدیبیه است. مشرکان بر اساس صلح حدیبیه متعهد شدند که از سال آینده مکه را به مدت سه روز در اختیار مسلمانان قرار دهند تا برای زیارت خانه خدا به مکه سفر کنند. رسول خدا به وعده کفار اطمینان نداشت، احتمال می داد که خلف وعده کنند و راه مکه را مسدود نمایند. و پیامبر از اینکه در ماه حرام با آنان روبه رو شده و مجبور به جنگ شود، ناخشنود بود. این آیه به همین مناسبت نازل شد و دستور جنگ با کسانی را که با مسلمانان می جنگند، صادر کرد و البته هشدار داد که از حدود تعیین شده در این جهاد دفاعی تجاوز نکنید.

در آیه دوم فتنه گری مشرکان را مهم تر از جنگ در ماه های قتال شمرده و بدین وسیله نگرانی پیامبر را برطرف ساخت. محقق اردبیلی حتی احتمال شمول آیه نسبت به «دفاع شخصی از جان و مال در برابر محارب » را نیز مطرح کرده است. از نظر وی آیه ظهور در جهاد دفاعی دارد و حتی حرم بودن محل جنگ یا ماه حرام بودن زمان وقوع جنگ در جهاد دفاعی بلامانع است. (16)

علامه طباطبایی، آیه مبارکه را اعم از جهاد ابتدایی و دفاعی دانسته، با این استدلال که ظاهر آیه آن است با افرادی که حالت تخاصمی با شما دارند، هر چند اقدام به جنگ با شما نکرده اند، بجنگید، مانند مشرکان مکه که دشمن مسلمانان بودند. و این آیه را از نظر سیاق مانند آیه «اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا . . .» دانسته است. (17)

از این بیان نیز بر می آید ظهور آیه نسبت به جهاد دفاعی مسلم است و برخی از مفسران در صدد تعمیم آن به جهاد ابتدایی اند.

نکته مهمی که از آیه دوم استفاده می شود واختصاص به بحث ما دارد، آن است که بازپس گیری سرزمین های اسلامی از دست دشمنان دین و بیرون راندن آنان از آنجا، همچنین جنگ و جهاد با مشرکانی که سرزمین های اسلامی را به تصرف خود در می آورند، ضرورت دارد. (18) مکه پایگاه توحید و شهر رسول خدا، مرکز وحی و اسلام بود و به مسلمانان تعلق داشت، مشرکان نه تنها حق بیرون راندن مسلمانان را از این شهر نداشتند، بلکه خود باید از سرزمین های مقدس و حرم الهی اخراج می شدند. از این رو، مسلمانان در این آیه موظف شده اند که برای بازپس گیری سرزمین اسلامی خود با فتنه گران جهاد کنند و آنان را از مکه بیرون برانند، چه اینکه در سال های بعد که مکه بدست مسلمانان فتح شد، دستور داده شد که هیچ مشرکی حق ورود به این شهر را ندارد.

× آیه دوم: «یا ایها الذین امنوا قاتلوا الذین یلونکم من الکفار ولیجدوا فیکم غلظة . . .» (19)
امین الاسلام طبرسی معتقد است که آیه دلالت دارد بر اینکه اهل هر سرزمینی وظیفه دارند چنانکه از دشمنی بر اصل و اساس اسلام خوف داشته باشند، باید از خود و مسلمانان دفاع کنند حتی اگر امام عادلی در بین آنان نباشد. (20)

علامه طباطبایی معتقد است که آیه امر به جهاد عام کرده که گسترش اسلام را در پهنه گیتی در پی دارد. هر طائفه ای از مؤمنان وظیفه دارند با کافرانی که نزدیک آنها هستند، بجنگند تا اسلام گسترش یابد و در سراسر دنیا حاکمیت پیدا کند و همه مردم را در بر بگیرد. (21)

به نظر می رسد که آیه شریفه ناظر به امری عقلایی در کیفیت برخورد با دشمن است. در نبرد با کافران، گروهی که به مسلمانان نزدیکترند و خطرشان بیشتر است، در اولویت اند بخصوص که جنگ همزمان با کفار نزدیک و دور، کار دشواری است. اصولا رفتار مسلمانان باید به گونه ای باشد که دشمنان هوس توطئه و نفوذ بر علیه مسلمانان را از سر بیرون کنند دعوت به آمادگی نظامی و دفاعی مسلمانان در قرآن به همین منظور و هدف است.

به هر حال، بعضی از فقها با استناد به تفسیر مجمع البیان برای مشروعیت، بلکه وجوب جهاد دفاعی استدلال به آیه را مطرح کرده اند. (22)

× آیه سوم: «واعدوا لهم مااستطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم . . .» (23)
آیه مبارکه دستور آمادگی و تجهیز نظامی را با هر وسیله ممکن به مسلمانان می دهد تا دشمنان خدا همواره از قدرت آنان در هراس باشند. معمولا چنین دستوری به منظور آمادگی نظامی برای دفاع از هرگونه تجاوزی صادر می شود وجنبه بازدارندگی دارد تا قدرت نظامی مانع هرگونه تجاوزی شود. هر چند این دستور شامل صورتی هم که حکومتی و لشکری تصمیم به حمله داشته باشد می شود، اما با آمادگی دفاعی سازگارتر است. وقتی آمادگی نظامی به هر وسیله ممکن بر مسلمانان واجب باشد. قطعا دفاع در برابر تجاوز که هدف از آمادگی نظامی است، واجب خواهد بود و گرنه تسلیم شدن در برابر دشمن نیاز به آمادگی نظامی ندارد و این دستور لغو خواهد بود. مسلمانان موظفند خود را به گونه ای آماده نگاه دارند که دشمنان خدا و مسلمانان هوس تجاوز به ایشان را نکنند. در آیه مبارکه وجوب دفاع در برابر تجاوز امری مسلم فرض شده و لذا دستور آمادگی نظامی داده شده است.

× آیه چهارم: «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا .» (24)
آیه شریفه هرگونه سلطه ای را از جانب کافران بر مسلمانان نفی کرده (نکره در سیاق نفی مفید عموم است) . مفسران و فقیهان آیه را در مقام انشاء دانسته اند. (25) بدین معنا که خداوند هیچ قانونی جعل نکرده که در پرتو آن کافر بر مسلمان سلطه پیدا کند. از این رو مسلمانان باید با عمل به قوانین الهی از هرگونه سلطه پذیری در برابر دشمن بپرهیزند. فقها با استفاده از این آیه و دلائل دیگر قاعده «نفی سبیل » را استخراج کرده و در مباحث مختلف فقهی، هر جا که نوعی ولایت و سلطه کافر بر مسلمان مطرح بوده، با استناد به این قاعده نفی کرده اند. از آن جمله ازدواج زن مسلمان با مرد کافر، مالکیت شخص کافر بر عبد مسلمان، انعقاد هر پیمانی که موجب سلطه کافران بر مسلمانان باشد، مانع بودن کفر برای وراثت و ده ها نمونه دیگر. (26)

دین مقدس اسلام هیچ گونه سلطه ای را که کافر بر مسلمان پیدا کند، به رسمیت نشناخته، بلکه ولایت وعزت اسلام و مسلمین را بر همه ملت ها و مکتب ها مطرح ساخته است. «ولله العزة و لرسوله و للمؤمنین » . (27)

به طور طبیعی مسلمانان مجاز نیستند سلطه کافران را بر خود و سرزمین های اسلامی بپذیرند. و بدین وسیله دستور خدا و پیامبرش را نقض کنند. گرچه هر انسانی تکوینا آزاد است، اما مسلمان تشریعا حق پذیرش سلطه کافر را ندارد. سیره اولیای دین و فقها نیز چنین بوده، در برابر هر قانون، سیاست و حرکتی که از آن بوی سلطه کفار بر مسلمانان و زیر پا رفتن شرف و استقلال و عزت مسلمانان به مشام می رسیده، عکس العمل نشان داده اند.

شبیه این آیه، حدیث مشهور نبوی است «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه » (28) شهرت روایت که موجب قبول آن توسط فقها شده، آن را از بررسی سندی بی نیاز کرده است. (29) فقیهان از این حدیث «برتری مطلق اسلام » را استفاده کرده اند، نه تنها کفر بر اسلام برتری ندارد، بلکه حتی با آن برابر هم نیست. معنای علو و برتری در روایت، سلطه و استیلاست و قهرا مقصود، اثبات علو مسلمین در برابر پیروان مکاتب دیگر است.

بدیهی است که هجوم دشمن به سرزمین های اسلامی به تسلط آنان بر شؤون مختلف زندگی مسلمانان منتهی می شود و به حکم این روایت نامشروع است و دفاع در برابر این هجوم واجب می باشد. چه اینکه تسلیم در برابر چنین هجومی، که عزت و شرافت و برتری مسلمین را خدشه دار می کند، مجاز نبوده و از نظر قرآن و روایات محکوم است. مسلمانی وظایف و مسؤولیت هایی را به همراه دارد و یکی از مهم ترین آنها دفاع از دین، مکتب، جامعه و سرزمین های اسلامی و جان و مال و ناموس مسلمان هاست، هر چند دفاع از سرزمین، شرف، استقلال، جان و مال و زن و فرزند برخاسته از فطرت انسان است و در هر مرام و مکتبی ضرورت دارد.

اضافه بر آیات فوق، آیات دیگری وجود دارد که اطلاقشان شامل جهاد دفاعی هم می شود و مورد استناد فقیهان قرار گرفته است.

- «کتب علیکم القتال و هو کره لکم و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم . . .» (30)

- «جاهدوا فی الله حق جهاده هو اجتبیکم . . .» (31)

- «فلیقاتل فی سبیل الله الذین یشرون الحیوة الدنیا بالاخره و من یقاتل فی سبیل الله فیقتل او یغلب فسوف نؤتیه اجرا عظیما» (32)

- «یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون .» (33)

اضافه بر آیات جهاد که ضرورت دفاع از استقلال مسلمین و سرزمین های اسلامی را به عنوان یکی از انواع جهاد اثبات می کرد، روایاتی هم در جهت نشان دادن ضرورت جهاد دفاعی وجود دارد که برای جلوگیری از طولانی شدن این نوشته از نقل آنها صرفنظر می نمائیم .

اهمیت جهاد دفاعی بر جهاد ابتدایی
ازمقایسه احکام جهاد ابتدایی و جهاد دفاعی به خوبی بر می آید که جهاد دفاعی از جهاتی بر جهاد ابتدایی ترجیح دارد و از همیت بیشتری برخوردار است و البته وجه آن هم تا حدودی روشن است. جهاد ابتدایی به منظور دعوت کفار به اسلام و گسترش دامنه اسلام است، اما جهاد دفاعی به منظور جلوگیری از محو اسلام و از بین رفتن جامعه اسلامی و حراست از استقلال و جان و مال و ناموس مسلمان ها است.

اینک پاره ای از احکام که نشانگر اهمیت جهاد دفاعی است:
1 . وجوب جهاد دفاعی، مطلق است
اکثریت قاطع فقها با صراحت اعلام کرده اند که وجوب جهاد ابتدایی مشروط به شرایطی است که به تفصیل در «کتاب الجهاد» مورد بحث قرار گرفته از آن جمله، مرد بودن، سلامت جسمانی، حریت، بلوغ، حضور امام معصوم (ع)، اذن امام، برخورداری از امکانات مالی برای حضور درمیدان جنگ و جهاد. اما هیچ یک از شرائط مذکور در جهاد دفاعی لازم نیست، تنها قدرت و توانایی بر دفاع و مقاومت در برابر دشمن کافی است که جهاد بر انسان واجب شود. درمیان قدما شیخ مفید، (34) ابن حمزه، (35) ابن زهره، (36) ابن براج، (37) ابی الحسن حلبی (38) کیدری (39) و شیخ طوسی (40) با صراحت این مطلب را در آثار فقهی خود آورده اند.

در میان فقهای اعصار بعدی علامه حلی (41) ، شهید ثانی (42) ، ابن فهد حلی (43) ، سید علی طباطبایی، (44) شیخ حسن نجفی، (45) میرزای قمی، (46) کاشف الغطاء و گروهی دیگر قائل به اطلاق وجوب جهاد دفاعی اند که برخی از آنان با صراحت این فرع را مطرح کرده و شرائط جهاد ابتدایی را در دفاع نفی کرده اند.

کاشف الغطاء ضمن بر شمردن شرایط وجوب جهاد ابتدایی، هیچ یک از آنها را در جهاد دفاعی معتبر نمی داند و تنها قدرت و عدم عجز را کافی می شمارد. وی معتقد است همه افراد - چه دور دست و چه نزدیک - وظیفه دارند در سپاه مسلمین حاضر شوند و این وجوب، کفایی است و مادامی که به مقدار نیاز جمع نشده باشند، تکلیف بر عهده همه است. (47)

حتی صاحب ریاض می افزاید: «اگر از کثرت سواد (نیرو و سیاهی لشکر) ضرری دفع شود، واجب است که اولیای دیوانگان و کودکان ایشان را در لشکر اسلام حاضر کنند .» (48)

امام خمینی در کتاب امر به معروف و نهی از منکر فصلی را با عنوان «دفاع » گشوده و زوایای مختلف آن را در برابر هجوم نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دشمنان اسلام مطرح نموده اند. دفاع از بلاد مسلمین را در برابر دشمنی که برای اساس اسلام و مسلمین خطر دارد، به هر وسیله ممکن مانند بذل جان و مال بدون هیچ قید و شرطی واجب شمرده اند. چه اینکه دفاع در برابر استیلای سیاسی و اقتصادی دشمنان را که به اسارت سیاسی و اقتصادی و وهن اسلام و مسلمین و ضعف ایشان می انجامد، از طریق روش های مشابه و مقاومت های منفی مانند تحریم کالاهای آنان و ترک مراوده و رابطه سیاسی و تجاری واجب دانسته اند. (49)

در جهاد ابتدایی اذن والدین، اذن مولی برای عبد، اذن طلبکار برای کسی که بدهکار است و زمان بدهکاری اش فرا رسیده، لازم است ولی در جهاد دفاعی فقها اذن را معتبر نمی دانند. وجه آن هم روشن است چرا که در برابر حمله دشمن، اصل و هدف، دفاع و ایستادگی در برابر دشمن است، این تکلیف بر عهده یکایک مسلمان هاست، چنین نیست که اگر مسلمان آزاد (احرار) توان دفاع نداشته باشند، همه مسلمانان باید تسلیم دشمن شوند، بلکه بر بردگان نیز واجب است و مولی نمی تواند مانع او در جهت دفاع از اسلام و مسلمین شود. چرا که به حکم عقل و شرع دفاع در برابر دشمن متجاوز در مقایسه با لزوم اطاعت از والدین یا مولی از اهمیت بیشتری برخوردار است. قاضی ابن براج در پاسخ به این سؤال «اگر کسی دینی بر عهده داشت، جهاد بر او واجب است یا نه؟» ضمن تشریح صور مختلف و اینکه در صورت سر رسید بدهی اول باید بدهی اش را بپردازد، نوشته است:

«این امر در صورتی است که جهاد بر او متعین نشده باشد، ولی اگرجهاد بر او متعین شود و دشمن سرزمین او را محاصره کند، بر همه مردم جهاد و دفاع واجب است و احدی نمی تواند کسی را در این وضعیت از دفاع باز دارد چه اینکه پدر و مادر می توانند شخص را از جهاد بازدارند مگر در جهادی که بر شخص واجب عینی گردد .» (50)

ابن جنید نیز در جهاد غیر دفاعی سرپیچی از فرمان پدر و مادر را ممنوع شمرده است. (51)

قول به اطلاع وجوب جهاد دفاعی اختصاص به فقیهان شیعه ندارد و فقهای مذاهب اهل سنت نیز جهاد دفاعی را واجب عینی دانسته و مشروط به شرایط جهاد ابتدایی نمی دانند. (52)

2 . همکاری با جائر در جهاد دفاعی
فقها همکاری با سلطان جائر را به طور کلی حرام دانسته اند، اما در خصوص جهاد دفاعی به لحاظ اهمیت و ضرورت آن، با شرایطی همکاری با او را تجویز کرده اند. مثلا شرط کرده اند که شخص با هدف دفاع از اساس اسلام و جامعه اسلامی و سرزمین های اسلامی و جان و مال مسلمین با سلطان جائر همکاری کند نه به قصد دفاع از وی، و در این فتوا به روایتی از امام کاظم (ع) استناد کرده اند که حضرت فرمود: «فان خاف علی بیضة الاسلام و المسلمین قاتل فیکون قتاله لنفسه لا للسلطان لان فی دروس الاسلام دروس ذکر محمد (ص)» (53)

شیخ طوسی در این زمینه می گوید:
«جهاد با پیشوایان جور یا بدون اذن امام خطاست و کسی که بدان اقدام کند، مرتکب گناه شده و اگر عملش صحیح هم باشد، پاداشی ندارد و اگر به خطا رفته باشد، گنهکار است مگر آنکه مسلمانان از سوی دشمن مورد هجوم واقع شوند و اساس اسلام یا سرزمین اسلامی یا گروهی از مسلمانان در معرض خطر قرار گیرد که در این صورت جهاد با آنان و دفاع واجب است مشروط بر اینکه مجاهد قصد دفاع از خود و اسلام و مؤمنین را داشته باشد و قصد جهاد به همراه حاکم جائر را نکند، چنان که قصد جذب، مسلمان کردن و داخل نمودن دشمن به جرگه مسلمانان را نداشته باشد .» (54)

علامه حلی نیز در آثار متعددش جهاد دفاعی با سلطان جائر را برای مقابله با دشمنان اسلام و مسلمین واجب دانسته است. (55)

3 . جهاد دفاعی وظیفه ای همگانی
جهاد دفاعی تنها بر کسانی واجب نیست که از سوی دشمن مورد هجوم قرار گرفته اند، بلکه همه مسلمانان وظیفه دارند در مقام دفاع از مسلمانانی که در بخشی از سرزمین های اسلامی مورد تجاوز قرار گرفته اند، دفاع کنند و با جان و مال خود در راه خدا جهاد نمایند. بخصوص اگر کسانی که مورد حمله قرار گرفته اند توانایی مقاومت در برابر مهاجمان را نداشته باشند.

این مطلب مورد اتفاق فقهای شیعه و اهل سنت است، چون ادله عام است و اختصاص به گروه معینی از مسلمانان ندارد، اضافه بر آن احادیثی چون «من سمع مسلما ینادی یا للمسلمین و لم یجبه فلیس بمسلم » (56) و «من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس و «المؤمنون اخوة تتکافئ دمائهم و هم ید علی من سواهم » (58) پیامبر گرامی اسلام (ص) مسئولیتی همگانی را برای مسلمانان اثبات می کند. متاسفانه جدایی مسلمانان از یکدیگر و تشکیل کشورهای مختلف اسلامی با مرزهای جداگانه و تجزیه نمودن قدرت واحد مسلمین به قدرت های کوچک موجب شده که دولت های مسلمان نسبت به یکدیگر احساس مسؤولیت نکنند و اهتمام دولت یا ملتی به منظور حمایت از مسلمانان تحت ستم «دخالت در امور کشورهای دیگر» تلقی شود و در مجامع ساخته و پرداخته قدرت های بزرگ استکباری محکوم گردد. در فرهنگ اسلامی دفاع از مسلمانانی که مورد حمله کفار و مشرکان قرار می گیرند وظیفه همه مسلمان ها اعم از دولت ها وملت ها است. البته این حمایت می تواند در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی باشد.

عبارات بعضی از فقها در این خصوص عام بوده و جهاد را مخصوص کسانی ندانسته اند که مورد هجوم واقع می شوند و بعضی از عبارات دیگر با صراحت از مسؤولیت همگان در جهاد دفاعی حکایت دارد. ابوالصلاح حلبی می نویسد:

«اگراز بعضی از کافران یا محاربان بر سرزمین های اسلامی خطری متوجه شود بر اهل هر منطقه ای جنگ با کسانی که در نزدیکی آنها هستند و دفاع از دارالایمان واجب است و بر کسانی که در مناطق دوردست زندگی می کنند، واجب است به نزدیک ترین مرزهای نبرد با کفار کوچ کنند البته مشروط بر اینکه مناطق درگیر با کفار نیازمند یاری آنها باشند تا بدین وسیله هر منطقه ای از سرزمین های اسلامی از وجود مجاهدان و مدافعان از حریم اسلام و مسلمین برخوردار شوند و دراین صورت کوچ بر دیگران که در مناطق دور زندگی می کنند ساقط شود .» (59)

شهید ثانی با صراحت اعلام می کند که «جهاد دفاعی تنها بر مسلمانانی واجب نیست که مورد هجوم دشمن اند بلکه بر هر کسی که خبر از وضعیت مسلمین دارد، واجب است اگر نداند که مسلمانان مورد هجوم واقع شده توان مقاومت دارند و البته کسانی که به منطقه درگیری نزدیکتر باشند، تکلیف در باره آنان بیشتر است .» (60) کاشف الغطاء نیز آن را بر همگان واجب کفایی شمرده، مادامی که به مقدار نیاز به دفاع برنخاسته باشند، تکلیف از هیچ کس ساقط نمی شود. (61)

شیخ محمد رضا همدانی در «رساله جهادیه » خود می نویسد:
«[یکی از اقسام جهاد] دفاع کفار از مسلمین است که آن را جهاد گویند و این قسم از جهاد، مشروط نیست به وجود امام (ع) یا نائب خاص او، بلکه در زمان غیبت امام (ع) فقیه جامع شرایط می تواند متولی جهاد به این معنا شود. پس هرگاه مشرکین در مقام جنگ با طایفه ای از طوایف مسلمین بر آیند، هرگاه خود آن طایفه کفایت در رفع شر آنها نمایند، بر سایرین لازم نیست که به مقام مقاتله برآیند و اگر کفایت نکنند، بر کسانی که به آن طایفه نزدیکترند واجب است که اعانت از ایشان بنمایند و دفع فتنه کفار را از ایشان کنند و اگر اقرب کفایت نکند، بر اقرب به اقرب لازم است و هکذا به ترتیب تا رفع کفار شود، اگر هیچ یک اقدام نکند همه مؤاخذ و معاقب خواهند بود و فرقی نیست در وجوب اعانت میان اینکه خوف بر دین باشد یا بر عرض و مال مسلمین که درهر صورت لازم است که اعانت نمایند از مسلمین که کفار بر ایشان هجوم آورده است .» (62)

صاحب ریاض در باره سر اینکه چرا دفاع وظیفه ای همگانی است و تنها بر عهده کسانی نیست که مورد هجوم قرار گرفته اند، نکات قابل توجهی دارد، می نویسد: «این دشمن که قصد بیضه اسلام دارد اکتفا نمی کند به مسلمی دون مسلمی و ولایتی دون ولایتی، خواه بالفعل عزم آن کرده باشد یا نه . بلی غایت امر این است که چون او را تملک همگی به یکبار میسر نیست، قصد بعضی بلاد و استیلای بر نفوس و اموال اهل آن را مقدم داشته تا پس از آنکه در آن بلاد مستقل شود و اهل آن مضمحل کند، تسخیر سایر بلاد را عازم و استیصال سایر مسلمین را جازم شود و بالاخره از اسلام رسمی و از مسلم رسمی باقی نگذارد چنان که هر که تتبعی از احوال ملوک دارد به علم عادی داند که پادشاهان را اکتفا نیست به مملکتی دون مملکتی و جماعتی دون جماعتی بلکه به افزودن ملکی، طمع ایشان به ملک دیگر فزاید .» (63)

4 . دفاع در برابر هر مقدار از کفار
در جهاد ابتدایی شرط است که تعداد کفار بیش از دو برابر مسلمانان نباشد، اما در جهاد دفاعی بر مسلمانان دفاع واجب است هر چند کفار تعدادشان چند برابر مسلمانان باشد تنها شرط جهاد دفاعی مقاومت و ایستادگی در باره هر یک از مسلمان ها است. (64) بنابراین نمی تواند به بهانه آنکه توان نظامی و دفاعی مسلمانان بسیار کمتر از دشمن است، از وظیفه دفاع شانه خالی کرد. فدا کردن جان و مال در دفاع از اسلام و سرزمین های اسلامی کاملا مشروع بوده و اجتناب ناپذیر است. پس شرط وجود دفاع در برابر دشمن علم به پیروزی در دفاع نیست.

5 . دفاع در هر زمان و مکان
یکی دیگر از شرایط جهاد ابتدایی آن است که در ماه های حرام و نیز در سرزمین امن الهی نباشد ولی در دفاع که مسلمان ها صرفا در مقام دفاع از هجوم دشمن اند، چنان که در ماه های حرام به بلاد اسلامی حمله کنند، به حرمین شریفین هجوم آورند، دفاع واجب است و زمان و مکان یاد شده مانع وجوب دفاع نیست. (65) چه اینکه جهاد سالی یک مرتبه واجب است ولی دفاع هر گاه لازم باشد، و اسلام و مسلمین در خطر باشند، واجب است. (66)

6 . دعوت کفار به اسلام شرط نیست
در جهاد ابتدایی مسلمانان وظیفه دارند قبل از شروع جنگ کفار را به اسلام دعوت کرده و با ایشان اتمام حجت کنند. و اگر نپذیرفتند به جنگ بپردازند ولی در دفاع چنین شرطی نیست و مسلمانان موظف به دفاع اند. (67)

7 . اجبار مردم به حضور در دفاع
در جهاد دفاعی در صورتی که به مقدار کافی نیرو برای دفاع بسیج نشوند، حاکم اسلامی می تواند به اجبار و حتی تنبیه افراد آنان را به حضور در میدان دفاع حاضر کنند. «مسلمانی » بلکه «شهروندی » در یک نظام حکومتی، وظایفی را بر عهده انسان می نهد. صاحب ریاض در حمله روس ها به ایران این فتوا را صادر کرده و علت آن را چنین تشریح می کند:
«این حادثه عظمی که در این بلاد روی داده، حادثه ای است که اگر چاره آن نشود خوف ها از عاقبت آن حاصل است. . . بلکه رفته رفته اساس اسلام بی نظام خواهد شد .»

ایشان درادامه تشویق و ترغیب مردم به حضور در میدان و یاری دین خدا و رسول خدا را وظیفه علما می شمارد. (68)

8 . ضرورت تامین مخارج جهاد از سوی مردم
در جهاد ابتدایی حاکم اسلامی نمی تواند برای تامین مخارج جنگ به زور متوسل شده و مخارج آن را از مردم دریافت کند و آنها را در تنگنا قرار دهد. بلکه جهاد ابتدایی شرط وجوبش توانایی مالی کشور اسلامی و مسلمانان است ولی در دفاع، در صورت نیاز جنگ و جهاد به بودجه و عدم کفایت بودجه عمومی بیت المال، حاکم می تواند به اجبار از مردم مخارج دفاع را دریافت کند. (69)

9 . وجوب مطلق مرزبانی
جواز جنگیدن مرزبانان سرزمین های اسلامی در جهاد ابتدایی مشروط به اذن امام یا نایب خاص اوست ولی در جهاد دفاعی اذن آنان شرط نیست و تنها اذن فرمانده جنگ کافی است. مرزبانی کشور اسلامی به منظور مطلع کردن مسلمانان از هجوم کفار، چنان که حمله دشمن محتمل باشد مرزبان نیز قصد دفاع از اسلام و مسلمین را داشته باشد، واجب کفایی است و اگر به چنین قصدی نباشد، مستحب است. (70)

10 . لزوم دفاع در برابر هر دشمن
جهاد ابتدایی فقط با کفار مشروع است ولی جهاد دفاعی با هر دشمنی که سرزمین های اسلامی و جان و مال مسلمانان را تهدید کند، واجب است هر چند دشمن گروهی از مسلمانان فاسق و ریاست طلب و دنیا خواه باشند. این نکته نیز نشان از اهمیت دفاع از سرزمین های اسلامی دارد. و ریختن خون چنین مسلمانانی که با کفار همدستی کرده و به جنگ مسلمانان آمده اند، مباح است. صاحب ریاض ضمن بیان این حکم مسلمانان را از همکاری با کفار و مشرکان هشدار می دهد و به نکاتی بس ارزشمند اشاره دارد، می گوید:

«اگر مسلمانان تصور کنند که در مصاحبت و متابعت کفار ضرری به دین ایشان نخواهد رسید این تصوری است باطل، چه قصد مشرکین ابطال دین مبین و استیصال آیین مسلمین است. چنان که به حکم عادت، هر ذی ملتی رواج ملت خود و کساد سایر ملل خواهد و اگر کفار در آغاز کار به ملاحظه مصلحت، اخفای قصد خود کنند و ضرر به دین ایشان نرسانند، بی شبهه پس از ابتلای تام، اظهار مقصود نمایند و اثری از دین ایشان نگذارند و اگر قصد کفار محو دین نباشد، باز دین مسلمانانی که محکوم کفارند به مصاحبت آنها در معرض تلف خواهد بود، چه صحبت از تاثیر تام است و حب جاه و مال طبیعی اکثر عوام، و کفاری که تسلط دارند صاحب جاه و اقتدارند و مالک اعتبار و مصدر خیر و شراند و منشا نفع و ضر. امر آنها نافذ است و قول آنها مسموع و مسلمانانی که اقتداری در دین و اختیاری از خود ندارند، غالبا عوامند و آن قوت ایمان ندارند که با مصاحبت و محکومیت کفار در دین خود ثابت و برقرار باشند بلکه بالبدیهه میل به کفار می کنند و بیم آن است که اسلام ایشان منجر به کفر شود و اگر اندیشه ارتداد پیران سالخورد نباشد، لامحاله خوف حاصل است از فساد اعتقاد کودکان خردسال . . .» (71)

11 . نقض عهد و امان در صورت ضرورت
در جهاد ابتدایی در صورتی که اهل ذمه یا امان، بر خلاف معاهده با دولت اسلامی عمل نکرده باشند، نمی توان مواد عهدنامه با ایشان را نقض کرد، ولی در جهاد دفاعی مسلمانان می توانند در صورت ضرورت و مصلحت در امر دفاع از سرزمین های خود، عهد ذمه یا امان یا مهادنه و امثال آن را نقض کنند، حتی اگر طرف آن قرارداد، به شرائط ملتزم باشد. (72) نقض یکطرفه عهد خود با دیگران - علی رغم تاکید فراوان اسلام بر وفاداری به عهد و پیمان - نشان دیگری از اهمیت دفاع از اسلام و سرزمین های اسلامی دارد.

همه امور یاد شده حاکی از اهمیت جهاد دفاعی است چرا که اساس اسلام یا جامعه اسلامی یا جان و مال و ناموس مسلمین در معرض خطر است و دفاع بر هر امر دیگری تقدم دارد و بر اساس قاعده عقلایی اهم و مهم، فدا کردن مهم برای امر اهم ضروری است. چه این که از دیدگاه کاشف الغطاء جهاد دفاعی از جهاد ابتدایی افضل است و در میان اقسام مختلف جهاد دفاعی نیز، دفاع از سرزمین های اسلامی و بیرون راندن متجاوزانی که وارد سرزمین های اسلامی شده اند، از اقسام دیگر برتر است. (73)

سیره فقها در دفاع از سرزمین های اسلامی
فقها اضافه بر اینکه در کتب فقهی استدلالی به بیان احکام و مسائل جهاد و دفاع پرداخته اند، در مواقع لزوم که سرزمین اسلامی یا عزت و استقلال مسلمین در معرض تجاوز بیگانگان قرار می گرفت، با احساس مسؤولیت وارد میدان شده، هم با بیان حکم خدا مردم را به دفاع و ایستادگی در برابر دشمن ترغیب می کردند و هم خود لباس رزم بر تن کرده و در میدان جنگ حضور می یافتند. علی رغم آنکه با سلاطین و حاکمان جائر سرناسازگاری داشتند و آنان را غاصب منصب ولایت می دانستند، هرگاه با هجوم متجاوزان به بلاد اسلامی مواجه می شدند، بر اساس قاعده دفع افسد به فاسد، مجوز همکاری با سلاطین جائر را صادر می کردند. هم به آنان اذن تصدی امر دفاع را می دادند تا در این جنگ امر و نهی و تصرفاتشان مشروع باشد و مردم به همکاری آنان رغبت نمایند و هم مردم را به یاری و مساعدت آنان فرا می خواندند. در دو سده اخیر که اوج هجوم دشمنان اسلام به بلاد اسلامی بوده و استعمارگران به دنبال شکستن اقتدار مسلمین و چپاول ثروت های آنان بودند، حضور حماسه آفرین فقیهان شیعه و اهل نت بسیار برجسته تر از مقاطع دیگر تاریخ فقه و فقهاست. گرچه حضور آنان در عرصه سیاست و احساس مسؤولیت نسبت به سرنوشت مسلمین بسیار فراتر از حضور در جبهه های دفاع از سرزمین های اسلامی است و مواردی را هم که دشمنان با تحمیل قرار دادهای اقتصادی و سیاسی بر شؤون مسلمین تسلط پیدا می کردند، شامل می شود. از آنجا که حمله دشمن به سرزمین های اسلامی منحصر به هجوم نظامی و پیاده کردن نیرو نیست، بلکه راه های به زنجیر کشیدن ملت ها در موارد مختلف به صورت نامرئی و با نفوذ در ارکان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیز انجام می گیرد و بدون نیاز به حضور نیروهای مسلح با وابسته کردن مسلمین از نظر سیاسی اقتصادی و فرهنگی بر شؤون مختلف جامعه اسلامی سلطه پیدا می کنند، فقیهان با هوشیاری در این گونه عرصه ها نیز نقش آفرینی کرده و به مقابله با استعمارگران و دفاع از عزت و استقلال مسلمین پرداخته اند. مقابله با زیاده خواهی های سفیر روسیه در ایران - گریبایدوف - از سوی میرزا مسیح مجتهد و میرزای قمی و صدور فتوای جهاد علیه روسیه و ایادی وی که به مرگ او انجامید، حکم تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی در عهد ناصری و قطع ید انگلیس، رویارویی با دخالت و تجاوز روس و نفوذ استعمار انگلیس در نهضت مشروطه از سوی علمای طراز اول نجف، تحریم کارهای بیگانگان در بعضی از مقاطع به منظور مقابله با سلطه اقتصادی آنان، مقابله سید حسن مدرس با اولتیماتوم روسیه در دوران حاکمیت رضا خان، ایستادگی آیت الله کاشانی در برابر نفوذ آمریکا در عصر محمد رضا پهلوی و بالاخره قیام خونین ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی در برابر ابرقدرت های شرق و غرب و ایادی داخلی آنان، تنها چند نمونه از این قبیل است. اما چون محور بحث، حضور علما در مصاف با متجاوزان به سرزمین های اسلامی است، به نقل فرازهایی از این حضور و نیز فتاوای آنان در این عرصه اکتفا می کنیم .

جهاد با متجاوزان روسی و انگلیسی
شیخ جعفر کاشف الغطاء فقیه نامور شیعی که در عصر فتحعلی شاه قاجار می زیست در ماجرای حمله وهابی ها به سال 1217ه به شهرهای نجف و کربلا علما را برای دفاع از شهر مقدس نجف بسیج کرد و با مقاومت ایشان، وهابی ها شکست خورده و گریختند، این ماجرا در شرایطی صورت گرفت که اکثر مردم از شهر گریخته بودند، ولی به همت این فقیه شجاع به همراه تعداد دویست تن از علما و مجاهدان راه خدا با مقاومت، ایادی استعمارگر انگلیس را متفرق ساختند. (74)

وی همچنین هنگامی که با هجوم دولت استعمارگر روس به کشورهای اسلامی ایران روبه رو شد، به شاه قاجار اجازه تصدی امر دفاع از سرزمین اسلامی را صادر کرد. پس از تبیین اینکه تصدی این گونه امور در عصر غیبت وظیفه و حق مجتهدان است و پیروی از ایشان واجب می باشد، در مرحله بعد که آنان از تصدی امر جهاد به هر علتی معذور هستند، بر عهده کسانی است که دارای بصیرت و تدبیر و آگاهی از سیاست و آشنایی به دقائق امور سیاسی و فرماندهی باشند و اگر در یک فرد منحصر باشد، بر او واجب عینی خواهد بود که به نبرد با روس ها و متجاوزان برخیزد و بر مردم نیز واجب است او را یاری و مساعدت نمایند. سپس می افزاید:
«چون اذن گرفتن از مجتهدان با احتیاط سازگارتر و به رضایت پروردگار جهانیان نزدیکتر و نشانه اوج بندگی، تضرع در پیشگاه پروردگار عالم است، من اگر از اهل اجتهاد باشم و قابلیت نیابت از جانب سادات زمان را داشته باشم، به فتحعلی شاه اذن دادم که در جهت آماده کردن سپاه و قشون و مقابله با اهل کفر و طغیان و جحود اقدام کند و مخارج لازم را برای این امر مهم از مالیات و زکات و امثال آن تامین نماید .» (75)

کاشف الغطاء در همین جنگ به سال 1228ه فتوایی خطاب به مردم صادر کرد:
«ای کافه اهل ایران از عراق و فارس و آذربایجان و خراسان! آماده باشید به جهاد کفار لئام و برآورید تیغ ها از نیام برای حفظ بیضه اسلام، درآیید در سلک یاوران ملک علام و جهاد کنید به دفع کفار از شریعت سید انام - علیه و آله الصلوة و السلام - و طریقة امیرالمؤمنین و سید الوصیین علیه السلام . . . .» (76)

شبیه این فتوا را سید علی طباطبایی صاحب ریاض (م - 1231ه) نیز صادر کرد و همگان را به دفاع از جان و مال مسلمین فرا خواند. (77) وی همچنین در رساله جهادیه خود نوشت: «ای دینداران و ای مسلمانان و ای شیعیان علی بن ابی طالب! کجا به غیرت شما می گنجد که به تسلط کفار و روس بر عرض و مال و دولت شما رایت کفر افراشته و شهادتین از میان مسلمین برداشته شود. زنان مسلمه فراش کفار باشند و به جای اعیاد محمدیه (ص)، اعیاد مسیحیه متداول گردد؟ . . .» (78)

فقهای دیگر این عصر همچون محمد حسن بن محمد ابراهیم گیلانی و میر محمد حسین خاتون آبادی نیز رسائلی به زبان فارسی نوشته و منتشر ساختند و مردم را به جهاد با متجاوزان روسی فرا خواندند. (79)

میرزای قمی (م . 1231ه) نیز در ماجرای جنگ قفقازیه بین روسیه تزاری و ایران که فتحعلی شاه به حمایت علما نیازمند شد، در پاسخ این سؤال که «در این اوقات که طائفه روسیه به جانب ممالک محروسه ایران و سایر بلاد مسلمانان آمده و همت بر تسخیر بلاد اسلام گماشته و مانع از اجرای احکام دین مسدد امام (ع) می باشند، دفع ایشان شرعا واجب و لازم است با ظن غلبه مسلمانان بر ایشان یا نه؟» نوشت:
«هرگاه منظور نظر ایشان تغییر شرایع و احکام اسلام یا اذیت به نفوس و اعراض مسلمانان و نهب و غارت اموال ایشان باشد، بلی واجب است. لکن علی الاقرب فالاقرب و در هر طبقه ای از اقرب، هرگاه جمعیتی هست که به بعضی از آنها کفایت در دفاع حاصل شود، بر هر یک از طوائف آنها واجب کفایی است و هرگاه جماعتی که نزدیک آنها هستند و کفایت نمی کنند، بر آنهایی که نزدیک ترند به آنها، واجب است امداد به عنوان واجب کفایی و اگر کفایت حاصل نشود الا به اجتماع جمیع، بر همه واجب می شود که امداد کنیم و متعین می شود .» (80)

وی در ادامه همراهی علما با مجاهدان و مدافعان از سرزمین اسلامی و پوشیدن لباس نظامی را نه تنها خلاف مروت ندانسته، بلکه می افزاید: «آنچه گفته اند که فقیه هرگاه متلبس به لباس جندی شود خلاف با مروت دارد در غیر صورت قتال و دفاع مشروع است کدام عالم از امیرالمؤمنین (ع) بالاتر است که اسلحه بر خود می آراست و اقدام به جهاد می نمود؟» (81)

سپس در پاسخ پرسشی دیگر که از تصدی مجتهد عصر و اذن او برای دفاع پرسیده شده بود، نوشت:
«این نوع مدافعه نه موقوف به اذن امام است و نه حاکم شرع، و بر فرض که موقوف باشد کجاست آن بسط یدی از برای حاکم شرع که خراج را بر وفق شرع بگیرد و بر وفق آن صرف غزات و مدافعین نماید؟ وکجاست آن تمکن که سلطنت و مملکت گیری را نازل منزله غزای فی سبیل الله کند؟» (82)

اضافه بر رساله ها و فتواهای جهادی که مربوط به جنگ نخست ایران و روس در سال های 1218 تا 1229 بود و به انعقاد قرار داد گلستان منتهی شد، رسائل و فتاوای دیگری وجود دارد که مربوط به جنگ دوم ایران و روس است که در سال 1241ه آغاز شد. از جمله این رساله ها، رساله ملا رضا همدانی (م . 1247ه) است که در سال 1238 و در آستانه بروز جنگ انتشار یافت و در آن وظائف دولتمردان و فرماندهان و مردم را به تفکیک توضیح داده است. (83)

سید محمد اصفهانی، ملا محمد جعفر استرآبادی، سید نصر الله استرآبادی، سید محمد تقی قزوینی، سید عزیز الله تالش، حاج ملا عبدالوهاب قزوینی و ملا احمد نراقی نیز از جمله عالمانی بودند که علاوه بر صدور فتوا بر جهاد با روس ها، کفن بر تن کرده و عازم میدان جنگ شدند. (84)

همت علما و حضور جدی ایشان در صحنه های جنگ پیروزی هایی در پی داشت و بخشی از شهرهای اشغال شده ایران به دست روس ها در جنگ پیشین، آزاد شد، اما عواملی موجب شد که ایران در این جنگ نیز شکست را متحمل شود.

مقطع دیگری که علما برای مقابله با تجاوزات دولت روسیه وارد میدان نبرد شدند، دوران مشروطه است. روسیه در سال های 1327 تا 1329 نیروهای خود را در شمال ایران تقویت کرده و مردم راتحت فشار قرار داد. این حادثه مقارن با حمله استعمارگران ایتالیایی به طرابلس غرب (لیبی) بوده شیخ عبدالله مازندرانی، سید اسماعیل صدر، شیخ الشریعه اصفهانی و آخوند خراسانی فتوایی به این مضمون صادر کردند:
«بسم الله الرحمن الرحیم به عموم ایرانیان و مسلمانان هند! حمله روسیه به ایران و ایتالیا به طرابلس غرب موجبات از بین رفتن اسلام و اضمحلال شریعت طاهره و قرآن خواهد شد. بر تمامی مسلمانان واجب است که اجتماع نمایند و از دولت های خود خواهان رفع تجاوزات غیر قانونی روسیه و ایتالیا شوند و سکون و آرامش را تا زمانی که این غائله بزرگ رفع نشده بر خود حرام نمایند. این نهضت را علیه متجاوزان بر بلاد اسلامی جهاد فی سبیل الله و همانند بدر و حنین تلقی نمایند .»

سید محمد کاظم طباطبایی یزدی نیز در برابر این تجاوزات، همچنین تجاوز انگلیس به جنوب ایران عکس العمل نشان داده و فتوای ذیل را صادر نمود:
«در این ایام که دول اروپایی مانند ایتالیا به طرابلس غرب حمله نموده و از طرفی روس ها شمال ایران را با قوای خود اشغال کرده اند و انگلیسی ها نیز نیروهای خود را در جنوب ایران پیاده کرده اند و اسلام را در معرض خطرنابودی قرار داده اند، بر عموم مسلمین از عرب و ایرانی واجب است که خود را برای عقب راندن کفار از ممالک اسلامی مهیا سازند از بذل جان و مال در راه بیرون راندن نیروهای ایتالیا از طرابلس غرب و اخراج قوای روس و انگلیس از ایران هیچ فروگذار نکنند، زیرا این عمل از مهم ترین فرایض اسلامی است تا به یاری خداوند دو مملکت اسلامی از تهاجم صلیبی ها محفوظ بماند .» (85)

فقیهان دیگری چون محمد حسین قمشه ای، سید مصطفی کاشانی، شیخ محمد آل شیخ صاحب جواهر، سید محمد سعید حبوبی، محمد حسین حائری مازندرانی و سید علی تبریزی از جمله عالمانی بودند که دراین مقطع با صدور فتاوایی مقابله با متجاوزان را فریضه مهم مسلمانان شمرده و هرگونه همکاری با آنان را موجب کفر و ارتداد و به منزله محاربه با مسلمانان دانستند. (86)

در این میان بیانیه روشنگرانه شیخ الشریعه اصفهانی به سال 1330ه مثال زدنی است. وی دراین بیانیه که خطاب به علمای بزرگ، امیران، مردان عشایر و قبایل و اقشار مختلف مردم نگاشته، از نقشه ها و توطئه های دشمنان اسلام که تحت پوشش های فریبنده «تجارت با کشورهای اسلامی » و «تاسیس مدارس و بیمارستان ها» سلطه اقتصادی و فرهنگی و سیاسی خود را گسترش داده و مسلمانان را در شؤون مختلف زندگی به خود وابسته کردند، پرده برداشت. وی در فراز پایانی هشدار داد:

«امروز روزی است که کفر و اسلام در برابر یکدیگر قرار گرفته است. روزی است که بر هر مسلمانی واجب است به اسلام که بی کس مانده، یاری رساند. . .» (87)
حضور در صحنه دفاع از شرف، استقلال و سرزمین های اسلامی در این مقطع اختصاص به فقهای شیعه نداشته و علما و مفتیان اهل سنت هم با صدور فتوا و بیانیه مسلمانان را به دفاع در برابر متجاوزان تشویق کردند. (88)

 
مرجع : فقه حکومتی
کد مطلب : ۹۷۰۷۷۹
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

عارف
باسلام
منابع این مقالہ را میخاستم
پیشنهاد ما